اطراد در نظر اصولیین دلیل بر حقیقت است یا مجاز ؟

0 440

اطراد در نظر اصولیین دلیل بر حقیقت است یا مجاز و دیدگاه ها در این باره چیست و نگرش آیت الله جوادی آملی در تفسیر تسنیم را در این باره برایم توضیح دهید؟

پاسخ:

اطراد در نظر اصولیین دلیل بر حقیقت است یا مجاز ؟

مقدمتا بایستی عنوان داشت که ابزار عرفی شناخت استعمالات حقیقی از مجازی به این صورت است که علایم حقیقت، به معنای نشانه ها و شیوه های عرفی است که عرف به کمک آنها، نوع استعمال یک لفظ در معنا را از نظر حقیقت بودن یا نبودن مشخص می کند. به بیان دیگر، گاهی. انسان شک می کند که یک لفظ برای معنایی خاص وضع شده یا نه، برای مثال شک می کند که لفظ «اسد» برای حیوان درنده وضع شده یا نه، در نتیجه، نمی داند آیا استعمال این لفظ در این معنا، به صورت مجاز است تا به قرینه صارفه نیاز باشد یا به صورت حقیقت است.

علمای اصول، برای تشخیص معنای حقیقی از معنای مجازی، راه ها و نشانه های مختلفی ذکر نموده اند. برای مثال، در کتاب «هدایه المسترشدین» بیش از دوازده علامت ذکر شده است، ولی مهم ترین و معروف ترین آنها سه علامت است:

۱. تبادر.

۲. عدم صحت سلب.

۳. اطراد.

با توجه به مقدمه ای که عنوان شد می توان گفت که اطراد در لغت به معنای متابعت کردن جزئی از چیزی از جزء دیگرش می باشد.(۱) و در اصطلاح اصولیین، اطراد، استعمال لفظ در معنای مشکوک در هر صورت در تمام مصادیق می باشد، البته با الغای هر آنچه که صلاحیت برای قرینه بودن داشته باشد. پس اگر استعمال لفظ در تمام مصادیق مشکوک صحیح بود علامت حقیقت و عدم اطراد، علامت مجاز خواهد بود.(۲)

اما تطبیق مسأله بدین صورت است که ما خصوصیتی را مثل علم در احمد یافتیم و از او تعبیر به عالم کردیم ولی نمی دانیم چنین تعبیری نسبت به او حقیقت است یا مجاز؟ برای کشف حقیقت همین کلمه را در کسانی که چنین خصوصیتی دارند بکار می بریم اگر در همه به یک نحو بدون قرینه دیگری صادق بود می فهمیم که کلمه عالم در کسی که دارای علم می باشد حقیقت است.

اطراد علامت خوبی، برای کسی که اهل زبان دیگری است، برای فهم معنای اصلی می باشد مثلا کسی از شهر خودش به شهری برود که زبان آنان را نمی داند می بیند که، الفاظ مختلفی برای معانی مختلف بکار می برند ولی نمی داند که آیا آن الفاظ در معانی بکار رفته حقیقت است یا مجاز؟ لذا اگر ببیند در تمام موارد استعمال این الفاظ، همان معانی را قصد می کنند برای او یقین پیدا می شود که اینها معانی حقیقی برای آن الفاظ هستند چون جواز چنین استعمالاتی حاصل یکی از دو امر است.

۱. وضع

۲. قرینه

و چون فرض این است که به خاطر اطراد، قرینه نمی آورند پس حتما با استناد به وضع است که چنین استعمالاتی کرده اند.(۳)

اختلاف رای مذکور ناظر بر این است که همه اصولیین، اطراد را علامت حقیقت نمی دانند. مثلا مرحوم آخوند خراسانی صاحب کفایه اطراد را علامت حقیقت نمی دانند، ایشان می فرمایند: اینکه می گویند استعمال لفظ شیر برای غیر مرد شجاع اطراد ندارد و صحیح نیست لزوماً یکی از دو چیز را در نظر می گیرند یا نوع و کلی مشابهت را در نظر می گیرند و یا مشابهت در شجاعت را.

