حمد درنماز به چه معناست در واقع ستایش خداوند یعنی چه؟

0 394

حمد در نماز به چه معنا است و در واقع ستایش خداوند به چه معناست؟ آیا به معنای شکر کردن اوست یا مفهوم دیگری دارد؟

پاسخ:

در پاسخ به این پرسش لازم است که مفهوم واژه های «حمد»، «مدح» و «شکر» که از نظر معنا به هم نزدیک هستند اما تفاوت دقیقی با یکدیگر دارند. روشن گردد، سپس مراد از حمد و ستایش خداوند در نماز و آیات شریفه قرآن کریم بیان گردد.
مفهوم شناسی واژه ی حمد و مدحمشهور آن است که حمد و مدح همانند هستند. همان گونه که دو واژه قدح و هجو نیز همتا هستند.(۱) ولی این دو واژه که دو ریشه متفاوت دارند دارای دو معنای مختلفند. واژه شناسان تفاوت حمد و مدح را این گونه برشمرده اند:

۱. حمد در مقابل ذم، به معنای ستایش،(۲) تنها در برابر صاحب کمالی است که دارای عقل و اندیشه باشد، ولی مدح که در مقابل هجاء است(۳) درباره غیر عاقل نیز به کار می رود. مثلا درباره ی گوهری زیبا و ارزشمند می توان گفت که ممدوح است. ولی نمی توان گفت محمود است.(۴)

۲. تفاوت دیگر حمد با مدح آن است که حمد تنها در برابر کارهای اختیاری است، اما مدح درباره ی امور خارج از اختیار نیز به کار می رود. مثلا شخص را در مقابل طول قامت و زیبائی چهره که امری غیر اختیاری است، مدح می کنند ولی قابل حمد نیست برخلاف بذل مال و سخاوت و علم آموزی که هم محمود است و هم ممدوح. پس هر حمدی مدح است .ولی هر مدحی حمد نیست.(۵)
فرق حمد و شکر مفهوم «شکر» که در مقابل کفران است(۶) به معنای سپاس،(۷) تنها در برابر نعمت هایی است که از دیگری با میل و اراده او به ما رسیده است و دریافت کننده اثر نیز همان شخص شاکر باشد و به عبارتی دیگر شکر، سپاس بر نعمتی است که از منعم به شاکر می رسد نه بر کمالاتی که اثرش به دیگران نمی رسد یا به غیر شاکر می رسد. بنابراین، در شکر هم وصول اثر به غیر نقش دارد و هم اتحاد متنعم و شاکر. در صورتی که هیچ یک از این دو قید در حمد مطرح نیست و از این رو، شکر از دو جهت اخص از حمد است. بنابراین، هر شکری حمد است. ولی چنین نیست که هر حمدی شکر باشد.(۸) البته «شکر» از یک نظر، عمومیت بیشتری دارد، چرا که شکر گاهی با زبان است و گاه با عمل، در حالی که حمد و مدح معمولا با زبان است.(۹)
تعبیر الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ، شش بار در قرآن مجید آمده است. (فاتحه: ۲، یونس: ۱۰، صافّات ۱۸۲، زمر ۷۵، غافر ۶۵ و انعام ۴۵) و هیجده بار «الْحَمْدُ لِلَّهِ» و چندین بار «لَهُ الْحَمْدُ» ذکر شده است.
همه ی حمدها از خداستالف و لام در «الحمدلله» برای استغراق یا جنس است و لام در «للّه» برای اختصاص و ملک است و معنایش آن است که هر حمد و ستایشی از هر ستایشگری و برای هر محمودی واقع شود، در واقع حمد خدای سبحان است. جز او هیچ کس مالک حمد نیست. بنابراین، او حمید محض است.(۱۰)

مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر ارزشمند المیزان در استدلال بر این مطلب می گوید:

