آیا یضل من یشاء و یهدی من یشاء باعدل الهی منافات ندارد؟
آیا یضل من یشاء و یهدی من یشاء باعدل الهی منافات ندارد؟
پاسخ:
آیات مشابه:
« یُضِلُّ مَنْ یشاء وَ یَهْدی مَنْ یَشاء» (نحل، ۹۳؛ فاطر، ۸)
«کَذلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یشاء وَ یَهْدی مَنْ یَشاء» (مدثر، ۳۱)
«إِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی إِلَیْهِ مَنْ أَنابَ» (رعد، ۲۷)
«یُضِلُّ بِهِ کَثیراً وَ یَهْدی بِهِ کَثیراً وَ ما یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقینَ» (بقره، ۲۶)
«مَنْ یَشَأِ اللَّهُ یُضْلِلْهُ وَ مَنْ یَشَأْ یَجْعَلْهُ عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ» (انعام، ۳۹)
«کَذلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ الْکافِرینَ» (غافر، ۷۴)
«کَذلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ» (غافر، ۳۴)
«وَ یُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمینَ وَ یَفْعَلُ اللَّهُ ما یَشاءُ» (ابراهیم، ۲۷)
«فَإِنَّ اللَّهَ لا یَهْدی مَنْ یُضِلُّ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرینَ» (نحل، ۳۷)
«وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ» (رعد، ۳۳؛ زمر، ۲۳؛ و …)
و ….
خداوند متعال زمینه و امکانات هدایت و راهنمایی را برای همه انسانها فراهم نموده و به آنها نیز اختیار داده تا مسیر حرکت خویش را انتخاب نمایند.
از طرفی خداوند قوانین و سنت هایی دارد و هر کس به گونه ای مسیر زندگی و حرکت خویش را انتخاب نمود که مشمول این سنتها شد، سنت الهی در مورد او جاری می شود.
کسی که در مسیر کمال و در پی جلب رضایت الهی گام بردارد مشمول سنت هدایت الهی قرار می گیرد. سنت هدایت در مورد نیکوکاران و نیز توبه کنندگان و … جاری می شود.
کسی که از مسیر حق منحرف شود و در مسیر باطل حرکت کند، اگر تا حدی پیش برود که زمینه رشد و هدایت را در خود نابود کند، مشمول سنت اضلال و گمراهی قرار می گیرد. سنت اضلال در مورد کافران، ظالمان، فاسقان، مسرفان و … جاری می شود.
ضمنا کسی نمی تواند سنت الهی را تغییر داده یا تبدیل نماید.
بنابر این چون از ابتدا انسان به اختیار خود تعیین مسیر نموده، و از طرفی تذکر و آگاهی های لازم به او داده شده است، در صورت اجرای سنت الهی در مورد او، بی عدالتی نشده است.
چند نکته:
۱. مساله هدایت و ضلالت، مستند به خداوند سبحان است. او هر که را بخواهد هدایت و هر که را بخواهد گمراه مىکند.
۲. سنت الهی بر این تعلق گرفته که کسانى را هدایت می نماید که بسوى او بازگشت کنند: «یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ أَنابَ»(رعد، ۲۷)
و کسانى را گمراه می کند که به آیات واضحه و روشن او کفر بورزند: «وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ» کسانى را که از اهل کفر و مکر، خداوند گمراهشان کرده باشد دیگر هدایت شدنى نیستند.(رعد، ۳۳)
این بر اساس سنت الهی و نظام متقنى است که دائما جریان داشته و هرگز خلل نمىپذیرد. (۱)
۳. همیشه اعمال و کردار انسان، نتائج و ثمرات و بازتاب خاصى دارد.
اگر انسان به دنبال عمل نیک باشد، نتیجه آن، روشنبینى و توفیق و هدایت بیشتر به سوى خدا و انجام اعمال بهتر است:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً»؛ اگر پرهیزگارى پیشه کنید خداوند حس تشخیص حق از باطل را در شما زنده مىکند و به شما روشنبینى عطا مىفرماید. (انفال، ۲۹)
و اگر انسان به دنبال زشتیها برود، تاریکى و تیرگى قلبش افزون مىگردد، و به سوى گناه بیشترى سوق داده مىشود، و گاه تا سر حد انکار خداوند مىرسند:
«ثُمَّ کانَ عاقِبَهَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّواى أَنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُنَ»؛ عاقبت افرادى که اعمال بد انجام مىدهند به این جا منتهى شد که آیات خدا را تکذیب کردند و مورد استهزاء قرار دادند. (روم، ۱۰)
و در آیه دیگر: «فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ» هنگامى که از حق برگشتند خداوند دلهاى آنها را برگردانید.(صف، ۵)
۴. پس اگر خدا به کسانى توفیق هدایت مىدهد و یا از کسانى توفیق را سلب مىکند نتیجه مستقیم اعمال خود آنها است.
به عبارت دیگر:
کسى که متصف به صفت توبه و رجوع به حق باشد و افکار و عقایدش در گرو هواهای نفسانیش نباشد، خداوند او را با این دعوت حقه (قرآن) هدایت مىفرماید.
و کسى که افکار و عقایدش در قید هوای نفسش گرفتار باشد گمراه مىشود و از آیات قرآن نیز منتفع نمىگردد، هر چند که معجزه هم باشد: «وَ ما تُغْنِی الْآیاتُ وَ النُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا یُؤْمِنُونَ»(یونس، ۱۰۱)(۲)
(۱)- ترجمه المیزان، ج۱۱، ص ۴۸۳
(۲)- ر.ک: تفسیر نمونه، ج۱، ص ۱۵۱؛ ترجمه المیزان، همان
منبع: پرسمان قرآن