در مورد وقف حسن توضیح دهید؟

0 85

بحث وقف و ابتداء یکی از مهم ترین مباحث هر زبانی است، زیرا هر انسانی برای ادامه حیات خود به طور طبیعی در هر چند ثانیه باید یک بار نَفَس تازه کند. در هنگام صحبت کردن و یا قرائت متنی ناچار است برای نَفَس تاره کردن، کلام خود را قطع و پس از تازه کردن نَفَس به صحبت و یا قرائت خود ادامه دهد. برای رساندن معنی مطلوب حتماً لازم است که جای مناسبی را برای وقف کردن انتخاب و پس از نَفَس تازه کردن از جای مناسب به صحبت یا قرائت خود ادامه دهد.

برای روشن شدن اهمیّت وقف و ابتداء، توجّه شما را به مثال زیر جلب می کنیم.
فرض کنید حاکمی این حکم را برای اجرا صادر کند: « عفو لازم نیست اعدامش کنید».
اگر مجری بعد از کلمه «عفو» وقف کند، یک معنی و اگر بعد از «لازم نیست» وقف کند، معنای ضدّ آن حاصل خواهد شد.

در سایر زبان ها نیز اهمیّت وقف و ابتداء چنین است و اهمیّت آن وقتی بیشتر می شود که متن انشاء شده در حکم قانون و لازم الاجراء باشد.

شکی نیست که قرآن، کتابی است آسمانی که از طرف خداوند متعال بر پیامبرش حضرت محمد بن عبدالله صلّی الله علیه وآله برای هدایت بشریّت نازل شده است و همه انسان ها موظّفند که آن را تلاوت کرده و به فرامین آن عمل کنند. با توجّه به این که هر انسانی ناچار است در هر چند پانیه یک بار نَفَس تازه کند نمی تواند یک سوره یا یک قصّه و یا حکمی را با یک نَفَس بخواند و ناچار است برای نَفَس تاره کردن، صدای خود را قطع (وقف) و پس از تازه کردن نَفَس دوباره به قرائت خود ادامه دهد (ابتداء) و برای این که خلل و فسادی در معنی وارد نشود باید جای مناسبی را برای وقف انتخاب کند و از جای مناسبی نیز شروع نماید.

در اهمیّت بحث وقف و ابتداء در تلاوت قرآن همین بس که حضرت علی بن ابی طالب علیه السَّلام ، درمعنای این آیه: وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَدْتیلاً(۱) فرموده: «ترتیل یعنی وقف ها مراعات شود و حروف ها نیز درست ادا گردد»(۲) و علمای قرائت بر این عقیده هستند که « کسی که وقف را نشناسد معنی قرآن را نیز نمی تواند تشخیص دهد ».(۳)

علّت آن روشن است، چرا که با رعایت وقف و ابتداء می توان معانی مختلف یا متناقض و یا متباین بین دو جلمه را تشخیص داد.

به طور کلّی وقف بر دو قسم است «اختیاری» و «اضطراری» اگر کلام تمام باشد «اختیاری» و اگر ناقص باشد «اضطراری» خواهد بود، چرا که هیچ عاقلی بدون جهت درجایی که کلام تمام نشده وقف نمی کند، مگر این که به خاطر کمبود نفس یا جهل و فراموشی و یا عطسه و سرفه و…ناچار شود. به این وقف «وقف قبیح» می گویند، چرا که کلام ناقص و ناتمام است و نه تنها فائده ای در بر ندارد بلکه دربعضی مواقع خلاف مقصود را نیز می رساند که در این صورت به آن «وقف اقَبح» می گویند، مانند توقف برکلمه «الصلوه» درسوره نساء آیه ۴۳.

وقف اختیاری خود بر سه قسم است:

۱ ـ وقف تام: اگر کلام از جهت لفظ و معنی تمام باشد و هیچ رابطه ای با بعدش نداشته باشد در این صورت وقف آن ،«تام» خواهد بود، چرا که کلام تمام است، مانند وقف بر کلمه «المفلحون» در سوره بقره، آیه ۵ و ۶ .
در چنین مواردی، بهتر است که وقف انجام گیرد و سپس از جمله بعدی شروع شود.
در بعضی جاها وقف لازم و حتمی می باشد و آن وقتی است که وصل آن موجب تغییر و فساد معنی ومفهوم آیات قرآنی می شود، در این صورت به آن «وقف اتم» می گویند، مانند: وقف بر کلمه «العقاب» در سوره حشر، آیه ۷ و ۸

۲ ـ وقف کافی: اگر کلام از جهت لفظ تمام باشد ولی از نظر معنی وابستگی به ما بعد داشته باشد در این صورت وقف آن، کافی خواهد بود زیرا کلام کفایت از ما بعد می کند و مابعد نیز بی نیاز از آن خواهد بود، مانند: وقف بر کلمه «مَرَضًا» درسوره بقره، آیه ۱۰.
در این جا جمله اوّل از نظر لفظ تمام است ولی از نظر معنی راجع به منافقین است که در عبارت بعدی هنوز ادامه دارد.
در چنین مواردی، هم می توان وقف کرد و بدون باز گشت به ماقبل، از بعد آن شروع کرد و هم می توان دو عبارت را با هم وصل کرد.

۳ ـ وقف حسن:اگر کلام به تنهایی تمام باشد، با این حال وابستگی لفظی نیز به مابعد داشته باشد و این یا به خاطر«موصوف» بودن است و کلام بعدی «صفت» است برای آن، و یا به خاطر «مستثنی منه» بودن است و کلام بعدی «مستثنی» است وامثال آن، مانند وقف بر کلمه «لِلّهِ» در «اَلْحَمدِّ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ» در این صورت جمله تمام و مفهوم خواهد بود ( حمدّ مخصوص خداوند است) ولی از نظر لفظی وابستگی به مابعدش دارد، چرا که «ربّ العالمین» صفت برای «الله» می باشد.