خداوند خالق هر چیزی و هر موجودی مخلوق خداست و هر چه را خلق کرده به بهترین وجه آفریده است. و اثبات کرده که هر چیزی که مخلوق و منسوب به او است حسن و زیبا است. پس حسن و زیبایی دائر مدار خلقت است. از طرفی خدای سبحان فرموده که او خدای واحد قهار است. همه در برابر او ذلیل و خاضع اند. هیچ فعلی را به اجبار انجام نمی دهد، بلکه هر چه خلق کرده با علم و اختیار خود بوده است. در نتیجه هیچ موجودی نیست مگر آنک ه فعل جمیل اختیاری او است. پس از جهت فعل تمام حمدها از او است.(۱۱)

منزه بودن خداوند از ستایش ستایش گرانخداوند متعال در آیات شریفه قرآن کریم، حمد و ستایش را از بسیاری مخلوقات از جمله فرشتگان(۱۲) وَ الْمَلائِکهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ نقل کرده و بلکه آن را به همه ی مخلوقاتش نسبت داده است(۱۳) وَ إِنْ مِنْ شَیْ ءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ در عین حال خود را منزه از توصیف بندگانش دانسته و فرموده: سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ، إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ(۱۴) و هیچ جا عبارتی نیاورده که حکایت از حمد خدا از غیر خدا باشد به جز عده ای از انبیاء مخلصش که از آنان حمد خود را حکایت کرده است.(۱۵) و هر جا سخن از ستایش ستایش کنندگان آورده، حمد ایشان را با تسبیح همراه کرده است.(۱۶) حال ممکن است این سؤال مطرح شود که چرا خدا منزه از ستایش ستایشگران است؟ جواب آن است که غیر خدای تعالی هیچ موجودی به افعال جمیل و کمال او احاطه ندارد.(۱۷) بنابراین، مخلوق خدا به هرگونه که او را بستاید، به همان مقدار که به او و صفاتش آگاهی یافته است و در محدوده آن صفات، او را ستایش کرده است. و حال آن که خدای تعالی، نه خودش، نه اسماء و صفاتش و نه جمال و کمال افعالش محدود به هیچ حدی نیست. پس اگر بخواهیم او را ستایش صحیح و بی اشکال کرده باشیم، باید قبلا او را منزه از محدودیت خود کنیم.(۱۸)

با توجه به مطالبی که گفته شد، روشن شد که حمد با شکر فرق دارد و چون ستایش در برابر نعمت است و منعم حقیقی خداوند است و همه نعمت ها یا با واسطه یا بی واسطه از اوست. پس تمام ستایش ها در حقیقت حمد خداست و جز او هیچ کس سزاوار ستایش نیست. با این حال ستایش خداوند باید همراه با تسبیح او باشد تا ذات حق تعالی از نقص به دور باشد.

پاورقی:

۱. زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دارالکتب العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۸.
۲. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰ش، ج۱، ص۲۸۱.
۳. فراهیدی، خلیل، کتاب العین، قم، هجرت، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۱۸۹. مجمع البیان، ج۱،‌ص۹۴. التحقیق فی کلمات القرآن، ج ۲ ، ص۲۸۱.
۴. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، قم، جامعه مدرسین، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۰، ج۱، ص۲۰.
۵. فخررازی، ابو عبدالله، تفسیر کبیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۲۲۳.
۶. طبرسی، فضل، مجمع البیان، ج۱، ص۹۴.
۷. التحقیق فی کلمات القرآن، همان، ج۱، ص۲۸۱.
۸. مفردات، ج۱، ص۵۴۱. لسان العرب، ج۳، ص۱۵۶. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۱، ص۳۲۹.
۹. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۲۸.
۱۰. تفسیر تسنیم، همان، ج۱، ص۳۳۰.
۱۱. المیزان، همان، ج۱، ص۲۰. تفسیر تسنیم، همان، ج۱، ص۳۳۴.
۱۲. شوری : ۵.
۱۳. رعد : ۱۳.
۱۴. صافات : ۱۶۰.
۱۵. مؤمنون : ۲۸. ابراهیم : ۳۹۴. نمل : ۹۳.
۱۶. المیزان، همان، ج۱، ص۲۴.
۱۷. طه : ۱۱۰.
۱۸. المیزان، همان، ج۱، ص۲۴.

متن و ترجمه فارسی سوره

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.