در آیات ۳۴ـ۳۶ سوره عبس،چرا ابتدا از برادر صحبت شده، سپس مادر و پدر؟

0 34

در مورد آیات ۳۴ـ۳۶ سوره عبس، اولاً: چرا ابتدا از برادر صحبت شده است، سپس مادر و پدر و زن و فرزند؟)

پاسخ:

چرا حرف از خواهر یا دایی و عمه نشده است؟ در ابتدا باید گفت این تصور غلطی است که حتی باید کسانی که به انسان نزدیک ترند را اوّل بیان کند زیرا گاه ترتیب بیان از کسی که نزدیکی آن کمتر است به کسی که بیشتر است می باشد و گاه بالعکس و این بستگی به مورد دارد.

برخی در مورد ترتیب بیان شده در آیه ۳۴ تا ۳۶ سوره مبارکه عبس چنین گفته اند: که افراد به ترتیب شدت علاقه به آنان در این آیات ذکر شده اند یعنی این آیات در صدد بیان این مطلب اند که شدت گرفتاری افراد در روز قیامت به حدی است که برادر از برادر خود می گریزد و نه تنها از برادر بلکه از مادر خود که شدت علاقه به مادر از برادر بیشتر است و نه فقط از مادر بلکه از پدر، و بلکه از همسر و حتی از فرزند که علاقه انسان به فرزند از همه بیشتر است نیز می گریزد.

امّا این قاعده نمی تواند یک قاعده کلی باشد که بتوان آن را در مورد همه صحیح دانست زیرا همه افراد یکسان نیستند و از آنجا که عوامل مختلف در میزان علاقه انسان به یک شخص دخالت دارند، ممکن است علاقه کسی به فرزند بیشتر از سایر افراد و یا علاقه کسی به برادر، بیشتر از سایر افراد و یا… باشد.(۱)

نکته ای که تفاسیر برای این آیه ذکر کرده اند این است که گریزان بودن افراد از نزدیکان را به چند وجه می توان تفسیر کرد:

۱. افراد در صورتی از یکدیگر گریزانند که در دنیا یکدیگر را در ظلم و بدی یاری کرده باشند.(۲) یعنی این آیات مشابه آیه الْأَخِلَّاء یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِینَ(۳) «دوستان در آن روز با یکدیگر دشمنند مگر پرهیزکاران می باشد.»

۲. در روز قیامت انسان از برادر، پدر و مادر و همسر و فرزند خویش فرار می کند به جهت ترس از این که مظلمه ای از آنان به گردن او باشد و آنها از او مطالبه نمایند.(۴) و برادر به او بگوید: که چرا مال خویش را با من مواسات نکردی و پدر بگوید: چرا در نیکی بر ما و برّ الوالدین کوتاهی کردی و همسر بگوید: چرا مال حرام بر من خوراندی و چنین و چنان کردی و فرزندان بگویند: چرا معالم دین و اخلاق نیکو و فضایل را به ما نیاموختی.(۵)

۳. علت فرار انسان از نزدیکان خود بدان جهت است که خواری و ذلت و عذاب او را در روز قیامت نبینند و با این رسوایی در جلوی جسم آنان ظاهر نشود.(۶)

۴. این آیه مشابه آیه فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَلَا یَتَسَاءلُونَ.(۷) یعنی: «پس چون صور دمیده شود یعنی قیامت بر پا شود هیچ خویشاوندی در میان آنان نخواهد بود… » و مقصود از عدم خویشاوندی این است که هیچ نفعی نمی توانند به یکدیگر برسانند و یا هیچ ضرری را نمی توانند از یکدیگر دفع کنند.(۸)

۵. در روز قیامت خوبان و بدان از یکدیگر گریزانند حتی اگر برادر یا پدر و مادر یا همسر و فرزند هم باشند. مؤید این مطلب روایتی است که در کتاب عیون اخبار الرضا از امام هشتم ـ علیه السلام ـ روایت شده است که به عنوان یکی از نمونه های این مسأله فرمودند: «منظور از «یفرّ المرء من اخیه» فرار هابیل و قابیل از یکدیگر و منظور از أبیه فرار حضرت ابراهیم از پدر خوانده خود که کافر بود و «بنیه» فرار حضرت نوح از پسر بدکار خود و… است.»(۹)

۶. نکته مهمی که باید در مورد این آیه و به طور کلی در مورد همه آیات قرآن توجه کرد این است که: قرآن کتاب هدایت است و هدف آن هدایت بشر است و در عین حال از کمال فصاحت و بلاغت برخوردار است. هدف قرآن بیان مطالبی است که برای تهذیب و تذکر و ساختن انسان مفید است، بنابراین با پرهیز از زیاده گویی که اصطلاحا در علم معانی از آن به عنوان «اطناب جمل» یاد می شود و نیز پرهیز از کم گویی که موجب عدم رساندن مطلب شود و در اصطلاح به آن «ایجاز مخل» گویند هدف اصلی خود را بیان می کند.

قرآن کتاب داستان یا افسانه نیست که از آن توقع داشت که اگر برای بیان شدت گرفتاری روز قیامت که خویشان در آن از هم گریزانند به عنوان نمونه برادر یا پدر یا فرزند را مثال زد، حتما دایی یا خواهر یا عمه یا خاله را نیز بیان کند!! مقصود آیه بیان شدت فزع و جزع در روز قیامت است و تنبه انسان برای چاره سازی در دنیا و آمادگی برای آن روز عظیم و هولناک است و اساسا شأن قرآن اجلّ از این امور است مگر در جایی که واقعا نیاز به بیان باشد و اگر بیان نکند موجب نقص گردد.

بنابراین می بینیم داستان های پیامبران و گذشتگان را نیز به تفصیل بیان نمی کند و فقط به بیان قسمت هایی از آن که در نهایت از آن یک نتیجه اخلاقی و انسان سازی گرفته می شود، بسنده می کند از این روست که امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ در بیان شأن والای قرآن می فرماید: «قرآن کتابی است که ظاهر آن زیبا و باطن آن عمیق است که شگفتی های آن هرگز پایان نپذیرد و از آن کاستی حاصل نگردد.(۱۰) و قرآن دریایی است که ژرفای آن درک نشود.(۱۱)»

پاورقی:

۱. مکارم شیرازی، ناصر، الامثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، ج۱۹، ص۱۴۳۶.
۲. عیاشی، تفسیر عیاشی، تهران، المکتب العلمیه الاسلامیه، ج۱، ص۳۵۷.
۳. زخرف : ۶۷.
۴. شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اوّل، ۱۲۰۹ق، ج۱۰، ص۲۷۷.
۵. طبرسی، جوامع الجامع، قم، جامعه مدرسین، چاپ اول، ۱۴۱۸ق، ج۷، ص۲۱۱.
۶. شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۲۷۷.
۷. مؤمنون : ۱۰۱.
۸. شیخ طبرسی، مجمع البیان، بیروت، موسسه الاعلمی، چاپ اول، ۱۹۹۵م، ج۳، ص۷۳۲.۹. فیض کاشانی، التفسیر الصافی، الصدر، چاپ دوم، ۱۳۷۴ش، ج۵، ص۲۸۸.
۱۰. نهج البلاغه، خطبه ۱۸.
۱۱. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۸.

 

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.