آیا هیپنوتیزم و احضار ارواح صحت دارد؟

0 597

آیا هیپنوتیزم و احضار ارواح صحت دارد؟

هیپنوتیزم

هیپنوتیزم : یا خواب مغناطیسی یکی از حقایق مسلّم علم امروز است و آن عبارت است از خواب مصنوعی که در اثر تمرکز نگاه طولانی به یک نقطه روشن و نورانی و یا در اثر توجه خاص نسبت به یک موضع، برای انسان حاصل می شود. در حدود سال های ۱۷۷۵ میلادی بود که یک پزشک اتریشی به نام “آنتوان مسمر” اظهار کرد که در آدمی نیروی سیّال مغناطیسی وجود دارد که می شود از راه اراده آن را به دیگران نفوذ داد.
پس از او یکی از شاگردانش به نام “پویسکور” از راه خواب مغناطیسی و داخل کردن نیروی “مانیه تیسمی” به بیماران آن ها را معالجه می نمود. او در آثر آزمایش های متعدد، دریافت که در حالت خواب مصنوعی، عامل(خواب کننده) هر دستوری که به خواب شده بدهد، آن را اجرا خواهد کرد. بعد از او “جمز برید” دانشمند انگلیسی هیپنوتیزم را در قالب خاص علمی ریخت و شکل مخصوصی به آن داد.
محمد فرید وجدی نویسنده‌ دائره المعارف قرن بیستم در جلد چهارم کتاب خود در ماده “روح” جدولی از نام دانشمندان مشهور که به واقعیت این علم اعتراف کرده اند ارائه می دهد، در این جدول نام ۴۷ نفر از دانشمندان بزرگ فرانسه، انگلستان، ایتالیا، آلمان و … را ذکر می کند.
تنویم مغناطیسی دارای درجات مختلفی است است که در هر درجه ای انسان یک نوع آگاهی می تواند بدهد و هر چه درجات آن قوی تر باشد، درک و تماس آن با آگاهی ها بیشتر است.۲

شارکو دانشمند فرانسوی خواب های مصنوعی را به سه درجه عملی تقسیم کرده است.
او می گوید: به خواب شونده می توان حالت لتارژی یا حالت تحجر، کرخی و جمودی داد. در این حالت حواس شخص خوابیده به طور کلی از بین می رود و خاصیت درک را از دست می دهد. این حالتی است که جراحان برای اعمال جراحی استفاده می کنند.
هیپنوتیزم شدیدتر، حالت کاتالپسی یا حالت لمسی و لختی است. در این حالت خوابیده به هیچ وجه قادر به انجام حرکت نیست. گرفتگی و سستی مخصوصی پیدا می کند و مانند یک آدم مرده ای است که اگر بازوی او را بلند کنیم و رها سازیم فوراً خواهد افتاد.
خواب شونده ها در این حالت می توانند حوادث و جزئیات زندگی دوران طفولیت را به خوبی یاد بیاورند، کتاب بسته ای را بخوانند، حوادث آینده را پیش بینی کنند، با زبان های گوناگون تکلم نمایند و علل امراض صعب العلاج را تشخیص دهند و … .
قسم سوم از هیپنوتیسم، تله پاتی یا روشن بینی و نهان بینی است.
جهت آگاهی بیشتر در زمینه هیپنوتیزم به کتاب ارزشمند “به سوی جهان ابدی” تألیف زین العابدین قربانی مراجعه شود.

آلفرد روسل والاس، دانشمند معروف زیست شناس که در آغاز بینشی کاملاً مادی داشته و هیچ یک از واقعیات غیر مادی از جمله روح را نمی پذیرفت. پس از یک رشته مطالعات و موشکافی ها در اصول مربوط به ارواح، کتابی به نام “معجزات و فلسفه جدید حقیقت جوهری و غیر هیولایی روح” تألیف نمود. وی در این کتاب می نویسد: هنگامی که من در صدد کشف اسرار جریان رابطه با ارواح شدم، فردی کاملاً مادی و منکر روح بودم. در فکر من ابداً اثری از مجردات و جهان ماوراء الطبیعه نبود.
بیشتر بر این بودم تا به وسیله علم، ناصحیح بودن این مطلب را به اثبات برسانم لیکن در برابر آزمایش ها و واقعیت هایی که قرار گرفتم، کم کم بر صحت آن ها معتقد شدم. مسئله ظهور روح، به قدری در من نفوذ و تأثیر کرده که قبل از آن که بتوانم برای فهم و درک آن، توضیحاتی در ضمیر خود بیابم،‌ ناگزیر به آن آیمان آورده و عقیده راسخ پیدا کردم.۳
آقای لاج استاد دانشگاه بیرمنگام انگستان در یکی از سخنرانی های خود درباره روح و بقای آن بعد از مرگ می گوید: ” ما پس از مرگ، زنده خواهیم بود. این مطلب را از آن جهت می گویم که شخصاً با بعضی از دوستانم که فوت شده اند، صحبت کرده ام. ارتباط با ارواح ممکن است ولی تابع بعضی قواعد و شرایط است. نمی گویم کار آسانی است اما امکان پذیر است”.۴
دکتر لومبرزو در روزنامه “جمعیت ایتالیا” می نویسد: حقیقت تظاهرات روحی را طبق هیچ اصولی نمی توان منکر گشت. شواهد و آزمایش هایی طبق قوانین و ملاحظات علمی به عمل آمده و من خود بارها با کسان مورد نظرم تحت همین شرایط گفتگو نموده ام.۵

