فرق بین اثم و سیئه و ذنب و معصیت چیست؟

0 573

فرق بین اثم و سیئه و ذنب و معصیت چیست؟

یکی از اعجازهای قرآن کریم اعجاز در الفاظ آن است. طوری که هیچ ادیب و عربی نتوانسته است مانند آن ها بیاورد. دلالت الفاظ قرآن کریم بر معانی، معجزه است و از زیبایی مخصوص به خود برخوردار است. چون لفظ قرآن کریم زیباست، معانی قرآن کریم عالی است، چنان که یک مفهوم را با الفاظی گوناگون به مناسبت های مختلف با معانی مورد نظر بیان می کند. یکی از مفاهیمی که در قرآن کریم با الفاظ مختلف و گوناگون بیان شده و در ابتدای نظر به آن ها انسان فقط یک چیز از آن ها برداشت می کند. مفهوم گناه است که در قرآن کریم در جاهای مختلف با واژه های گوناگون هم چون، اثم، سیئه، ذنب، معصیت، فسق و فساد و منکر و….

به آن اشاره کرده است. در زبان فارسی سرپیچی از دستور مولی، گناه نامیده می شود در حالی که این سرپیچی امکان دارد حالات گوناگون داشته و در جایگاه های متعدد و در شرایط مختلف صورت پذیرد. ولی در زبان عرب به خصوص در قرآن کریم، برای لحاظ کردن همه ی این جزئیات، کلمات متعددی وضع گردیده است که هر یک وجه خاصی از این نافرمانی را بیان می کند.

۱. اثم:

کلمه ی اثم با مشتقات مختلف، ۴۸ مرتبه در قرآن کریم به کار رفته است، اسمی است برای افعالی که مانع رسیدن به ثواب و پاداش است و نیز در معنای تأخیر و درنگ کردن و ممانعت است.(۱) مرحوم شعرانی می نویسد: اثم عبارت از گناه یا منقصت نفسانی است که از مخالفت امر پروردگار برای انسان حاصل می شود. و به نظر می رسد که چون گناه در فاعل آن نقصان به وجود می آورد، لذا آن را اثم گویند و از آن لحاظ که مخالفت امر خدا است، عصیان گفته می شود.(۲) و به طور کلی با توجه به آیاتی که در آن ها واژه ی اثم و مشتقات آن به کار رفته است، می توان دریافت که این واژه، مشعر به زیان و منقصت در اثر گناه است.در سوره ی بقره می فرماید: زیان و منقصت شراب و قمار از سود و نفعشان بیشتر است.(۳)

این جا اثم به معنای زیان به کار رفته است و نیز در سوره ی نساء اثم را کنار خطیئه به کار برده و به معنای گناه است.(۴) و در برخی آیات اثم به معنای زیان و منقصت نفسانی به کار رفته است: از بسیاری از گمان ها اجتناب کنید که بعضی گمان ها زیان نفسانی دارد.(۵) باز در سوره ی بقره می فرماید: آن کس که شهادت را نهان دارد، دلش زیان کار است.(۶) با توجه به این که این واژه در آیات مختلف و به لحاظ مفهوم آیه و محتوای آیه، معانی مختلفی پیدا می کند. ولی در کل بیان دارنده گناهی است که سبب زیان بدنی، روانی و روحی می شود.

۲. سیئه:

در لغت به هر چیزی که انسان را از امور دنیوی یا اخروی و حالات نفسانی و بدنی و هم چنین به خاطر از دست رفتن مال و جاه و از دست رفتن دوست، اندوهگین سازد. اطلاق می شود. و سیئه که از سوء اخذ شده است به عمل زشت نیز گفته می شود که نقطه مقابل حسنه است.(۷) این که به کار زشت سیئه گفته شده و آن را به بر هم خوردن چهره ها نسبت می دهد، به این خاطر است که همواره در اثر گناه و کار زشت غم در چهره ظاهر می شود.
سیئه و با مشتقاتش، بیش از ۱۵۰ مرتبه در قرآن کریم به کار رفته است و هم چون دیگر عناوین اعمال ناپسند در آیات گوناگون با توجه به محتوای آیه، مفاهیم و معانی مختلف دارد. در کل می توان گفت سرباز زدن از انجام دستور مولا با توجه به ایمان قلبی و اعتقاد به مولا و امر و نهی کنندگی اش، سیئه است.

