جبر و اختیار به چه معناست؟

0 913

جبر و اختیار نقطه مقابل یکدیگرند. طبق عقیده جبر، انسان از خود اراده و اختیاری ندارد، و فاقد قوه تشخیص است، و عامل واقعی گفتار و کردار خویش نیست، و در برابر همه امور مجبور است. چرا که نقش او از قبل در این جهان تعیین شده، واو مجبور به اجرای نقش خود است. و در برابر هر آنچه که برایش اتفاق می افتد، باید تسلیم و راضی باشد. زیرا او به خودی خود نقشی در تغییر هیچ یک از حوادث زندگی خویش را ندارد، بلکه آنچه برای او حادث شده و می شود، قسمت اوست ولاغیر. از اینرو اعتقاد به جبر، انسان را از هر نوع اندیشه و عمل اصلاحی باز می دارد؛ و همه چیز را تقدیر و سرنوشت محتوم خود می پندارد. بدین جهت، آثار اجتماعی سوئی دارد، که باعث انحطاط و سستی در جوامع بشری می گردد، و دست جنایت پیشگان و جباران را برای هر نوع ظلم و ستمی، باز می گذارد.

اختیار بدان معنی است که هیچ چیز برای انسان مقدّر نشده، و آدمی به تنهایی عامل مؤثر خوشبختی و بدبختی خود می‌باشد، و در سرنوشت خود اختیار تام دارد، که آنرا خوب رقم بزند، یا بد؛ و هیچ تقدیری نیز از پیش برای او تعیین نشده است. طبق این عقیده، اختیار و آزادی مساوی است با تفویض، یعنی واگذاشته شدن انسان به خودش، که در انجام افعال خویش، اختیار تامّ و تمام دارد، و مشیّت و خواست الهی، نقشی در اعمال او ندارد.
معتقدان هر یک از این دو عقیده، در میان اهل سنت، دو مکتب اشاعره(قائلین به جبر)، و معتزله(قائلین به اختیار و نفی جبر)، را بوجود آوردند. (۱)
شیعه موافق با اصل اختیار است، ولی نه آن گونه که خواست و مشیّت الهی را، در تحقق یافتن اعمالش، نادیده بگیرد. اختیار و آزادی در مذهب شیعه، حدّ‌ وسطی است میان جبر و اختیار.

بشر در زندگی، همیشه خود را بر سر راه های مختلف می بیند. و در اینکه کدام راه و طریق را انتخاب کند، آزاد است. و این آزادی و اختیار، برای هر انسانی قابل درک است. نکته مهم این است که انتخاب یک راه از میان طرق مختلف، به فکر و اندیشه شخصی و فرد بستگی دارد. بنابراین شخصیّت فردی، که آمیخته ای از صفات اخلاقی و روحی، سوابق تربیتی، خصوصیات موروثی، میزان عقل و علم و دوراندیشی است، در نوع تصمیم گیری فرد تأثیر گذار است. و در واقع اختیار انسان، محدود است به حدود توانایی ها و استعدادهایش؛ و کاری که از توان او خارج است، اختیار در آن نقشی ندارد. و ثانیاً اینکه همه اعمال انسان، اختیاری نیست. وانسان محکوم به یک سری اعمال جبری نیز می باشد. مانند محدودیتها و رنج و دردی که در اثر بیماریهای ارثی، انسان باید متحمل شود، که ناخواسته آزادی عمل انسان را تحت تأثیر قرار می دهد، اما او را به تمام معنا، مسلوب‌الاختیار نمی کند. گر چه انسان در زندگی خویش، همواره از نوعی اختیار و آزادی عمل برخوردار است، ولی نقش شخصیّت، که آمیخته ای از عوامل مختلف است، در نوع گزینش ها و انتخاباتش، بی تأثیر نیست. و این همان حدّ وسطی است که شیعه برگزیده، و تفسیر همان جمله معروفی است که از ائمه اطهار ( روایت شده : “لا جبر و لاتفویض بل امر بین الامرین” (نه چیز و نه اختیار تمام، بلکه حدّ وسطی بین ایندو) یعنی در انجام تمام اموری که به انسان منتهی می گردد، علاوه بر اراده و اختیار او، و عوامل دیگر نیز نقش دارند.

منابع و مآخذ:
۱. آشنایی با علوم اسلامی، شهید مطهری، بحث کلام، ۶۳
– انسان و سرنوشت، شهید مطهری
– عدل الهی، شهید مطهری

منبع : سامانه پاسخگویی به سوالات و شبهات دینی

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.