اگر انسانهای معتقد در حال ارتکاب به گناه بمیرین آیا نامسلمان از دنیا رفته اند ؟

0 53

با توجه به اینکه انسانهای زیادی هستند که با اینکه به خدا و اسلام و … معتقد و مؤمن هستند گناهانی (خواه کوچک یا بزرگ) انجام میدهند، چنانچه کسی با شرایط مذکور در حال گناه بمیرد، آیا نامسلمان از دنیا رفته است؟ و عاقبت به شر (مقابل عاقبت بخیر!!) شده است؟ (البته فرض بر این است که گناهش جنبه حق الناس ندارد.)

انسان باید از گناهان خود توبه کند و توبه را به تاخیر نیندازد که دیگر توبه هنگام مرگ فایده ای ندارد و پس از سپری شدن این زمان و مشاهده عذاب‌، بازگشت و اظهار ندامت سودی ندارد و آرزویی دست نیافتنی است‌; چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: وَلَیْسَتِ التَّوْبَهُ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّی تُبْتُ الآنَ وَلاَ الَّذِینَ یَمُوتُونَ وَهُمْ کُفَّارٌ أُوْلَـئِکَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا (۱(برای کسانی که کارهای بد را انجام می‌دهند و هنگامی‌که مرگ یکی از آن‌ها فرا می‌رسد می‌گوید: "الآن توبه کردم‌!" توبه نیست و نه برای کسانی که در حال کفر از دنیا می‌روند."

«حَتّى اِذاجاءَ اَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ. لَعَلّى اَعْمَلُ صالِحاً فیما تَرَکْتُ کَلاّ اِنَّها کَلِمهٌ هُوَ قائِلُها…»(2)
وقتى که مرگ گنهکار فرا رسد، مى گوید: خدایا مرا به دنیا بازگردان. شاید با اعمال شایسته کارهاى بد خویش را جبران کنم (جواب داده مى شود) هرگز چنین نخواهد شد و این سخنى است که او (همواره) مى گوید.

همواره پیش گیری بهتر از درمان است انسان باید بکوشد که مرتکب گناه نگردد و در صورت ارتکاب معصیت فوری توبه کند و امروز و فردا ننماید؛ چرا که تسویف در توبه و به عبارتی به تأخیر انداختن توبه از وساوس شیطان است تا به این ترتیب توفیق توبه را از انسان سلب کند. توبه، واجب فوری است و بلا فاصله واجب است بعد از گناه توبه کرد. لقمان به فرزندش سفارش می کند:« ای پسرم! توبه را به تأخیر نینداز؛ زیرا مرگ ناگهانی فرا می رسد»(3).
مرگ خبر نمی کند و ممکن است پیش از آن که گناهکار موفق به توبه شود مرگش فرا رسد و بدون توبه از دنیا رود. هم چنین در اثر کثرت گناه، اعتقاد و ایمان انسان ضعیف تر شده و نه تنها توبه نمی کند حتی ممکن است که بسیاری از اعتقادات را تکذیب کند و کافر شود و با کفر از دنیا رود.ثمَّ کَانَ عَاقِبَهَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِؤُون »سر انجام آنان که به اعمال زشت و کردار بد پرداختند این شد که کافر شده و آیات خدا را تکذیب و تمسخر کردند »(4).

درست است که «توبه از هر کسی تا زمانی که از حیات خود مأیوس نشده قبول است»(5)؛ولی باید توجه داشت که هر چه توبه به تأخیر انداخته شود، سخت تر خواهد بود؛ چون نفس انسان مزه گناه را هر چه بیشتر بچشد، ترکش سخت تر خواهد بود.

حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) به ابوذر می فرمایند:

یا أباذر، إیّاک أن تدرکک الصّرعه عند العثره فلا تقال العثره ولا تمکّن من الرّجعه ولایحمدک من خلّفتَ بما ترکت ولا یعذرک من تقدم علیه بما اشتغلت به.(۶)
اى ابوذر، مواظب باش، مبادا بر اثر لغزشها از پا درآیى و دیگر نتوانى گذشته را تدارک کنى، آن هنگام قدرت برگشتن به دنیا را نخواهى داشت و بازماندگانت تو را بر ثروتى که براى آنان گذاشته اى مدح و ستایش نمى کنند و خداوند متعال نیز که به سوى او رفته اى، عذرهاى بى اساس تو را در ترک اطاعت و بندگى نخواهد پذیرفت.

