صدای مهیب که در صور اسرافیل است، چه نوع صدایی است ؟

0 940

طبق آیه ۱۳ نازعات صدای مهیب که در صور اسرافیل است، چه نوع صدای است که به واسطه آن ، ناگاه همه از خاک بر می خیزند؟

پاسخ:

خداوند در سوره نازعات می‌فرماید: فَإِنَّمَا هِیَ زَجْرَهٌ وَاحِدَهٌ فَإِذَا هُمْ بِالسَّاهِرَهِ(۱) « ‌‌زجره» در اصل به معنی فریادی است که برای راندن گفته می‌شود، و در اینجا به معنی نفخه دوم است.(۲) و «ساهره» از ماده «سهر» به معنی شب بیداری است. و از آنجا که حوادث وحشتناک، خواب شبانه را از چشم می‌برد، و زمین قیامت نیز بسیار هول‌انگیز است، کلمه «ساهره» به عرصه محشر اطلاق شده است. برخی هم گفته‌اند: «ساهره» به هر بیابان می‌گویند. چون اصولاً همه بیابانها وحشتناک اند، گویی بر اثر وحشت خواب شبانه را از چشم می‌برند.(۳) از بعضی آیات قرآنی استفاده می‌شود دوبار در « صور » (که به شکل شیپور است)دمیده می‌شود. البته آن شیپور عادی نیست، بلکه معنی کنائی دارد. صدای عظیم و صاعقه و مهیب در آسمانها و زمین ایجاد می‌شود. یک بار در پایان جهان که همه خلائق با آن صدا می‌میرند. و بار دیگر در آستانه رستاخیز که همه مردگان زنده می‌شوند. از اولی به نفخه مرگ و از دومی به نفخه حیات تعبیر می‌شود. مفسرین ۱۸ آیه از آیات قرآن مجید را به طوری کلی در مورد «نفخ صور » معرفی کرده‌اند، در ضمن این آیات، شش تعبیر مختلف درباره این دو حادثه دیده می‌شود که عبارتند از:
الف: «نفخ صور » که در ۱۰ آیه وارد شده است، از جمله در سوره «حاقه» می‌فرماید: فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ نَفْخَهٌ وَاحِدَهٌ وَحُمِلَتِ الأرْضُ وَالْجِبَالُ فَدُکَّتَا دَکَّهً وَاحِدَهً(۴) به محض اینکه یک بار در صور دمیده شود، زمین و کوهها از جا برداشته شوند و یکباره درهم کوبیده و متلاشی گردند.
ب: «صیحه» که در چهار آیه وارد شده است، از جمله در سوره «ق»، آیه ۴۲ می‌فرماید: یَوْمَ یَسْمَعُونَ الصَّیْحَهَ بِالْحَقِّ ذَلِکَ یَوْمُ الْخُرُوجِ روزی که همگان صیحه رستاخیز را به حق می‌شوند آن روز روز خروج است.
ج: «نقر فی الناقور»: فَإِذَا نُقِرَ فِی النَّاقُورِ فَذَلِکَ یَوْمَئِذٍ یَوْمٌ عَسِیرٌ(۵) هنگامی که در صور دمیده می‌شود آن روز روز سختی است.
د: «صاخّه»، فَإِذَا جَاءَتِ الصَّاخَّهُ یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ(۶) هنگامی که آن صدای مهیب (صیحه رستاخیز) بیاید. (کافران در اندوه عمیقی فرو می‌روند). در آن روز که انسان از برادر خود فرار می‌کند.
هـ : «قارعه»: الْقَارِعَهُ مَا الْقَارِعَهُ وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْقَارِعَهُ یَوْمَ یَکُونُ النَّاسُ کَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ(۷) آن حادثه کوبنده و چه حادثه کوبنده‌ای و تو چه می‌دانی که حادثه کوبنده چیست، روزی که مردم مانند پروانه پراکنده، به هر سوی می‌دوند.
و: «زجره»: فَإِنَّمَا هِیَ زَجْرَهٌ وَاحِدَهٌ فَإِذَا هُمْ یَنْظُرُونَ(۸) تنها یک صیحه عظیم واقع می‌شود، ناگهان همه (از قبرها بر می‌خیزند و) نگاه می‌کنند. (مشابه آن در سوره نازعات آیات ۱۳ و ۱۴).

