در قرآن «مِن الله و عندالله» با هم چه تفاوتی دارند؟

0 567

در قرآن «مِن الله و عندالله» با هم چه تفاوتی دارند؟

برای رسیدن به پاسخ این پرسش لازم و ضروری است این نکته روشن شود که «من» بر اساس موازین ادبیات زبان عربی از جمله حروف است که به تنهایی معنایی را نمی رساند و باید ضمیمه کلماتی دیگری بشود تا بر معنایی دلالت کند. و این واژه برای پانزده معنا به کار رفته است.(۱) که به برخی اشاره می شود.

۱. «من» ابتدائیه یعنی «من» برای ابتداء غایت به کار رفته و بر آن دلالت دارد ولی تا وقتی واژه «من، از» در میان کلمات دیگر قرار نگیرد مفهومی را افاده نمی کند و وقتی گفته شد «سرت من البصره من الکوفه»، یعنی: «من «از» بصره راه پیموده و سیر کردم تا کوفه». معلوم می شود ابتدا سیر و حرکت از شهر بصره بوده و به کوفه منتهی شده است که برای بیان ابتدا این مسافت واژه «من» را به کار می برند و این کلمه دلالت می کند که ابتدا غایت همان چیزی که «من» بر آن وارد شده در مثال فوق بصره ابتدا و کوفه انتهاء غایت است.
۲. «من» تبعیض: وقتی می خواهند بفهمانند که بعضی مورد نظر است نه همه. از حرف «من» استفاده می کنند مانند: قول خداوند: «منهم من کلم الله، برخی از پیامبران کسی اند که خدا با آنان سخن گفته است.»(۲)
۳. «من» تبیین، یعنی حرف «من» مطلب مبهمی را که قبل از او آمده توضیح می دهد که مراد از آن چیست؟
۴. «من» به معنی منشأ: یعنی «من» می خواهد برساند که منشأ و علت به وجود آمدن این معلول همان چیز یا کسی است که بعد از «من» آمده است مثلا در قرآن آمده:
«… ما أصابک من سیئه فمن نفسک. آنچه از بدی ها به تو می رسد از ناحیه و جانب خودت است.»(۳)
یعنی نفس خودت منشأ و باعث به وجود آوردن این بدی ها شده است و نتیجه عمل خودت می باشد.
با توجه به معانی مختلف «من» مورد به مورد کلمات قبل و بعد «من» و هم چنین مجموع کلامی که «من» در آن قرار گرفته است باید ملاحظه شود لذا آنجایی که واژه «من» بر «الله» وارد شده و خوانده می شود «من الله». یک قاعده کلی و فراگیر ندارد تا گفته شود هر جا چنین بود «من الله» استعمال می شود زیرا هر چند در بیشتر آیاتی که «من الله» به کار رفته به این معناست که یک نوع نزول رحمت یا عذاب و یا نعمت و… مطرح است و واژه «من» نشان می دهد که منشأ اموری از قبیل رحمت و … خداوند بوده ابتدای این امور خداوند می باشد، ولی در همه جا چنین نیست به موجب معانی مختلف واژه «من» کار برد آن نیز فرق می کند که برای روشن شدن به برخی از آیات اشاره می شود

۱. … و بأؤوا بغضب من الله…. (۴) به عذابی از جانب خدا گرفتار شدند.
۲. إِنَّ الَّذِینَ کفَرُواْ لَن تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُم مِّنَ اللّهِ شَیْئًا وَأُولَئِک هُمْ وَقُودُ النَّارِ(۵) کافران را هرگز مال و اولادشان از (عذاب) خدا نرهاند.
۳. …وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ.. (۶). برای بهشتیان زنان پاکیزه و رضایت از جانب خدا است.
۴. …یُبَشِّرُک بِیَحْیَی مُصَدِّقًا بِکلِمَهٍ مِّنَ اللّهِ… (۷) تو را به یحیی که کلمه از جانب خداست بشارت می دهد.
همان طوری که اشاره شد ابتداء و نیز منشأ بودن مدخول «من» معنای غالبی این واژه است که از آن فهمیده می شود ولی برای فهم معنای «من الله» مورد به مورد تمام کلمات و جملات که «من الله» در آن به کار رفته است باید ملاحظه شود.
امّا تعبیر «عند الله» که مرکب است از کلمه «عند» و لفظ جلاله برای روشن شدن این تعبیر دانستن این نکته ضروری است که «عند» اسم بوده و بر نوعی از ظرفیت دلالت می کند و می رساند که مدخول آن ظرف برای چیزی هست.(۸) حال ظرف مادی (مکانی و زمانی) باشد مثل این که می گوییم: «فلان کتاب نزد من است» و یا معنوی مثل این که در قرآن می خوانیم «قال الذی عنده علم من الکتاب. آن کسی که مقداری از علم کتاب نزد او بود گفت….».(۹)
و یا احاطه علمی قیومی باشد مثل این که می گوییم همه چیز نزد خداست.