و همچنین یکی از بدترین مرگ ها ،مرگ در حال گناه است که راه توبه و بازگشت از انسان سلب شده است و فرصتی برای توبه نیست.
یاد مرگ در نظر مولا علی (علیه السلام) به انداره ای پر اهمیت است که حضرت در نامه ای به فرزندش امام حسن (علیه السلام) در سال ۳۸ هجری وقتی که از جنگ صفین باز می گشت و به سرزمین «حاضرین» رسیده بود، می نویسد:
« پسرم، بدان تو برای آخرت آفریده شدی نه دنیا، برای رفتن از دنیا، نه پایدار ماندن در آن؛ برای مرگ، نه زندگی جاودانه در دنیا؛ که هر لحظه ممکن است از دنیا کوچ کنی، و به آخرت در آیی و تو شکار مرگی هستی که فرار کننده آن نجاتی ندارد، و هر که را بجوید به آن می رسد، و سرانجام او را می گیرد، پس از مرگ بترس! نکند زمانی سراغ تو را گیرد که در حال گناه یا در انتظار توبه کردن باشی و مرگ مهلت ندهد و بین تو و توبه فاصله اندازد، که در این حال خود را تباه کرده ای. پسرم! فراوان بیاد مرگ باش، و به یاد آنچه که به سوی آن می روی، و پس از مرگ در آن قرار می گیری. تا هنگام ملاقات با مرگ از هر نظر آماده باش، نیروی خود را افزون، و کمر همت را بسته نگهدار که ناگهان بیاید و تو را مغلوب سازد. مبادا دلبستگی فراوان دنیاپرستان و تهاجم حریصانه آنان به دنیا، تو را مغرور کند، چرا که خداوند تو را از حالات دنیا آگاه کرده، و دنیا نیز از وضع خود تو را خبر داده، و از زشتی های روزگار پرده برداشته است.»(7)

همچنین محمدبن منکدر(یکی از دانشمندان اهل تسنن) در عصر امامت امام باقر (علیه السلام) بود وقتی به حضرت امام محمد باقر)علیه السلام(گفت:خدا کارت را سامان بخشد آیا روا است که بزرگی از بزرگان قریش ، در این هوای داغ ، برای بدست آوردن مال دنیا، بیرون آید و این گونه تلاش کند؟ اگر در این حال ، مرگ به تو برسد چه خواهی کرد؟ آن حضرت روی پا ایستاد و به او رو کرد و فرمود: سوگند به خدا، اگر مرگ در این حال به من برسد در حالی رسیده که در اطاعت خدا هستم و با کار و کوشش ، دیگر احتیاج به تو و سایر مردم پیدا نمی کنم ، من آن هنگام از مرگ می ترسم ، که در حال گناه به سراغم آید. ابن منکدر می گوید:وقتی که من این پاسخ را از آن حضرت شنیدم گفتم : یرحکم الله اردت ان اعظک فوعظتنی : خدا تو را رحمت کند، خواستم تو را نصیحت کنم ، تو مرا نصیحت کردی)۸(

به هر حال به کسی که در حال گناه از دنیا می رود نمی توان به صورت کلی گفت دیگر مسلمان نیست و فقط در مورد برخی از گناهان چنین اوصافی به کار رفته است)۹(:

"اگر شخصی بدون آن که فقیر و مریض بوده و یا از ستمگری در هراس باشد، عمداً حج را ترک کند؛ مانند یهودیان و مسیحیان از دنیا خواهد رفت".(10)
در مورد مانع زکات و کسی که با امام مفروض الطاعه مخالفت کند و یا امیرالمومنین را دشمن بدارد نیز چنین سخنی آمده است(۱۱(

البته در مورد کسی که فرصت توبه پیدا نکند و شایستگی شفاعت را داشته باشد امید است رحمت خدا شامل حال آن کس شود.

