نام های بهشت که در قرآن کریم آمده است، بیان نمایید ؟

0 238

بهشت در قرآن کریم و روایات، به نام «الجنه» و جمع آن «الجنات» آمده است. و با جمع آمدن، خود دلیل روشنی بر این مطلب است که بهشت یکی نیست، بلکه بهشت ها وجود دارد، منتهی همه در این که بهشت هایی وجود دارد ، نظر مشترک دارند. و به خاطر این که این بهشت ها دارای مراتبی هستند، نام های گوناگونی نیز دارند.

امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود:

بهشت هایی که در قرآن کریم آمده چنین است: ۱. بهشت عدن. ۲. بهشت فردوس. ۳. بهشت نعیم. ۴. بهشت جنه المأوی.
امام باقر ـ علیه السلام ـ در ادامه فرمود: برای خداوند عزّوجّل بهشت هایی است. در درون این بهشت ها و همانا هر مؤمن تا جایی که دوست داشته باشد و بخواهد بهشت دارد و در آن ها هر طور که بخواهند، از نعمت های بهشتی برخوردار گردند و خوش گذراند، چنین کنند.(۱)

۱. جنه النّعیم، جنه النعیم بهشت ولایت است.(۲)

و این بهشت در بسیاری از آیات قرآن کریم، نام برده شده است. مانند: وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ـ أُوْلَئِک الْمُقَرَّبُونَ ـ فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ(۳). «پیشی گیرندگان در أعمال صالحه، پیشی گیرندگان در غفران و رحمت خداوند هستند. و ایشانند مقرّبان خدا که در بهشت های نعیم هستند». و مانند أَیَطْمَعُ کلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن یُدْخَلَ جَنَّهَ نَعِیمٍ(۴). «آیا هر فرد از ایشان چنین طمعی دارد که در بهشت نعیم داخل شود؟ نه، چنین نیست». و آیاتی دیگر از قبیل: یونس: ۹، المائده : ۶۵، الحج : ۵۶، الشعراء : ۸۵، لقمان : ۸، الواقعه : ۱۲، الصافات : ۴۳، القلم : ۳۴.

۲. «عدن» اسمی از اسماء بهشت است.(۵)

که در بسیاری از آیات قرآن کریم، نام برده شده است. مانند: وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَمَسَاکنَ طَیِّبَهً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَکبَرُ ذَلِک هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ(۶). خداوند شما را داخل می کند در مسکن های پاک و پاکیزه ای که در بهشت های عدن است. و این است فوز عظیم!».
آیات دیگری که به عدن اشاره دارند، عبارتند از: رعد : ۲۳. نحل : ۳۱ کهف : ۳۱. مریم : ۶۱. طه : ۷۶ . فاطر : ۳۳. ص : ۵۰. غافر : ۸. صف : ۱۲. و بینه : ۸.

۳. «الفردوس» نیز نامی از نام های بهشتی است.(۷)

اوّل: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ کانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا (۱۰۷) خَالِدِینَ فِیهَا لَا یَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلًا(۸). «حقّا آن کسانی که ایمان آورده اند و أعمال صالحه به جای می آورند، برای آنان بهشت های فردوس مهیّا و به عنوان پذیرائی و کرامت آنان خواهد بود. در آن بهشت ها به طور جاودان می مانند و هیچ گونه تغییر و جابجائی از آن را طلب نمی کنند».
دوّم: أُوْلَئِک هُمُ الْوَارِثُونَ ـ الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ(۹). «مؤمنان که چنین و چنانند» ایشانند فقط وارثان. آنان که فردوس را به ارث برند. و ایشان در آن بهشت فردوس به طور جاودان زیست می نمایند».

۴. جنّه المأوی نیز در دو مورد در قرآن کریم آمده است.

اوّل: أَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَی نُزُلًا بِمَا کانُوا یَعْمَلُونَ(۱۰).
«امّا آن کسانی که ایمان آورده اند و اعمال صالحه انجام می دهند، پس برای آنان بهشت های مأوی به عنوان پذیرائی و پاداش کارهائی که در دنیا به جای می آورده اند مهیّا و آماده می باشد».

و دوّم: عِندَ سِدْرَهِ الْمُنْتَهَی (۱۴) عِندَهَا جَنَّهُ الْمَأْوَی(۱۱). در نزد سدره المنتهی، که آخرین درخت است. و در نزد آن سدره و درخت، بهشت مأموی است».
اسماء دیگر بهشتچنان که از روایت نیز به دست می آید، بهشت های دیگر با نام های دیگری نیز وجود دارند که در درون بهشت های که بیان شد، جای می گیرند. البتّه منظور از این که در روایت نام های بهشت قرآنی آمده است، چهارتا است. یعنی آن اسمائی که شامل اسماء دیگر می شوند و الا در قرآن کریم اسماء دیگری نیز از بهشت آمده است که در زیر به برخی اشاره می شود.

۱. بهشت لقاء و جنّت ذات:

چون می دانیم که حضرت حقّ وعده ی دیدار داده است، و متجاوز از بیست جا در قرآن کریم، لقاء و زیارت خود را وعده می دهد. پس جنّت لقاء، یکی از بهشت های می باشد. قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکمْ یُوحَی إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَهُکمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن کانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِک بِعِبَادَهِ رَبِّهِ أَحَدًا(۱۲). «پس هر کس که امید دیدار پروردگارش را داشته باشد، باید عمل نیکو انجام دهد و در پرستش پروردگار خود، هیچ کس را شریک قرار ندهد». و می توان این نام «جنّت لقاء» را از نسبت این جنّت به خود خدا استفاده نمود، آن جا که می فرماید: یا أیّتها النّفس المطمئنّه ارجعی إلی ربّک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی ای نفسی که به مقام سکینه و اطمینان و آرامش رسیده ای به سوی پروردگارت بازگشت کن در حالی هم تو از پروردگارت راضی و خشنود هستی و هم او از تو راضی و خشنود است! پس داخل شو در میان بندگان من و داخل شو در بهشت من!» در این جا ملاحظه می شود که جنّتی فرموده است، و این بهشت را برای خصوص چنین بندگانی، نسبت به خود داده است.

