آیا جزای اعمالی مانند دزدی در قرآن آمده است؟

0 651

آیا جزای اعمالی مانند دزدی در قرآن آمده است؟ اگر آمده چرا در جامعه اسلامی اجرا نمی شود؟

پاسخ:

دین مقدس اسلام برای سلامت جامعه و امنیت روانی آن قوانینی بازدارنده تصویب نموده است که یکی از آ نها، قانون مجازات دنیوی است .یعنی علاوه بر اینکه مرتکبین بعضی از جرم های اجتماعی در آخرت عذاب خواهند شد، در همین دنیا نیز مجازات می شوند تا درس عبرتی باشد برای دیگران و عاملی بازدارنده باشد برای افرادی که به پیروی از هوای نفس خویش، دست به هر فسادی می زنند. برخی از این مجازات ها به طور کلی در قرآن کریم آمده است و برخی نیز در روایات اسلامی آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ آن را بیان نموده و یا اهل بیت عصمت و طهارت برای مردم تبیین نموده اند. چرا که مردم هم موظف به پیروی از دستورات قرآنی می باشند و هم آنچه را که رسول گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ آورده باید پیروی کنند که خداوند در این باره می فرمایند: آنچه را رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ برای شما آورده، بگیرید و از آنچه نهی کرده خودداری نمائید و از خدا بپرهیزید که خداوند کیفرش شدید است.(۱)

مجازات هایی که در قرآن کریم بدان ها اشاره شده است عبارتند از:

۱. مجازات سرقت: سرقت( دزدی ) یعنی به طور پنهانی و مخفیانه دارائی های دیگران را بردن و بدون اجازه آنها، در آن تصرف نمودن که خداوند متعال در تنبیه این افراد می فرمایند:(( دست مرد و زن دزد را به کیفر عملی که انجام داده اند بعنوان یک مجازات الهی قطع کنید و خدا توانا و حکیم است)).(۲)
البته خداوند متعال راه بازگشت و اصلاح و جبران را باز گذاشته و لذا در آیه بعد فرموده است که اگر کسی به فکر جبران باشد و توبه کند و در نتیجه اموال دزدی را به صاحبش برگرداند. خداوند متعال نیز از گناه او در می گذرد و مجازاتش نمی کند.

یادآوری این نکته ضروری است که قطع کردن دست دزد شرایطی دارد که در روایات به آنها اشاره شده است و اگر این شرایط نباشد هر چند دزد مرتکب خلاف شرع شده و در آخرت مواخذه خواهد شدولی در دنیا از اجرای این حد معاف خواهد شد و این شرایط عبارتند از:

۱. قیمت مال دزدی حداقل به اندازه یک مثقال شرعی یعنی سه چهارم مثقال بازاری امروز باشد.
۲. از روی ناچاری و گرسنگی دست به دزدی نزده باشد.
۳. از جایی دزدی کند که قفل شده بوده و لذا اگر کسی از محوطه باز و خانه ای که قفل ندارد دزدی کند، دستش قطع نمی شود.
۴. دزد در حال اختیار باشد و کسی او را مجبور به دزدی نکرده باشد و نیز عاقل و به حد بلوغ رسیده باشد «البته تطمیع کردن دیگران او را به معنی اجبار نیست و نیز بالغ و عاقل بودن به این معنی نخواهد شد که اموال دزدی را پس ندهد و مواخذه نشود».
۵. دزد در مالی که دزدیده با کسی شریک نباشد یعنی اگر کسی از شریکش دزدی کند فقط حق شریکش را از او می گیرند و دستش را قطع نمی کنند.
۶. میوه جات را اگر بدزدد هر چند از مغازه قفل شده، دستش را قطع نمی کنند.
۷. از روی اشتباه نباشد مانند کسی که تصور می کرد این مال خود اوست یا در آن سهمی دارد و یا خیال می کرد که صاحبش از برداشتن آن ناراضی نمی شود مثل مهمان و… .(۳)

۲. مجازات تهمت زدن به دیگران: اگر کسی مرد یا زن با عفتی را متهم به زنا کند و یا او را زنا زاده بداند و نتواند چهار نفر شاهد بر گفته اش بیاورد، باید هشتاد تازیانه بر آنها زده شود که خداوند در قرآن کریم می فرمایند: «و کسانی که پاکدامنان را متهم کنند، سپس چهار شاهد نیاورند، آنها را هشتاد تازیانه زنید و شهادت شان را (در دادگاه و بر علیه هر کس باشد) نپذیرید و آنها همان فاسقانند».(۴)

۳. مجازات افراد فاسد: خداوند متعال برای امنیت اجتماعی اهمیت فراوانی می دهد و لذا کسانی که با دین به ستیزه بر خواهند و یا امنیت جامعه را به خطر بیندازد و مزاحم جان و مال مردم شوند، مورد بازخواست سخت الهی قرار می گیرند و خداوند در این باره می فرمایند:
کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ بر می خیزند و اقدام به فساد در روی زمین می کنند، فقط این است که اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا دست و پای آنها به عکس یکدیگر «دست راست و پای چپ» بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایی آنها در دنیاست و در آخرت مجازات عظیمی دارند.(۵)

