در آیه ای آمده رسول خدا اسوه ای حسنه است چرا «احسن» نگفته است؟

0 53

در آیه ای آمده رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ، «اسوه ای حسنه» است چرا «احسن» نگفته است؟

پاسخ:

در ابتداء با تعریف و ویژگی های افعل تفضیل آشنا می شویم:
افعل تفضیل چیست؟ افعل تفضیل عبارت است از صیغه که بر وصف چیزی با زیادتی بر غیر آن دلالت می نماید، مانند: «یوسف اکبر من بولس». یوسف از بولس بزرگتر است.
هر گاه بخواهند در صفتی برتری موصوفی را بر موصوف های دیگر برسانند، اسم تفضیل به کار می برند.
ارکانی که اسم تفضیل غالبا بدان قائم است عبارتند از: ۱. صیغه «افعل». ۲. دو امری که در معنای خاصی با هم اشتراک دارند. ۳. افزون بودن یکی از این دو بر دیگری در این معنای خاص.(۱)
کلمه «اسوه» در لغت به معنای سرمشق، پیشوا در مهمات، خصلتی که شخص بدان لایق مقتدایی شود، آنچه بدان شخص اندوهگین تسلی یابد، حالت و روشی که شایسته پیروی است و حالت پیروی انسان از دیگران آمده است خواه پیروی، نیک و سودمند یا بد و زیانبار باشد در فرهنگ اسلامی، اسوه به معنای پیروی نیک و سودمند است.(۲)
کاربرد اسوه در قرآن با وصف «حسنه» و در برخی از روایات بدون وصف حسنه در پیروی از الگوهای شایسته، مانند پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می تواند گواه بر این معنا باشد. چنان چه در روایتی از امام حسین ـ علیه السلام ـ نقل شده: «لی و لکل مسلم برسول الله اسوه». واژه اسوه در قرآن کریم سه بار آمده است: یک بار در آیه ۲۱ سوره احزاب در مورد پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و دو بار در آیات ۴ و ۶ ممتحنه درباره ابراهیم خلیل ـ علیه السلام ـ و همراهان او.
برخی واژه های متقارب و مرتبط با اسوه در قرآن کریم عبارت است از: «اقتدا»، «امام»، «شهید»، «مثل» .
واژه «اقتدا» که از امر به آن در آیه ۹۰ انعام امر به تأسی فهمیده می شود به مفهوم اسوه نزدیک است. در این آیه خداوند پس از نام بردن از چند پیامبر و بر شماری صفات و ویژگی های آنان، به رسول گرامی خویش می فرماید: «به هدایت آنان اقتدا کن». افزون بر عنوان اسوه و اقتدا در برخی موارد از عناوین دیگری مفهوم اسوه برداشت می شود: مانند: «امام» (بقره : ۱۲۴. انبیاء : ۷۳) که در مورد حضرت ابراهیم و انبیاء به کار رفته است و به مقتدا و پیشوا بودن آنان اشاره دارد و «شهید» (نحل :۸۹. بقره : ۱۴۳) که به یک معنا بر الگو اطلاق شده است، چنان که معنای دیگر آن گواه است و نیز موارد دیگری که خداوند متعال افرادی را به عنوان مثل و نمونه برای مؤمنان معرفی می کند. (تحریم: ۱۲)
از میان ده ها نسخه انسانی و برگزیده شایسته الگوگیری که نام برخی در قرآن و روایات آمده است قرآن کریم دو تن از آنان را به گونه شفاف و صریح، اسوه و الگوهای برتر معرفی کرده است.