مرحوم صدوق (ره) می فرماید:اعتقاد ما در باب شفاعت اینست که آن حق است و شفاعت براى کسى است که خدا دینش را پسندیده باشد از صاحبان گناهان کبیره و صغیره، و اما توبه ‏داران از گناهان محتاج بشفاعت نیستند. و جناب نبوى صلَّى اللَّهُ علـَیهِ و آلِهِ و سَلّم فرمودند: "هر که ایمان نیاورد بشفاعت من، خدا شفاعت مرا نصیبش ننماید". و فرمودند: "هیچ شفاعت ‏کننده ‏اى مقبول ‏تر از توبه نیست".(12(

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(۱)نسأء/۱۸.
(۲)مومنون/۹۹-۱۰۰.
(۳)دیلمی، حسن بن ابی الحسن، ارشاد القلوب، ج۱، ص ۷۲، شریف رضی، ۱۴۱۲هـ ق.
(۴)روم/۱۰.
(۵)شیخ مفید، اوائل المقالات، ص ۸۵، کنگره شیخ مفید، قم، ۱۴۱۳ هـ ق.
(۶)بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏74، ص: ۷۵، نویسنده، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ ، ناشر، دار إحیاء التراث العربی‏ ، مکان چاپ، بیروت‏ ، سال چاپ، ۱۴۰۳ ق‏ ، نوبت چاپ، دوم‏.
(۷)نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ص، ۴۰۰، نامه ۳۱ ، نویسنده، شریف الرضى، محمد بن حسین‏ ، محقق ، مصحح، فیض الإسلام‏ ، ناشر، هجرت‏ ، مکان چاپ، قم‏ ، سال چاپ، ۱۴۱۴ ق‏ ، نوبت چاپ، اول‏.
(۸)الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏5، ص، ۷۳ ، نویسنده، کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏ ، محقق ، مصحح، غفارى على اکبر و آخوندى ، محمد ، ناشر، دار الکتب الإسلامیه ،مکان چاپ، تهران‏ ، سال چاپ، ۱۴۰۷ ق‏ ، نوبت چاپ، چهارم‏ .
(۹)البته جدای از شرح این احادیث و بررسی سندی آن ها احادیث را آورده ایم.به عنوان مثال علامه مجلسی در مورد حج آن را نشانه تاکید و مبالغه می دانند(ر.ک ، مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج‏7، ص، ۱۰۴) و علامه فیض کاشانی آن را مجاز نمی دانند(الوافی ج‏12ص۲۵۲ )
(۱۰)شیخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص ۲۳۶، انتشارات شریف رضی، قم، ۱۳۶۴ هـ ش
(۱۱)عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏2،ص ۵۸ ، المحاسن ، ج‏1 ص ۸۷ ، المحاسن ج‏1 ص۹۲ ، الکافی (ط – الإسلامیه) ج‏3ص ۵۰۵
فِی رِوَایَهِ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏ مَنْ مَنَعَ قِیرَاطاً مِنَ الزَّکَاهِ فَلْیَمُتْ إِنْ شَاءَ یَهُودِیّاً أَوْ نَصْرَانِیّاً
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏ مِنَّا الْإِمَامُ الْمَفْرُوضُ طَاعَتُهُ مَنْ جَحَدَهُ مَاتَ یَهُودِیّاً أَوْ نَصْرَانِیّاً وَ اللَّهِ مَا تَرَکَ اللَّهُ الْأَرْضَ مُنْذُ قَبَضَ اللَّهُ آدَمَ إِلَّا وَ فِیهَا إِمَامٌ یُهْتَدَى بِهِ إِلَى اللَّهِ حُجَّهً عَلَى الْعِبَادِ مَنْ تَرَکَهُ هَلَکَ وَ مَنْ لَزِمَهُ نَجَا حَقّاً عَلَى اللَّهِ‏
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِعَلِیٍ‏ مَنْ أَحَبَّکَ کَانَ مَعَ النَّبِیِّینَ فِی دَرَجَتِهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ مَنْ مَاتَ وَ هُوَ یُبْغِضُکَ فَلَا یُبَالِی مَاتَ یَهُودِیّاً أَوْ نَصْرَانِیّا.
(۱۲)اعتقادات الإمامیه ص، ۶۶ ، نویسنده، ابن بابویه، محمد بن على‏ ، ناشر، کنگره شیخ مفید ، مکان چاپ، ایران؛ قم‏ ، سال چاپ، ۱۴۱۴ ق‏ ، نوبت چاپ، دوم‏.

منبع : پرسمان قرآن

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.