چرا در قرآن خداوند برای دعوت مردم به انذار بیشتر تکیه کرده است؟

0 84

چرا در قرآن خداوند برای دعوت مردم به انذار بیشتر تکیه کرده است؟ وآیا مسیر کمال را با ترس می توان طی کرد؟

پاسخ:

«تبشیر» یعنی وعده به رحمت و رضوان الهی و بهشت او، به کسانی که ایمان آورده و تقوی پیشه کرده اند و «تهدید» به عذاب خدا عذابی که از خشم خدا ناشی می شود، به کسانی که خدا و آیاتش را تکذیب کرده و معصیت او را نموده اند، دو مرتبه از روشن ترین مراتب دعوت است که معمولا انسان های متوسط که اکثریت مردم را تشکیل می دهند از این طریق هدایت می شوند زیرا عموم مردم بیشتر به منافع و مضار خود می اندیشند هر چند که اقلیتی هستند از بندگان صالح خدا که پای بند بهشت و دوزخ نمی باشند.
دو عنوان بشیر و نذیر در آیاتی از قرآن در کنار هم ذکر شده است مثلاً در آیاتی که خدا سمت های رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را بیان می کند حضرت را در کنار اوصاف دیگر جامع دو صفت «مبشر» و «منذر» می نامد و می فرماید: اناارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا(۱) لکن «حصر» را تنها در مورد انذار به کار برده است:
۱. در برخی آیات هدف نزول قرآن را تنها نذیر خوانده است و فرموده است تنزیل العزیز الرحیم لتنذر قوما ما انذر آبا ئهم فهم غافلون(۲).
۲. در گروه دیگر از آیات انذار و منذر بودن تنها هدف رسالت بیان شده است نه تبشیر و فرموده است: «و اوحی الی هذا القران لانذرکم به و من بلغ. این قرآن بر من نازل شده که شما و جامعه بشری را بترسانم و هشدار دهم».(۳)
۳. و در برخی ازآیات دیگر رسول اکرم را فقط منذر خوانده و وظیفه آن حضرت را انذار دانسته است.(۴)
و نیز وظیفه عالمان دینی را در درجه اول انذار می داند و می فرماید: … فلولانفرمن کل فرقه منهم طائفه لیتفقهوا فی الدین ولینذرو اقومهم اذارجعتوا الیهم لعلهم یحذرون(۵).
این حصر نسبی برای آن است که اولا انذار مقدم بر تبشیر است زیرا تخلیه مقدم بر تحلیه می باشد: در ابتدا قلب را باید از آلودگی های کفر، شرک، صفات خبیثه و اعمال سیئه پاک کرد و از مرتکب شدن چنین اعمالی دست نگه داشت و سپس باید قلب را به نور توحید ایمان و صفات حمیده آراسته نمود چون:
منظردل نیست جای صحبت اغیار دیو چو بیرون رود فرشته درآید
ثانیا مسأله هراس ناک بودن از عذاب قیامت بیش از هر چیز دیگر مؤثر بوده و تهدید به جا مهمتر از تحبیب می باشد و تاثیر انذار بیش از تبشیر است زیرا تبشیر بیان تشویقی است و بسیاری از مردم از بیان تشویقی طرفی نمی بندند اما از بیان انذاری متاثر شده و برحذر می شوند و این یک موضوع عقلی و عقلائی می باشد چون دفع ضرر بهتر از جلب منفعت است و این همان مطلبی است که علمای کلام و عقائد به عنوان وجوب دفع ضرراحتمالی از آن یاد می کنند و بر اساس وجوب و ضرورت آن، تحقیق از وجود احتمالی قیامت و عذاب خدا را مستدل می نمایند و اکثریت مردم بر همین مبنا و اینکه شاید قیامت، عذاب و دوزخی وجود داشته باشد به جستجو و رسیدن به صحت و عدم صحت گفتار پیامبر و سپس عمل به دستورات دینی می پردازند.(۶)
به بیان مرحوم علامه طباطبایی گرچه تطمیع و تشویق و امیدوار ساختن مردم نیز راهی است برای دعوت انبیاء و خدا در قرآن هم تا اندازه ای این طریقه را به کار برده لکن اصولاً امیدواری آدمی را به طور الزام وادار به طلب نمی کند و بیش از ایجاد شوق و رغبت در آدمی اثر ندارد به خلاف تهدید که به حکم عقلی ضرورت دفع ضرر احتمالی، احراز از آنچه را تهدید به آنچه شده واجب نموده و آدمی به دفع آن ملزم می شود.(۷)
با ذکر مثال می توان بیشتر مسأله را توضیح داد: مثلا بسیاری از مردم از خواندن نمازشب محروم هستند با اینکه فضائل و ثواب های زیادی برای آن بیان شده در حالی که نماز صبح را حتماً می خوانند تا گرفتار عذاب جهنم نشوند از همین جا روشن می شود که انذار نقش اساسی را در هدایت جامعه بشری دارد و هسته مرکزی تبلیغ پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را انذار تشکیل می دهد.
البته همان طوری که اشاره شد این مطلب درباره اکثریت و عموم مردم است و اما خواصی از مردم یعنی آنان که خدا را از روی محبتی که به او دارند عبادت می کنند، نه از جهت ترس آتش و طمع در بهشت، اینان از مساله انذار، خوف، رجا، تهدید و تطمیع که در دعوت دینی هست چیزی دیگری تلقی می کنند وقتی به تهدید از آتش بر می خورند از آن، آتش فراق و دوری از خدا و سخط وی را می فهمند و از شنیدن وصف بهشت به نعمت وصل و قرب ساحت خدا و خوشنودی او منتقل می شوند.
امام علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «ما عبدتک شوقا الی جنتک ولا خوفا من نارک بل وجدتک اهلا للعباده فعبدتک. خدایا تورا عبادت نکردم برای اشتیاق به بهشت و نه از ترس آتشت بلکه برای اینکه تورا برای عبادت شایسته یافتم پس تورا عبادت کردم.(۸)
و اما بخش دیگری از سوال و اینکه چگونه می شود با ترس مسیر کمال را طی کرد؟ در پاسخ می توان گفت هر چند برای اکثر مردم اجتناب از گناه و اطاعت از خدا در ابتدای راه از باب خوف و ترس می باشد اما اطاعت و اجتناب وقتی استمرار پیدا کرد کم کم منتهی می شود به انس با خدا و در انسان شوق دیدار و لقای خداوند که هدف نهایی است پیدا می شود یعنی انسان در طلیعه راه سلوک و سیر به سمت خدا و عمل به دستورات دین، با سائقه هراس از دوزخ صورت می گیرد و در میان راه با جاذبه امید و رسیدن به بهشت و در پایان راه به برتر از خوف و رجا می اندیشد و به عبادت احرار روی می آورد.

پاورقی:

۱. احزاب : ۴۵.
۲. یس : ۵-۶.
۳. انعام : ۱۹.
۴. هود : ۱۲. فاطر : ۲۳. رعد : ۷. شعرا : ۱۱۵ و دیگر آیات مشابه.
۵. توبه : ۱۲۲.
۶. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن (هدایت در قرآن)، قم، نشر اسراء، چاپ دوم، ۱۳۸۵ش.
۷. طباطبایی،سید محمد حسین، المیزان، ترجمه موسوی همدانی، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۷۴ش، ج۷، ص۵۱.
۸. وجدانی، جعفر، الفین، ترجمه وجدانی، انتشارات سعدی و محودی، بی تا، ص۲۰۸.

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات    

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.