۱. پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ:سخن از بهانه: « لولاک لما خلقت الافلاک»(۳) و نزدیک ترین فرد به ذات اقدس الهی و حائز مقام دنا فتدلّی فکان قاب قوسین او ادنی(۴) که خداوند و فرشتگانش بر او درود می فرستند و وجودش رحمتی سترگ برای جهانیان اعلام شده(۵) و منت و نعمتی بزرگ بر اهل ایمان می باشد(۶) آسان نیست.
البته برای قرآن که نسخه مکتوب عالم تکوین است و همه عوالم غیب و شهود در آن منعکس و متجلی شده این امر شدنی است.
پیامبر اعظم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ قرآن مجسم بود و این کلام را شیعه و سنی از همسر حضرتش نقل کرده اند: «کان خلقه القرآن».(۷)
به بیان قرآن محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ ، رسول خداست(۸) رسول نبی امی که شأنش در تورات و انجیل مکتوب است.(۹)
همان که علمش را نه از بشر که از شدید القوی فرا گرفته،(۱۰) خاتم النبیین،(۱۱) رحمه للعالمین،(۱۲) شاهد بر تمام انبیاء(۱۳) او که هم بر همه بشریت فرستاده شده،(۱۴) هم مبعوث بر پریان است،(۱۵) پیامبری که صاحب حوض کوثر است.(۱۶)
به بیان دیگر تولد ایشان، حوادث هنگام تولد، معجزه پیامبری ایشان، قرآن، نحوه نزول وحی الهی بر ایشان، نزول وحی با وجود امّی بودنشان، بیان حوادث و اخبار گذشتگان (مانند داستان حضرت یوسف و داستان حضرت نوح) که خداوند کریم در قرآن پیامبرش را نسبت به آن آگاه کرده، ماجرای معراج پیامبر، تشکیل حکومت اسلامی توسط ایشان و… هزاران مورد دیگر که با بررسی سیره پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ ذهن را به این مطلب سوق می دهد که: پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ الگویی هستند که نمونه و نظیری ندارند تا بشود در آیه ای همانند آیه ۲۱ احزاب از صفت تفضیلی احسن برای برتری دادن ایشان به اشخاص دیگر از این کلمه استفاده کرد.
به گفته آیت الله جوادی آملی،(۱۷) وقتی خدای سبحان از چیزی به عظمت یاد می کند معلوم می شود که از عظمت فوق العاده ای برخوردار است، چون او هر چیزی را به عظمت نمی ستاید، مثل دنیا با همه بزرگی اش آن را اندک می شمارد. متاع الدنیا قلیل(۱۸) اما وقتی از خلق رسول الله نام می برد به عظمت یاد می کند. و انک لعلی خلق عظیم.(۱۹)
روایات زیادی حکایت از الگوی اخلاقی بودن ایشان دارد. از جمله امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند: «خداوند پیامبرش را با محبت خود ادب کرد و او را تربیت نمود» و آنگاه فرمود: «و انک لعلی خلق عظیم».

۲. حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـراز معرفی ابراهیم ـ علیه السلام ـ به عنوان الگویی در آیات ۴ و ۶ ممتحنه «قد کانت لکم اسوه حسنه فی ابراهیم الذین معه… لقد کان لکم فیهم اسوه حسنه» با نگاهی به برجستگی معانی زندگی الهی او روشن می شود.
نشان دادن ملکوت آسمان ها به وی، عدم پرستش بت ها و اجرام آسمانی، بت شکنی و احتجاج با بت پرستان و تسلیم کامل او در برابر فرمان هالی الهی از نشانه های روشن زندگی توحیدی آن حضرت به شمار می آید.