۲. دارالسلام:

بعضی از بهشت ها را به عنوان جنّت تعبیر نکرده، بلکه به عنوان دار، یعنی خانه ذکر کرده است. مانند لَهُمْ دَارُ السَّلاَمِ عِندَ رَبِّهِمْ(۱۳). و در روایت آمده است که: «دارالسلام الجنه».(۱۴) یعنی دارالسّلام بهشت است.(۱۵)
در برخی از کتاب ها نیز اسمائی را به عنوان اسماء بهشتی که در قرآن کریم آمده است، ذکر کرده اند که به برخی از آن ها نیز اشاره می شود. روشن است که از این اسامی بهشت که طبق روایت، بهشت های مقصود است که در درون بهشت های اصلی چهارگانه جای می گیرند:

۱. الغرفه(۱۶): الفرقان : ۷۵ أُوْلَئِک یُجْزَوْنَ الْغُرْفَهَ بِمَا صَبَرُوا وَیُلَقَّوْنَ فِیهَا تَحِیَّهً وَسَلَامًا.
۲. الرحمه(۱۷): آل عمران : ۱۵۷ وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَهٌ مِّنَ اللّهِ وَرَحْمَهٌ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ.
۳. الحسنی(۱۸): الحدید : ۱۰ وَمَا لَکمْ أَلَّا تُنفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِیرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا یَسْتَوِی مِنکم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُوْلَئِک أَعْظَمُ دَرَجَهً مِّنَ الَّذِینَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَکلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَی وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ.
و هم چنین آیات: الأنبیا : ۱۰۱، کهف : ۸۸، نحل : ۶۲، الرعد : ۱۸، یونس : ۲۶، النساء : ۹۵.
۴. طوبی:(۱۹) الرعد : ۲۹ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَی لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ.
۵. الخلد:(۲۰) الفرقان : ۱۵ قُلْ أَذَلِک خَیْرٌ أَمْ جَنَّهُ الْخُلْدِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ کانَتْ لَهُمْ جَزَاء وَمَصِیرًا.
نتیجه: کلمه «جنه» که جمع آن «الجنات» است در قرآن کریم بسیار آمده است و به معنای بهشت می باشد. و برای همه ی بهشت ها این نام اطلاق شده است، مگر در برخی (مانند دارالسلام). منتهی چون بهشت دارای مراتبی است، هر مرتبه به نامی خاصّ، اسم گذاری شده است. در قرآن کریم، اسم چهار بهشت اصلی و هم چنین نام برخی از بهشت هایی که داخل در این چهار اهشت می باشند، آورده شده است.

پاورقی:

۱. آژیر،حمید رضا، ، بهشت کافی، ترجمه روضه کافی، قم، انتشارات سرور، چاپ اول، ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۱۳۶. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، الکتب الاسلامی، ۱۳۶۵ش، ج۸، ص۹۹.
۲. طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه موسوی همدانی، سید محمد باقر ،قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه اسلامی مدرسین حوزه علمیه، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ش، ج۱۰، ص۲۱.
۳. واقعه : ۱۰ و ۱۱و ۱۲.
۴. معارج : ۳۸.
۵. طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج۷، ص۳۹.
۶. توبه : ۷۲.
۷. استرآبادی، محمد بن علی، آیات الأحکام استر آّبادی، تهران، مکتبه المعراجی، چاپ اول، ج۱، ص۱۱۵.
۸. کهف : ۱۰۷ و ۱۰۸.
۹. مومنون : ۱۰ و ۱۱.
۱۰. سجده : ۱۹.
۱۱. نجم : ۱۴ و ۱۵.
۱۲. کهف : ۱۱۰.
۱۳. انعام : ۱۲۷.
۱۴. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، بیروت، موسسه الوفا، ۱۴۰۴ق، ج۸، ص۱۹۴، ح۱۷۶.
۱۵. این نوشتار تلخیصی از: حسینی تهرانی، سید محمد حسین، ناشر: علامه طباطبائی، ۱۳۸۵ش، معاد شناسی، ج۱۰، مجلس هفتاد مراتب بهشت و نعمت های آن.
۱۶. بیضاوی عبدالله بن عمر، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۱۸ق، ج۴، ص۱۳۲. اندلسی ابو حیان محمد بن یوسف، البحر المحیط فی التفسیر، بیروت، دارالفکر، ۱۴۲۰ق، ج۸، ص۱۳۴.
۱۷. ملاحویش آل غازی، عبدالقادر، بیان المعانی، دمشق، مطبعه الترقی، چاپ اول، ۱۳۸۲ش، ج۵، ص۴۲۱.
۱۸. مظهری، محمد، ثناء الله التفسیر المظهری، پاکستان، مکتبه رشدیه، ۱۴۱۲ق، ج۷، ص۲۲۴.
۱۹. طبری، ابو جعفر، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر، بیروت، دارالمعرفه، چاپ اول، ج۱۳، ص۹۹.
۲۰. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دارصادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۱۶۴.

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.