تفاوت قهر با غلبه در قرآن کریم در چیست؟

0 182

تفاوت قهر با غلبه در قرآن کریم در چیست؟

هر یک از واژگان قرآنی، دارای معنای خاصّ و دقیق می باشند. در حقیقت هیچ یک از دو واژه، معنای واحدی ندارند و هر یک معنای ویژه ای را دنبال می کنند. دو واژه ی قهر و غلبه نیز چنین می باشند و تفاوت های ظریفی نسبت به هم دارند. در قرآن کریم عین کلمه ی قهر نیامده است. ولی مشتقات آن وجود دارد:

قاهر

۱. القاهر: اسم «قاهر» در قرآن کریم دو بار آمده است و در هر دو مورد وصف خدای تبارک و تعالی قرار گرفته است، چنان که می فرماید:
وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَکیمُ الْخَبِیرُ(۱) .
(اوست غالب و بالای (برتر از) بندگانش و اوست فرزانه و آگاه).
و باز می فرماید: وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَیُرْسِلُ عَلَیْکم حَفَظَهً…(۲) .
(اوست غالب و برتر از بندگانش، نگهبانانی بر شما گمارد).

معنای «قاهر» به طور مختصر مورد بررسی قرار می گیرد.

قهار

۲. القهار: لفظ «قهار» در قرآن کریم شش مورد آمده است و در همه ی این موارد، وصف خدا قرار گرفته و پیوسته با اسم «الواحد» همراه می باشد. چنان که می فرماید:
…أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ(۳).
(آیا خدایان پراکنده خوب است، یا خدای یگانه غالب).
…قُلِ اللّهُ خَالِقُ کلِّ شَیْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ(۴).
(بگو خدا آفریدگار همه چیز است و اوست یگانه و غالب). (۵)
…وَبَرَزُواْ للّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ(۶).
(آن ها در پیشگاه خداوند یکتای قهار آشکار می شوند).
«ابن فارس» درباره ی معنای «قهر» که قاهر و قهار از آن گرفته شده است، می گوید: این کلمه بر پیروزی و برتری دلالت می کند و قاهر به معنای غالب است.

«راغب» می گوید: «قهر» به معنای غلبه و ذلیل کردن طرف مقابل است، چنان که می فرماید:
فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ(۷).
(امّا یتیم را ذلیل مکن). ولی ظاهر این است که «ذلت» معنای مستقیم «قهر» نیست، بلکه از لوازم آن می باشد، زیرا لازمه ی غلبه بر کسی، ذلیل و سرکوب کردن اوست که ملازم با ذلت است.
«صدوق» می گوید: قدیر و قاهر دو معنای نزدیک به هم دارند و آن این که اشیاء در مقابل آن دو سرپیچی نمی کنند و پذیرای اراده ی او می باشند.(۸)

«علامه طباطبایی قدس سره» می گوید: قهر، نوعی از غلبه است و آن این که چیزی بر چیزی پیروز گردد و او را به پیروی از اثر خود مجبور سازد، اثری که با طبع او سازگار نیست، مانند غلبه آب بر آتش، که آن را خاموش می سازد.

اسم «قاهر» همان گونه که بر دیگران صدق می کند بر خدا نیز صدق می کند. ولی با این تفاوت که در غیر خداوند قاهر و مقهور ازنظر وجودی در رتبه واحدی قرار دارند. مثلا آب و آتش هر دو موجود طبیعی است، در حالی که قاهریت خدا بر جهان با بندگان، از این مقوله نیست. قاهریت او برتری و احاطه اوست، درست است خدا بر بندگانش غالب است، لکن چون از نظر وجودی برتر است، از این جهت در قرآن کریم لفظ قاهر با جمله «فوق عباده» همراه می باشد و عنایت دارد که این مطلب با به کار بردن کلمه ی «فوق عباده» بیان کند تا برساند نه تنها خدا قاهر بر بندگان است، بلکه بالا و برتر از آن ها است.(۹)

البته در این جا برخی از حنابله این طور استنباط می کنند که خداوند از نظر حسی و جسمی، در جهتی فوق بندگان قرار گرفته است که جای بسی تعجب و شگفت می باشد. به خاطر این که علت قاهریت خدا، به خاطر برتری وجودی اوست.(۱۰) و فوق در این جا، فوق حسی نیست، بلکه فوق معنوی است و …وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ(۱۱) «ما برتر از آنان و غالبیم».

گاهی گفته می شود: «قهار» مبالغه ی قاهر است و علاوه بر این، تفاوت جوهری، توصیف خدا به «قهار» به اعتبار ذات است، در حالی که توصیف او به «قاهر» به اعتبار فعل است.
و امّا نمایش این اسم در زندگی ما این است که بر دشمنان خود قاهر و پیروز شویم و بدترین دشمن ها نفس اماره است و آنگاه که بر شهوت و خشم غلبه کردیم، بر دشمن خود پیروز شده ایم.(۱۲)

غلبه

و امّا در مورد کلمه غلبه در مفردات راغب آمده است.
غلبه به معنای چیره شدن و فراگیری و مشتقات مختلف آن به معنای: چیرگی بدبختی ها، خنده شخصی را فرا گرفت، چیرگی در تصرف شهر، چرت بر کسی چیره شد، آمده است.(۱۳)
در فرهنگ ابجدی آمده است: برتری یافتن و چیره شدن و مشتقات مختلف آن به معنای: سخاوت و بخشندگی خوی او شد، به زور چیزی را از کسی گرفتن، محکم و پا برجا، و باغچه پر از درخت، زمین بزرگ و بلند.(۱۴)

آیاتی که مشتقات این کلمه در آن ها آمده است، عبارتند از:
روم ۲، بقره : ۲۴۹، انفال : ۶۵، ۴۸، ۳۶، مجادله : ۲۱، شعراء : ۴۴، اعراف : ۱۹، آل عمران : ۱۲، انبیاء : ۴۴.

خلاصه با این بیان می توان نتیجه گرفت:

با توجه به بیان علامه طباطبایی، قدس سره که در متن آمده است، غلبه اعم از قهر می باشد و موارد کاربرد آن گسترده تر است. به بیان دیگر بین قهر و غلبه، عام و خاصّ مطلق وجود دارد و معنای غلبه اعمّ از قهر می باشد.

 

پاورقی:

۱. انعام : ۱۸.
۲. انعام : ۶۱.
۳. یوسف : ۳۹.
۴. رعد : ۱۶.
۵. همدانی، سید حسین، شرح اسماء حسنی، ص۸۶.
۶. ابراهیم : ۴۸.
۷. ضحی : ۹.
۸. صدوق، توحید، ص۱۹۸.
۹. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۷۴ش، چاپ پنجم، ج۷، ص۳۳ و ۳۴.
۱۰. آل عمران : ۵۵.
۱۱. اعراف : ۱۲۷.
۱۲. سبحانی، جعفر، مجله درس هایی از مکتب اسلام، شماره ۵، ص۷۶.
۱۳. حرونی، حسینی سید غلام رضا، ترجمه مفردات راغب، تهران، انتشارات مرتضوی، چاپ ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۷۱۰.
۱۴. مهیار، رضا، فرهنگ ابجدی، ص۶۳۵.

زندگی‌نامه علامه طباطبایی

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.