شبهه مطرح شده در مورد الگو و اسوه حسنه بودن حضرت ابراهیمبا توجه به این که ادامه آیه ۴ ممتحنه به وعده استغفار ابراهیم برای آن اشاره می کند «الا قول ابراهیم لابیه لاستغفرن لک».
برخی از مفسران، با اعتقاد به پیوند این جمله با ابتدای آیه بر آن اند که استغفار ابراهیم برای آذر از محدوده اسوه بودن وی استثناء شده است.(۲۰)
بر این اساس اسوه بودن ابراهیم با اسوه بودن رسول خاتم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ متفاوت است. زیرا هیچ موردی از گفتار و رفتار رسول گرامی اسلام از محدوده تأسی استثناء نشده است. افزون بر آن در ساختار ادبی و آرایه های لفظی این آیه شریفه نکاتی دیده می شود که نشانگر اهتمام و اصرار خداوند بر برجسته کردن سیمای واقعی پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و ترغیب مؤمنان به الگو پذیری از آن حضرت است از آن جمله عبارتند از:
الف) استفاده از حروف تأکیدی «لام و قد» که در ادبیات عرب، قطعی و حتمی بودن پسوند خویش را می رساند.
ب) واژه «کان» که معنای ثبات و استمرار را می رساند که نشان می دهد الگو بودن پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ آن سان که مقتضای خاتمیت رسالت اوست اختصاص به عصر و دوره ای خاص نیست.
جواب به شبهه در برابر نظر یاد شده: (شبهه مطرح شده) برخی دیگر از مفسران، اسوه بودن ابراهیم را شامل همه اعمال وی دانسته اند این گروه بر این باورند که جمله استثناء به صدر آیه و اسوه بودن وی ارتباطی ندارد.(۲۱) وعده استغفار برای آ ز ربه سبب روشن و قطعی نبودن کفر او برای ابراهیم و امید به ایمان وی بوده است. از این رو هنگامی که کفر و دشمنی او با خدا برای ابراهیم روشن شد از او بیزاری جست. (توبه : ۱۱۴)
خلاصه مطلب: در قرآن کلمه اسوه حسنه ۳ بار آمده در مورد دو پیامبر حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ حال برای به کار بردن صفت احسن به جای حسنه باید ویژگی های موصوف (حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ) با موصوف های دیگر شریعت مقایسه بشود در صورتی که خداوند حضرت محمد را از تمامی جهات و حضرت ابراهیم را به خاطر صبغه توحید گرایی وی و اعلام بیزاری وی از نزدیک ترین بستگان مشرک خود به عنوان الگوی برتر معرفی کرده است. در این میان با توجه به قرائن ادبی و سیاق آیات مشخص شد که اسوه و الگو بودن پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ مقید و محدود به جنبه معین از رفتارها و خصلت های وی نبوده حتی بر خلاف آیات ۴ و ۶ ممتحنه نامی از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نیز نیامده و این بدان معناست که اسوه و الگو بودن حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ برای تمام بشریت می باشد و خداوند او را برای همگان و در تمامی ساحت ها و عرصه ها الگوی برتر و سزامند اقتدا و پیروی می شناسد.

پاورقی:

۱. شرتونی، رشید، مبادی العربیه، ترجمه علی حسینی، قم، موسسه انتشارات دارالعلم، ۱۳۷۳ ـ ۱۳۷۹ش، ج۴.
۲. لسان العرب، ج۱، ص۱۴۷، «اسوه»، المصباح، ج۱، ص۱۵، «اسه» مقایسیس اللغه، ج۱، ص۱۰۵، «اسو».
۳. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق، ج۱۵، ص۲۷.
۴. نجم : ۸ و ۹.
۵. انبیاء : ۱۰۷.
۶. آل عمران : ۱۶۴.
۷. طباطبایی، سید محمد حسین، سنن النبی، ترجمه لطیف راشدی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ص۵۶.
۸. آل عمران : ۱۴۴. احزاب : ۴۰. محمد : ۲. الفتح : ۲۹.
۹. اعراف : ۱۵۷.
۱۰. نجم : ۶.
۱۱. احزاب : ۴.
۱۲. انبیاء : ۱۰۷.
۱۳. نساء : ۴۱.
۱۴. سباء : ۲۸.
۱۵. احقاف : ۲۹ ـ ۳۲.
۱۶. کوثر : ۱.
۱۷. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، قم، مرکز نشر اسراء، ۱۳۷۶ش، ج۸، ص۵۸.
۱۸. نساء : ۷۷.
۱۹. قلم : ۴.
۲۰. مجمع البیان، ج۹، ص۴۰۶، التبیان، ج۹، ص۵۸۰.
۲۱. جامع البیان، ج۱۴، ج۲۸، ص۸۱. تفسیر قرطبی، ج۱۸، ص۳۸ـ۳۹. احسن الحدیث، ج۱۱، ص۱۳۲.

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات    

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.