راسخ در علم به چه معنی است؟

0 133

کلمه ی «رسوخ» به معنای ثبات و استحکام است. رسوخ یعنی ریشه داری و ثبات. راغب می نویسد: راسخ در علم، دانایی است که شبهه بر او عارض نمی شود و خداوند در قرآن کریم راسخان در علم را این گونه در آیه ی۱۵ از سوره ی حجرات توصیف کرده و فرموده است: الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتابُوا. «کسانی که به خدا و رسول ایمان آورند و سپس تردید به خود راه ندادند».(۱)
و راسخ در علم ازهمین ماده است. یعنی کسی که دانش او ریشه دار است و علم در وجودش رسوخ کرده و استقرار یافته است و راسخین در علم یعنی آن هایی که علم شان به خدا و آیات خدا آمیخته است و ذره ای شک و شبهه در باورهای آن ها راه ندارد و هرگز دستخوش تزلزل نمی شود.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می نویسد: خدای سبحان راسخین در علم را جز این توصیف نکرده، که راه یافته گانی ثابت بر علم و ایمان خویشند و دل های شان از راه حق به سوی ابتغاء فتنه منحرف نمی شود،(۲) پس معلوم می شود که پاکان همان راسخین در علم اند و آن ها به خدا و آیات او چنان علمی دارند که شکی در آن وارد نمی شود و آن چه از محکمات می دانند، ثابت است و به آن ایمان دارند و عمل می کنند و چون به آیه ی متشابهی برخوردند قلوب شان مضطرب نمی شود، بلکه به آن ایمان می آورند و در مقام عمل متوقف می شوند. و رسوخ درعلم از طهارت در اعتقاد و اراده ناشی می شود و از آثار طهارت و تقوای نفس است.(۳)
بنابر این، علم راسخ از طهارت نفس آدمی در اعتقاد و اراده اش سرچشمه می گیرد و با زایل شدن پلیدی در این دو جهت، یعنی جهت اعتقاد و اراده، همراه است. برگشت این مطلب به این است که قلب در آن چه که از معارف حقه درک و به آن علم پیدا می کند، ثبات داشته باشد و دستخوش تمایلات سوء نگردد و دچار شک نشود، بین حق و باطل نوسان نکند و نیز علاوه بر ثباتش در مرحله ی درک و اعتقاد، در مرحله ی عمل هم که لازمه ی علم است بر حق ثبات داشته و به سوی هوای نفس متمایل نگردد و میثاق علم را نقض نکند و این همان رسوخ در علم است.(۴)
بر این اساس، یکی از آثار علم راسخ و کسی که دارای چنین علمی می باشد، این است که چنین علمی عادتا از آثارش منفک و جدا نمی شود. چون فرض بر این است که علم راسخ، آن علم و آگاهی است که با جان عالم متحد شده و در اعماق روح او نفوذ کرده باشد، درست مثل کسی که به سوزانندگی آتش علم دارد. طبیعی است که در حالت عادی چنین کسی هیچ گاه دست به آتش نمی زند بر خلاف آن جای که کسی علم به گناه بودن امری دارد و در عین حال مرتکب می شود و به همین دلیل این علم اثری که باید داشته باشد، ندارد و مردم در عرف و اصطلاح خود چنین کسی را جاهل می نامند، هر چند که با نظر دقیق و علمی، خود این درک، نوعی علم است، لیکن از آن جایی که علم گنهکار به زشتی گناه و علت زشتی و مذموم بودن گناه، خاصیت و اثر علم را ندارد، چون او را از وقوع در قبح و شناعت باز نداشته، لذا بودن این علم را با نبودش یکسان شمرده اند. پس گنهکار در عرف و اصطلاح مردم جاهل است هر چند همان طوری که اشاره شد از نوعی علم برخوردار است. ولی این علم، علم راسخ نیست که او را از ارتکاب گناه باز بدارد.(۵)
روی همین جهت علم راسخ به معنای واقعی کلمه از جمله اوصاف پیامبر و اوصیاء بر حق آن حضرت می باشد و راسخین در علم آنان هستند که علم، احاطه و شهود شان موهبتی بوده و از خارج استفاده نشده و در اثر تعلیم و آموزش از خارج و از فردی از معلمان بشری به دست نیامده است و علوم آنان لدنی است.
ولی در عین حال ازآن جای که علم راسخ و ثبات در علم از آثار طهارت قلب و روح انسان است و طهارت و تزکیه روح رابطه تنگا تنگ با عمل دارد، غیر معصومین نیز با عمل به علم شان می توانند از علم راسخ بهره ای داشته باشند.
از پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ درباره ی راسخان در علم سؤال شد، حضرت فرمود: من برّت یمینه و صدق لسانه و استقام قلبه و من عفّ بطنه و فرجه. بر اساس این روایت رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پای بندی به سوگند، راستگویی، استقامت قلب و عفت شکم و دامن را از ویژگی های راسخان در علم برشمرده است و این مطلب را برای ما روشن می کند که اولا: غیر معصومین نیز می توانند با تکرارعمل، علمی داشته باشند که با جان و روان شان عجین شده باشد. ثانیا: می رساند اگر کسی علامه دهر هم باشد. ولی به دلیل این که به علم خود عمل نمی کند، چنین کسی نمی تواند بر اساس این روایت مصداق عالم واقعی و راسخ درعلم باشد. چون علم راسخ بر حسب عادت از اثر خود جدا نیست.(۶)
امام خمینی(ره) می گوید: هر چند راسخان در علم و پاکان به قول مطلق منحصر به معصومین ـ علیهم السلام ـ است و آنان مصداق اولی و حقیقی آن اند. ولی علماء امت نیز به مقدار طهارت و ثبات شان در علم، حظی از چنین علمی می توانند داشته باشند و لذا ابن عباس گفته من از راسخان در علم هستم.(۷) و به طور کلی هر عالمی که علم را برای عمل آموخته، درحد خود مصداق «راسخین» در علم است و از این آیه کریمه که در رابطه با اهل کتاب است و می فرماید: لکنِ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ یُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْک وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِک(۸)…. «لکن دانشمندان ثابت در علم و مؤمنین آن ها به آن چه بر تو نازل شده و به آن چه پیش از تو نازل شده ایمان می آورند…». نیز فهمیده می شود که غیر معصومین هم می توانند به طور نسبی از راسخان درعلم باشند. زیرا ضمیر «منهم» در این آیه به آن دسته از اهل کتاب بر می گردد که دانش در وجودشان استقرار یافته است، هرچند این ثبات مستلزم عصمت شان نمی باشد.

پاورقی:

۱. راغب، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، بیروت، دار العلم، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۵۲.
۲. به تفسیر ذیل آیه ی هفت از سوره ی آل عمران مراجعه شود.
۳. طباطبایی، محمد حسین، المیزان، ترجمه موسوی، چاپ جامعه مدرسین، ۱۳۷۴ش، ج۳، ص۷۳.
۴. همان، ج۳، ص۸۵.
۵. محمدی ری شهری، محمد، العلم و الحکمه فی الکتاب و السنه، قم، دارالحدیث، چاپ اول، بی تا، ص۳۵۵.
۶. جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، قم، مرکز نشر اسراء، چاپ اول، ۱۳۸۷ش، ج۱۳، ص۲۲۹.
۷. موسوی خمینی، سید روح الله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، مؤسسه تنظیم نشر آثار امام خمینی، چاپ سوم، ۱۳۷۸ش، ص۶۱.
۸. نساء: ۱۶۲.

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات    

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.