مراد از عنوان «تحریف» در برخی از کتاب های کهن شیعی چیست؟

0 79

کلمه ی «تحریف» در عنوان برخی از کتاب های کهن شیعی، موجب شده تا عده ای آن کتاب ها را در موضوع تحریف قرآن، به معنای افزایش یا کاهش در متن الفاظ قرآن، به حساب آورند و سپس آنها را در زمره ی کتاب هایی که برای اثبات تحریف نوشته شده، قلمداد کرده و صاحبان آنها را در فهرست تحریف گرایان قرار دهند.

محدث نوری در این زمینه چنین نگاشته است:
ظاهر شرح حال راویان حدیث نشان می دهد که در میان آنان گرایش به تحریف قرآن رواج داشته است, مانند راویانی هم چون: احمد بن محمد بن خالد برقی (م. ۲۷۶ ق.) که شیخ طوسی و نجاشی در زمره ی کتاب های او کتاب التحریف را نام برده اند و نیز پدرش، یعنی محمد بن خالد برقی که بنا به قول نجاشی کتاب تنزیل و تغییر را نگاشته… و علی بن حسن بن فضّال با کتاب تنزیل من القرآن و تحریف، محمد بن حسن صیرفی با کتاب التحریف و التبدیل، احمد بن محمد بن سیار با کتاب القرائات، شیخ حسن بن سلیمان حلی با کتاب التنزیل و التحریف، و بالاخره محمد بن العباس بن علی بن مروان ماهیار با کتاب قرائه امیر المؤمنین(علیه السلام) و کتاب قراءه اهل البیت(علیهم السلام).(۱)
محدث نوری در ادامه از شهرت قول به تحریف در بین قدما و انحصار افراد معین به تحریف ناپذیری قرآن در میان آنان خبر می دهد.(۲)
در واقع، محدث نوری با طرح این مسأله، راه را برای دیگران هموار کرده است, کسانی که دنبال بهانه اند و بدون تأمل و تعمق در اطراف مسأله، بی مهابا به شیعه افترا می بندند و تمام قدمای شیعه را به گرایش به تحریف متهم می کنند(۳) و سخن کسانی را که با صراحت بر تحریف ناپذیری قرآن حکم کرده اند،مانند: شیخ صدوق، سید مرتضی، شیخ طوسی و شیخ طبرسی(رحمهم الله)) بر تقیه حمل کرده،(۴) حتی شیعه را به تحدی فرا می خوانند بر این که در بین قدما کسی جز این چهار نفر را نشان دهد که بر سلامت قرآن از تحریف گواهی داده باشد,(۵) حال آن که از قدمای شیعه که با صراحت بر سلامت قرآن از تحریف حکم کرده اند .اما آنچه که در این جا باید بدان بپردازیم پاسخ به این پرسش اساسی است که آیا مراد از عنوان «تحریف» بر این کتاب ها، تحریف در الفاظ قرآن است؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت: از آن جا که اساساً مکتوبات قدما روایی و موضوع اصلی کتاب های شان، نگارش و یا تنظیم و تنسیق احادیث به صورت باب بندی بوده است، مراد آنان از عنوان تحریف بر نگاشته های شان، همان معنای اصطلاحی تحریف در متن احادیث است که ظهور در تحریف در معنا و حمل آیات بر خلاف مراد خداوند است, بنابراین به طور قطع می توان ادعا کرد که ظاهر اکثر احادیث در این کتاب ها، تحریف در الفاظ قرآن نیست،(۶) بلکه قدر متیقن اصناف گوناگون آنها تحریف به معنای اعم است که شامل اختلاف قرائت ها، حذف و تحریف در وحی تفسیری (که به نظر می رسد این مورد بیش تر مدنظر آنان بوده)، اختلاف در تألیف آیات، حمل آیاتی که بنابر شأن نزول ها و تبیین پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)درباره ی ولایت اهل بیت علیهم السلام بوده، ولی دیگران بر خلاف آن حمل کرده اند و… می باشد. شاهد بر این مطلب کتاب هایی در این زمینه است که هم اکنون در دسترس ماست, مانند کتاب القراءات (یا التنزیل والتحریف) از احمد بن محمد سیاری (که شاید گسترده ترین کتاب در این باره باشد). هر کس با دیده ی انصاف به مضامین احادیث این کتاب بنگرد، خواهد دید که اکثر احادیث این کتاب از موضع نزاع (تحریف در الفاظ قرآن) بیرون است. در واقع می توان ادعا نمود که هر چند اکثر این کتاب ها مفقودند، لیکن چون مضامین احادیث آنها در لابه لای کتاب ها و نقل قول های دیگران آمده، می توان حدس زد که محتوای آنها زیاد نیست..
همان گونه که ملاحظه گردید مراد از این احادیث، با توجه به قراین درونی و بیرونی، تحریف در الفاظ آیات قرآنی نیست. علاوه بر این نمی توان به ضرس قاطع نام این کتاب ها را به همین نامی که هم اکنون می شناسیم دانست, چون شرح حال نویسان، از کتاب های این افراد با نام های گوناگون یاد کرده اند, به طور نمونه شیخ طوسی از کتاب احمد بن محمد بن خالد برقی، با نام کتاب المعانی والتحریف یاد می کند(۷) و ندیم در الفهرست با عنوان کتاب المعانی الاحادیث والتحریف(۸) از آن نام برده است, ابن شهرآشوب از کتاب علی بن احمد کوفی (م. ۳۵۲ ق.) با عنوان الرد علی اهل التبدیل والتحریف فیما وقع من اهل التألیف یاد کرده(۹) لیکن نجاشی در ضمن این که وی را غالی می داند،(۱۰) کتاب وی را با عنوان التبدیل والتحریف آورده است(۱۱). این اختلاف ها نشان می دهد که نمی توان با عنوان این کتاب ها درباره ی محتوای آنها حکم کرد، بلکه باید با دیدن مضامین احادیثی که در آنها آمده، به مراد واقعی مؤلف پی برد.

پاورقی:

۱. میرزا حسین نورى، الفیض القدسى فى ترجمه العلامه المجلسى، ص ۲۹ ـ ۳۰.
۲. همان، ص ۳۰.
۳. احسان، الهى ظهیر، الشیعه و تحریف القرآن، ص ۵۰.
۴. محمد مال الله، الشیعه و تحریف القرآن، ص ۶۷.
۵. احسان الهى ظهیر، همان، ص ۷۱ و ۱۰۹.
۶. ر.ک: محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ۱۰، ص ۱۶، رقم ۸, ج ۱۷، ص ۲۱۹، رقم ۲۱، ص ۳۰۴، رقم ۱۴, ج ۲۴، ص ۲۹۷، رقم ۵, ج ۷۸، ص ۳۵۹، رقم ۲ و…
۷. ر.ک: ابو جعفر طوسى، الفهرست، ص ۴۹، رقم ترجمه ۶۵.
۸. محمد بن اسحاق الندیم، الفهرست، ص ۲۷۷.
۹. ابن شهرآشوب، معالم العلماء، ص ۶۴، رقم ترجمه ۴۳۶.
۱۰. ر.ک: احمد بن على نجاشى، رجال النجاشى، ص ۱۸۸.
۱۱. همان.

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات    

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.