برخی از آیاتی که تعبیر «عندالله» در آن به کار رفته عبارت انداز:
۱. إِنَّ عِدَّهَ الشُّهُورِ عندالله اثْنَا عَشَرَ شَهْر… (۱۰). تعداد ماه ها نزد خداوند دوازده ماه است.
۲. إِنَّ شَرَّ الدَّوَابَّ عندالله الصُّمُّ الْبُکمُ الَّذِینَ لاَ یَعْقِلُونَ(۱۱) بدترین جنبدگان نزد خدا افراد کر و لالی هستند که اندیشه نمی کنند.
۳. …إِنَّ أَکرَمَکمْ عندالله أَتْقَاکمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ(۱۲)، گرامی ترین شما نزد خداوند با تقوا ترین شماست.
آیات و امثال آن صرف تحقق و ثبوت اموری از قبیل تعداد ماه ها، جایگاه بدترین انسان ها و مقام برترین انسان ها و.. در پیشگاه خداوند فهمیده می شود یعنی احاطه علمی خداوند بر ثبوت این امور که از واژه «عند» فهمیده می شود. ظرف ثبوت آنهاست و این کلمه هیچ گونه دلالتی بر نازل شدن چیزی از سوی خداوند به کسی یا چیزی ندارد و ابتداء و انتهاء در معنای «عندالله» نهفته نیست بر خلاف تعبیر «من الله» که در اغلب موارد بر نوعی نازل شدن و منشأ بودن دلالت می کند مثلا وقتی در قرآن کریم می خوانیم … قل کل من عندالله(۱۳). بگو همه از ناحیه خداست».

این مضمون «من» است که بر «عند» وارد شده است و مفهوم فوق را افاده می کند نه مفاد خود «عند». زیرا «عندالله» فقط دلالت دارد که همه موجودات نزد خدا حاضر و در محضر اوست و در جایی که بخواهیم از وجود و ثبوت امور نزد خداوند و احاطه علمی او سخن بگوییم و تعبیر فوق بیان می کنیم ولی در مواردی که منظور بیان سرآغاز و نشأت گرفتن اموری از جانب خدا است تعبیر «من الله» را به کار می برند و این معنی در خصوص افعال انسان و حسنات و سیئات ممکن است موجب این سؤال شود که چگونه در برخی آیات مثل آیه ۷۸ سوره نساء حسنات و سیئات همه به خدا نسبت داده شده و در آیه ۷۹ همین سوره فقط نیکی به خدا نسبت داده شده است؟
پاسخ این پرسش با توجه به مسأله اراده تکوینی و تشریعی خدا قابل جواب است که خداوند به مقتضای اراده تکوینی انسان را آزاد گذاشته و قدرت و عقل به انسان داده و به همین لحاظ خوبی ها و بدی ها به خدا نسبت داده می شود، ولی این اسناد به خدا سلب تکلیف از انسان نمی کند زیرا هر چند خدا قدرت انجام کارها را به انسان داده ولی او را مجبور به انجام کاری نکرده است و بلکه بر حسب اراده تشریعی انجام خوبی ها و ترک بدی ها را از انسان خواسته است و فرموده إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکرًا وَإِمَّا کفُوراً.(۱۴) معنی: «ما راه را به انسان نشان داده و او را هدایت کردیم حال می خواهد شاکر باشد و یا کفران بورزد» یعنی بشر نسبت به انجام کارهای بد وخوب از نظر تکوین آزاد آفریده شده ولی به حسب تشریع آزاد نمی باشد. یعنی خداوند دستوراتی داده است که انسان اگر به آن عمل نکند مورد مواخذه قرار خواهد گرفت.

پاورقی:

۱. النصاری، ابن هشام، مغنی البیب، ج۱، ص۴۱۹، قم، مکتبه السید الشهداء، ۱۴۰۸ق.
۲. بقره : ۲۵۲.
۳. نساء : ۷۹.
۴. بقره : ۶۱.
۵. آل عمران : ۱۰.
۶. آل عمران : ۲۱.
۷. آل عمران : ۳۹.
۸. مغنی اللبیب، ج۱، ص۲۰۷، همان.
۹. نمل:۴۰.
۱۰. توبه : ۳۶.
۱۱. انفال : ۲۲.
۱۲. حجرات : ۱۳.
۱۳. نساء : ۷۸.
۱۴. انسان : ۳.

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

علوم قرآنی

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.