کیفیت و چگونگی صور : « صور » در لغت به معنی شیپور یا شاخ است (که در گذشته‌ها شاخ حیوان را خالی می‌کردند و به صورت شیپور در می‌آوردند، از یک طرف در آن می‌دمیدند، و از طرف دیگر صدای بلند بر‌می‌خواست). بدون شک صدای فوق العاده‌ی که در شیپور‌های معمولی وجود دارد، بخاطر این است که لوله‌های آن را چند دور به دور خود پیچیده می‌شود، و در حالت تنگ لوله امواج صوتی، حالت انفجار پیدا می‌کند و صدا شدید و فراگیر می‌شود. هر چند بعضی خواسته‌اند از کنار این لفظ به سادگی بگذرند، که شیپور کنایه از فرمان ناگهانی پایان زندگی و آغاز دوباره زندگی می‌باشد. غافل از اینکه در روایات اسلامی از اهمیت و چگونگی و جنسیّت آن سخن می‌گوید: توجه به این نکته ضروری است که الفاظی را که ما برای زندگی روزمره محدود خودمان وضع کردیم، نمی‌تواند همه حقایق مربوط به جهان ماوراء طبیعت را بیان کند. و از اعجاز قرآن همین بس که آن مفاهیم بلند را تنزل داده، و در سر‌حد فهم ما و در غالب الفاظی که ما داریم، بیان کرده است و مسلماً آن مفاهیم با این الفاظ بی‌ربط نیست، منتها در دید بالاتر و افقی عظیم‌تر که ائمه ـ علیهم السّلام ـ از آن تفسیر نموده‌اند. و از جمله در همین واژه « صور » احادیث در شرح آن از معصومین وارد شده است. مثل حدیثی که از امام سجاد ـ علیه‌السّلام ـ نقل شده که فرمود: « صور » شاخ بزرگی که یک سر و دو طرف دارد و فاصله میان طرف پائین که در سمت زمین است، تا طرف بالا که در سمت آسمان است، به اندازه فاصله اعماق زمین هفتم تا فراز هفتمین آسمان است، و در آن سورخهایی به تعداد ارواح خلایق وجود دارد، و دهانه آن به وسعت ما بین آسمان و زمین می‌باشد.(۹) در این حدیث از عظمت و بزرگی و کیفیت شگفت انگیز آن سخن گفت، ولی از معنی حقیقی آن که به معنی شاخ و شیپور است، تجاوز نکرد. پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ هم در حدیثی فرمود‌اند: « صور شاخی است از نور» که در آن سوراخهایی به تعداد ارواح بندگان است.(۱۰) در این حدیث از جنسیت « صور » سخن به میان آمده است.

بنابراین جای تعجب نیست که صیحه رستاخیز و «بانگ صور » در مدت کوتاهی مایه مرگ انسانها و درهم شکستن کوهها شود. با توجه به روایات قبلی که در تفسیر اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ، ساختمان وجودی « صور » از امواج نوری معرفی شده بود، چون نور حرکتش به مراتب سریعتر از امواج صوتی وسیصد هزار کیلومتر در ثانیه می‌رسد، و چنانچه شدت انفجار نور موجب امواج صوتی می‌شود، آثار ویرانگری آن بسیار خطرناک و شگفت انگیزتر خواهد بود. و امّا در « صور » دوم که نفخه حیات است اگر چه به نظر برخی از امور ماوراء طبیعت و غیر قابل درک است، و با تحقیق و تجزیه و تحلیل مسله حیات وانفجار نوری، می‌توان سرنخ هایی در این موضوع پیچیده بدست آورد. برای روشن شدن بحث به نکات ذیل توجه شود: اولاً: قوانین حیات در همین جهان مادی گوناگون می‌باشد، مثلاً از نظر پرورش در رحم. گاهی رحم حیوانات موجب پرورش می‌شود، گاهی آب و گاهی مثل بعضی کرمها در میان خاک، و لذا در حدیث داریم: در اثر حوادث آن زلزله تمام اجزاء بدن موجودات در هر کجا بوده، در علم خدا، در میان قبرشان، به ترتیب بدن جمع و منظم می‌شود، و … از این حدیث معلوم می‌شود، زمین رحم انسانها می‌شود، و ذرات بدن هر کجا باشند، در آن مکان جمع خواهند شد.

ثانیاً: از جمله تفاوت قوانین حیات در کار آیی مختلف سلول بدن حیوانات است، مثل حیوانات اسفنجی در آب شیرین، که اگر از میان دو نیم شوند، هر قسمتی خود را تکمیل و به صورت فرد کامل در‌می‌‌آید. و امروز در دستگاههای پرورشی سلولها، در مورد انسان این حرف مطرح است که از هر کجای وجود انسان سلول اخذ ‌شود، پرورش یافته آن مثل همان انسان خواهد بود. در برخی احادیث داریم که: قبل از نفخه صور دوم چهل روز باران می‌بارد که آبش مثل آب حلیم لزج است، و بدنها در قبر از نظر ظاهری تکوین پیدا می‌کنند، و با نفخ صور دوّم بدنها زنده و روحها به بدنها منتقل می‌شوند، و همه از قبر بر‌‍‌می‌خیزند.

پاورقی:

۱. نازعات، ۱۳-۱۴.
۲. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب لاسلامیه، چاپ دهم، چاپخانه مدرسه امیرالمومنین ـ علیه‌السّلام ـ ،۱۳۷۱، ج۲۶، ص۸۵.
۳. همان.
۴. حاقه: ۱۴-۱۳.
۵. مدثر: ۹-۸.
۶. عبس: ۳۴-۳۳.
۷. قارعه:۴-۱.
۸. صافات: ۱۹.
۹. مجلسی، محمد باقر. بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء، ۱۴۰۴ هـ ق، ج۶، ص ۳۲۴.
۱۰. مکارم شیرازی، ناصر. تفسیر نمونه، تهران، دارالکتاب، ج۱۹، ص ۵۳۹.

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.