مرحوم طبرسی در تفسیر آیه ی۸۱ سوره ی بقره، می نویسد: سیئه در این جا به معنای شرک و شرک گرایی است و برخی نیز می گویند منظور از سیئه، گناه بزرگی است که کیفر آن آتش است. ولی نظر اول بهتر است. به این دلیل که آتش جاودانه ای که در آیه به آن اشاره شده با شرک و شرک گرایی هماهنگ است.(۸) در جای دیگر سیئه را به قحطی، مرض، و بلاء و معصیه، مکاره و شداید و… معنی کرده است.(۹) ولی آن چه در مورد سیئه قابل بیان است، این است که در اغلب موارد در قرآن کریم، سیئه در کنار حسنه به کار رفته است. یعنی کار زشتی که در مقابل کار نیک است.

۳. ذنب:

ذنب یعنی گناه و جمع آن ذنوب است که حدود ۳۹ بار در قرآن کریم به کار رفته است. در لغت عربی هر چیزی که خوار و عقب مانده باشد، ذنب گویند و به همین خاطر به دم اسب نیز ذنب گویند. و به طور استعاره در هر کاری که عاقبتش ناروا و ناگوار است و به اعتبار دنباله چیزی به کار برده شده است.
از این رو واژه ی «ذنب» به اعتبار نتیجه ای که از گناه حاصل می شود بد فرجامی، تنبیه و سیاست نامیده شده است.(۱۰)
برخی از مفسرین نیز در معنای ذنب گفته اند: هر عمل نیکو که فوت آن پشیمانی آورد و توبه از آن معقول باشد نیز ذنب نامیده می شود. هر چند مرتکب آن مستحق عقاب نباشد، بلکه هر چه دنباله اش حسرت آورد. مانند آن که نماز صبح را برای آن که خواب مانده ترک کند.(۱۱)

۴. معصیت:

معصیت که از عصیان است به معنای نافرمانی است و به هر نوع سرپیچی فارغ از ویژگی و شرایط آن معصیت گفته می شود. که با مشتقاتش به دفعات ۳۱ بار در آیات قرآن کریم به کار رفته است و در اصطلاح عدم امتثال امر مولا و عدم اجتناب از نهی مولای واجب الاطاعه را عصیان و معصیت گویند.(۱۲) لذا مشاهده می شود که معصیت در برابر اطاعت، قرار دارد. یعنی کسی که اطاعت امر مولا و پروردگار خویش را نکند، معصیت کار است. حالا هر نوع نافرمانی که باشد. در حدیثی از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نقل شد است که حضرت فرمودند: خداوند بر شما مسلمین اطاعت و فرمانبری از من را واجب کرده است و از نافرمانی و معصیت من شما را نهی فرموده است.(۱۳)

اگر چه معصیت و عصیان و خطیئه و فواحش و منکر و امثال این کلمات همه مانند گناه، زشت ناپسند، ناروا، بزه و ناشایست نزدیک به یکدیگرند. امّا در هر یک از این واژه ها و الفاظ خصوصیتی معتبر است و به نظر می رسد چون گناه در فاعل آن منقصتی به وجود می آورد، لذا آن را اثم گفته اند و چون مخالفت امر خداست، معصیت گفته می شود و از آن جا که حسرت و عقاب در پی و دنباله آن گناه خواهد بود، لذا ذنب گفته اند و از آن جا که گناه مایه ی غمگینی و اندوه است، لذا سیئه گفته اند. بنابراین، واژه های مختلف درباره گناه هر کدام بیان گر بخشی از آثار شوم گناه و حاکی از گوناگونی گناه می باشد و هر یک با پیام مخصوصی، هشدار ویژه ای به انسان می دهد و بشر را از ارتکاب گناه بر حذر می دارد.

پاورقی:

۱. راغب اصفهانی، المفردات، ماده اثم.
۲. شعرانی، ابو الحسن، نثر طوبی، تهران، کتاب فروشی اسلامی، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۷ و ۸.
۳. بقره : ۲۱۶.
۴. نساء : ۱۱۲.
۵. حجرات : ۱۲.
۶. بقره : ۲۸۳.
۷. راغب، همان، ماده سیئه.
۸. طبرسی، مجمع البیان، بیروت، موسسه اعلمی، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۲۸۱.
۹. همان، ج۳، ص۱۳۸.
۱۰. راغب، همان، ماده ذنب.
۱۱. شعرانی، همان، ج۱، ص۲۷۹.
۱۲. لسان العرب، ج۱۵، ص۶۷.
۱۳. ابو حمزه ثمالی، تفسیر قرآن، نشر الهادی، ۱۴۲۰ق، ص۲۰۰.

عصمت، مقام دوری از گناه

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.