در این جا (در صورت کمبود نفس) وقف حسن و نیکو است ولی نمی توان از بعد آن شروع کرد، چرا که جمله بعدی از نظر لفظ وابستگی به قبلش دارد و باید با هم خوانده شوند، مگر این که در آخر آیه باشد، در این صورت اکثر قرّاء اجازه شروع را داده اند به دلیل روایتی که از ام السّلمه «رضوان الله علیها» نقل شده که فرمودند پیامر اکرم صلّی الله علیه وآله بر سر آیات وقف می کرده اند.

لازمه شناختن محل وقف، آشنایی با ادبیات و معانی کلمات عرب می باشد و با توجّه به این که همه مسلمان ها عرب زبان نمی باشند، علمای قرائت علامت هایی را معرفی کردند تا راهنمای محل مناسب برای وقف کردن باشد، نخستین شخصی که این علامت ها را معرفی کرد «علاّمه شیخ عبدالله ابو جعفر طیغور سجاوندی» بود از این رو آن علامت ها به «رموز سجاوندی» مشهور گردید.
انواع وقف نزد سجاوندی شش نوع بود که برای هر یک رمزی مشخّص کرد و آن ها عبارتند از :
«مـ» نشانه «وقف لازم»: به موجب این علامت وقف لازم و حتمی است و در جاهایی قرار داده می شود که وصل به مابعد، معنی کلام را تغییر دهد، (مترادف باوقف اتم). مانند: سوره انعام، آیه ۳۶.

«ط» نشانه «وقف مطلق»:

به موجب این علامت ابتدای به ما بعد بسیار نیکو است و در جاهایی قرار داده می شود که محل وقف از نظر لفظ و معنی تمام باشد، (مترادف با وقف تام)، مانند: سوره بقره، آیه ۱۰۷.

«ج» نشانه «وقف جایز الطرفین»:

به موجب این علامت وقف و وصل هر دو جایز است ولی وقف بهتر است و در جاهایی قرار داده می شود که جهت وقف و وصل هر دو موجود است ولی جهت وقف قویتر باشد. (تقریبا مترادف با وقف کافی)، در قرآن های با رسم الخط عربی، «ج» نشانه تساوی جهت وقف و وصل می باشد، مانند: سوره کهف، آیه ۱۳.(۴)
«ز» نشانه «وقف مجوّز»: به موجب این علامت وقف و وصل هر دو جایز است ولی وصل بهتر است و در جاهایی قرار داده می شود که جهت وقف و وصل هر دو موجود است ولی جهت وصل قویتر باشد، مانند:سوره بقره آیه ۱۰.(۵)

«ص» نشانه «وقف مرخَص»:

به موجب این علامت وقف بین فواصل آیات و داستان های طولانی و جمله های معترضه در صورت نبودن نَفَس جایز است و در جاهایی قرار داده می شودکه کلام ما بعد. از حیث معنامربوط به ماقبل باشد ولی چون آیه یا داستان طولانی است و نمی توان آن رابه یک نفس خواند، وقف اشکالی ندارد، و بعد از وقف، اعاده هم لازم نیست زیرا جمله بعد با وجود ارتباط به ماقبل مفهوم می باشد، مانند: وقف بر کلمه «بَناءً» در سوره بقره ،آیه ۲۲.(۶)
جمله «و انزل من السماء ماءً» ارتباط به ماقبل دارد چون فاعل انزل ضمیر است که به ماقبل باز می گردد ولی با این حال، جمله مفهوم می باشد و دیگر نیازی نیست که جمله قبلی از اعاده و با این جمله وصل کنیم.

«لا» نشانه «وقف غیر جایز»:

به موجب این علامت وقف جایز نیست و وصل لازم است و در جاهایی قرار داده می شود که وقف بین دو عبارت، معنی کلام را تغییر دهد (مترادف با وقف قبیح یا اقبح) و در صورت وقف، اعاده قبل با مراعات حُسن ابتدا احتماً لازم است، مانند: سوره بقره، آیه ۱۲۰ .(۷)

این علامت در آخر آیات زیر نیز می آید که در این موارد اگر چه وقف جایز است ولی وصل از هر جهت بهتر است، مانند:سوره علق، آیه ۹ و ۱۰.(۸)
لازم به یاد آوری است که مبنای تقسیم بندی علماء در وقف و ابتدا مختلف است بعضی مبنای آن ها برحُسن وقف و ابتداء است و برخی دیگر مبنای آن ها تنها بر حُسن ابتداء است،و مبنای علامه سجاوندی بنابر ادّعای این الجوزی (صاحب کتاب اَلنَّشر فی قراءات العشر) همین است و از این رو ایشان معتقدند: در بیشتر جاهایی که علاّمه سجاوندی با علامت «لا»مشخّص کرده می توان وقف کرد زیرا معنی جمله تمام و مفهوم است ولی جمله بعد را نمی توان بدون اعاده قبل شروع کرد زیرا که وابستگی کامل با جمله قبل دارد.(۹)

پاورقی:

۱. مزمل : ۴ .
۲. تفسیر الصافی، ج ۱ ، ص ۴۵ ـ بحار الانوار، ج ۶۷، ص ۳۲۳.
۳. النشر، جلد اوّل ، صفحه ۲۲۵.
۴. سوره کهف، آیه ۱۳.
۵. سوره بقره، آیه ۱۰.
۶. سوره بقره، آیه ۲۲.
۷. سوره بقره، آیه ۱۲۰.
۸. سوره علق، آیه ۹ و ۱۰ .
۹. النشر، جلد ۱، صفحه ۲۳۴.

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.