علامه طباطبایی و احضار روح 

علامه طباطبایی در یکی از جلسات برای شاگردانش می فرمود: برادر من سید محمد حسن الهی طباطبایی، شاگردی داشت که به او درس فلسفه می گفت و آن شاگرد احضار روح می نمود و برادر من توسط آن شاگرد با بسیاری از ارواح تماس پیدا می کرد. آن شاگر قبل از آن که با برادر من ربطی داشته باشد، میل کرده بود فلسفه بخواند. آن شاگرد به خدمت ایشان می آمد و درس می خواند. آن مرحوم می فرمود: ما به وسیله این شاگرد با بسیاری از ارواح ارتباط برقرار می نمودیم و مشکلات حکمت را از مؤلفین آن ها می پرسیدیم. یک بار که با افلاطون تماس گرفته بودند. این دانشمند گفته بود: شما قدر و قیمت خود را بدانید که می توانید در روی زمین “لااله الاّالله” بگویید. مادر زمانی بودیم که بت پرستی و ثنویت آن قدر غلبه کرده بود که نمی توانستیم آن ذکر را بر زبان جاری کنیم. می فرمود: روح بسیاری از علما را حاضر کردیم و سؤالاتی نمودیم مگر روح دو نفر را که نتوانستیم احضار کنیم. یکی روح مرحوم سید بن طاووس و دیگری روح علامه سید بحرالعلوم. (با روح این دو تماس گرفتیم ولی) این دو گفته بودند: ما وقف حضرت امیرالمؤمنین(ع) هستیم و ابداً مجالی برای پایین آمدن نداریم.

علامه طباطبایی افزودند: از عجایب و غرایب این بود که یک کاغذ از تبریز از ناحیه برادر ما به قم آمد که در آن نوشته بود: شاگرد مزبور، روح پدرمان را احضار کرده و به سؤالی هم جواب داده است و در ضمن گویا از شما (یعنی از علامه طباطبایی) گله داشته اند که در ثواب تفسیری که نوشته اید ایشان را شریک نکرده اید. استاد (علامه طباطبایی) فرمودند: آن شاگرد نه مرا می شناخت و نه از تفسیرم اطلاعی داشت و برادر ما هم نامی از من در نزد او نبرده بودو این که من در ثواب تفسیر، پدرم را شریک نکرده ام تنها خود و خدایم می دانست نه کس دیگر، حتی برادرم از این نیّت و قصد بی اطلاع بود. و این که من در ثواب آن پدرم را شریک نساخته ام نه از جهت آن بود که می خواستم امساک کنم بلکه تصور می کردم آخر کارهای ما چه ارزشی دارد که پدرم را در آن سهیم کنم. قابلیتی برای خدمت خود نمی دیدم.
گفتم: خدایا! اگر این تفسیر ما در نزد تو قابل قبول است و ثوابی دارد من ثواب آن را به روح پدر و مادرم هدیه نمودم. هنوز این مطلب (قلبی) را در پاسخ نامه برادر به تبریز نفرستاده بودم که پس از چند روزی نامه ای از وی رسید که در آن آمده بود: این بار با پدر صحبت کردیم، شادمان بود و گفت خدا عمرش بدهد، سید محمد حسین هدیه ما را فرستاد.۶
۲ جعفر سبحانی،‌معاد انسان و جهان، ص ۱۳۹.
۳ زین العابدین قربانی، به سوی جهان ابدی، ص ۱۴۳.
۴ همان، ص ۱۴۵.
۵ همان، ص ۱۴۶.
۶ غلامرضا گلی زواره، جرعه های جان بخش، ص ۲۴۵.

منبع : سامانه پاسخگویی به سوالات و شبهات دینی

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.