اگر کلی علاقه مشابهت در نظر باشد در این صورت اگر موجودی فقط در قیافه با شیر شباهت داشت استعمال لفظ شیر برای او صحیح نیست و لذا اطراد می تواند علامت حقیقت باشد لکن مراد ایشان مشابهت در شجاعت است نه کلی مشابهت لذا اگر مشابهت در شجاعت مراد باشد استعمال لفظ شیر برای غیر مرد شجاع هم شیوع و اطراد دارد چون هر کسی و موجودی حتی در حیوانات که شجاعت به شیر داشته باشد می توان عنوان شیر را به او اطلاق کرد و اصلاً اگر یکبار لفظی را برای معنایی استعمال کردیم و برای دفعات دیگر هم این استعمال را استفاده نمودیم این هم نوعی اطراد خواهد بود لذا مجاز هم مثل حقیقت اطراد خواهد داشت و فرقی بین مجاز و حقیقت در اطراد و عدم آن نیست. پس اطراد نمی تواند علامت حقیقت باشد.

اما نسبت به پاسخ پرسش دوم که فرموده بودید دو نوع اطراد موجود نمی باشد بلکه چهار معنا برای اطراد ذکر شده است مرحوم شهید صدرچهار معنا برای اطرد را اینگونه ذکر می کنند:

۱. اطراد تبادر: یعنی کسی که می خواهد معنای لفظی را یاد بگیرد آن را به صورت مکرر و زیاد بکار می برد. آن هم در اوضاع و حالات مختلف که در همه استعمال ها معنای واحد دهد. در نتیجه می فهمد که معنای حقیقی لفظ چه بوده است.

۲. اطراد استعمال: که منظور از آن استعمال لفظ در یک معنای معین ولی در موارد مختلف می باشد مثل این که شیر برای مایع سفیدی که مثلاً از گاو می دوشند، در حالت های مختلف، مثل زمانی که در پستان است و زمانی که در دیگ است و زمانی که در لیوان است و… بکار برده شود. البته با پاکسازی هر گونه احتمال وجود قرینه در این استعمالات.

۳. اطراد در تطبیق با لحاظ خصوصیتی در معنا که بخاطر همین خصوصیت لفظ بکار برده می شود: مثلاً زمانی که لفظ «اسد» (شیر) را برای حیوانی بخاطر درنده بودن آن بکار برند و چنین استعمالی در تمام مواردی که حیثیت درندگی در حیوان وجود دارد شایع باشد، علامت حقیقی بودن معنای درندگی در لفظ اسد خواهد بود.

۴. اطرد استعمال بدون قرینه: یعنی برای حقیقی بردن معنا به شیوع استعمال لفظ در معنای استدلال شود بدون وجود قرینه برای استعمال مجازی. گرچه معنای مجازی نیز می تواند بدون قرینه استعمال شود ولی چنین استعمالی شیوع نخواهد داشت.(۴)

با دقت در این اقسام خواهید فهمید که مراد استاد در اطراد کلمه طور نوع دوم یعنی اطراد استعمالی است چون لفظ معین در موارد مختلف قرآن در یک معنا استعمال شده است واین اطراد غیر از اصطلاح مشهور دراصول آن است.

 

______________________

پاورقی:

۱. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، بیروت، دارالعلم، سوریه، الدار الشامیه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
۲. مظفر، محمدرضا، اصول فقه، قم، انتشارات اسماعیلیان، چاپ پنجم، بی تا، ج۱، ص۲۸.
۳. خویی، سیدابوالقاسم، محاضرات فی اصول الفقه، قم، انتشارات انصاریان، چاپ چهارم، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۲۵.
۴. صدر، سید محمدباقر، بحوث فی علم الاصول، قم، موسسه دائر المعارف فقه اسلامی، چاپ سوم، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۷۰.

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

اخباریون

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.