۴. مجازات زنا: خداوند متعال برای سلامت محیط خانواده از آلودگی ها دستور می دهد که اگر زن یا مرد مجردی مرتکب کار خلاف عفتی گردند و در دادگاه عدل به اثبات رسد، برای هر کدام صد تازیانه زده شود و این کار را عده ای از مؤمنان نظارت کنند تا درس عبرتی برای جامعه باشد و لذا در قرآن کریم می فرمایند: هر یک از زن و مرد زنا کار را صد تازیانه بزنید و نباید رأفت نسبت به آن دو، شما را از اجرای حکم الهی باز دارد، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید و باید گروهی از مؤمنان مجازات شان را مشاهده کنند.(۶)

۵. مجازات برای قتل عمد: خداوند متعال برای اینکه جامعه را از وجود افراد شرور نجات دهد، قانونی تصویب کرده است که افراد شرور از ترس این قانون دست به ارتکاب جنایت های مرگ بار نزنند و لذا می فرمایند: «ای افرادی که ایمان آورده اید: حکم قصاص در مورد کشتگان بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، برده در برابر برده، زن در برابر زن، سپس اگر کسی از سوی برادر دینی خود چیزی به او بخشیده شود و به جای قصاص دیه گیرد» باید از راه پسندیده پیروی کند و (قاتل) نیز دیه را به نیکی بپردازد. این تخفیف و رحمتی است از ناحیه پروردگار شما و کسی که بعد از آن تجاوز کند، عذاب دردناکی خواهد داشت. و برای شما در قصاص، حیات و زندگی است ای صاحبان خرد شاید شما تقوا پیشه کنید».(۷) یعنی قصاص باعث ترس قاتل می شود و او دست به قتل نمی زند و این گونه می شود که حیات شما حفظ می گردد.(۸)

۶. مجازات های قطع عضو: مجازات دیگری که در قرآن کریم آمده است اینکه اگر کسی عضوی از اعضای بدن دیگر را قطع کند، آن شخص می تواند در دادگاه مقابله به مثل کند و عضو جانی را قطع کند و این فرمایش قرآن کریم است که می فرماید: «و بر آنها مقرر داشتیم که جان در مقابل جان، چشم در مقابل چشم، بینی در برابر بینی، گوش در مقابل گوش، دندان در مقابل دندان و هر زخمی قصاص دارد. و اگر کسی آن را ببخشد، کفاره او محسوب می شود و هر کس به احکامی که خدا نازل کرده، حکم نکند، ستمگر است».(۹)

اینها نمونه هایی از مجازات های اجتماعی قرآنی بوده که برای حفظ امنیت دینی، فرهنگی، اجتماعی و خانواده به جامعه عرضه شده است و امروزه ثابت شده است که هر کشوری در اجرای این مجازات های اسلامی بیشتر تلاش می کند به همان اندازه آن کشور از امنیت اجتماعی بیشتر برخوردار است و بر عکس هر کشوری که در اجرا کوتاهی می کند دچار فساد و انحطاط اخلاقی شده است.

اما اینکه آیا در جامعه امروزی ما این مجازات ها اعمال می شود یا نه می توان گفت: که تلاش جمهوری اسلامی بر اجرای همه دستورات دینی در جامعه است و صد البته این تلاش ها به اندازه توان اجتماعی است و تا آنجا پیش می رود که قدرت اجتماعی حکومت ایجاب می کند و با این همه ممکن است دلایل و عواملی باعث کم رنگ شدن این اجرائیات گردد که از جمله آنها:

۱. ممکن است جرمی در دادگاه ثابت نشود و یا شرایطی که از آیات و روایات استفاده می شود مبنی بر اجرای این احکام، در فردی جمع نشده باشد، هر چند بر عده ای ثابت شده باشد که آن فرد مستحق مجازات بوده است.

۲. گاهی اوقات این احکام در دادگاه و زندان های کشور اجرا می شود، اما مسئولان بنابر دلایل از اعلام عمومی آن صرف نظر می کنند.

۳. در برخی از این مجازات ها که برای اولین بار باشد و برای دادگاه توسط اقرار واعتراف شخص مجرم باشد و جنبه های عمومی نداشته باشد یعنی جامعه از وقوع این جرم بی خبر باشند و یا عده ای محدود از آن آگاه باشند و بر دادگاه ثابت گردد که مجرم پشیمان شده و خود را برای پاک کردن و تحمل مجازات آماده نموده است، در این موارد قاضی می تواند حکم الهی را اجرا کند و یا مجرم را به توبه وا داشته و از مجازات او صرفنظر کند. لذا ممکن است فردی از این جرم با خبر باشد ولی با دیدن مجازات نشدن آن شخص تصور کند که احکام اسلامی اجرا نمی شود. در حالی که اجرا نشدن در این گونه موارد طبق روایات اسلامی می باشد مانند دزدی که قبل از شکایت صاحب مال، اموال او را بدهد و یا شخصی که مرتکب خلاف عفت شده باشد ولی خود را به دادگاه معرفی نماید.

پاورقی:

۱. حشر : ۷.
۲. مائده : ۳۸.
۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۳۱۴.
۴. نور : ۴، و ر.ک: تفسیر نمونه، همان، ج۱۴، ص۳۶۹.
۵. مائده : ۳. ر.ک: لاهیجی، محمد، تفسیر شریف لاهیجی، تهران، دفتر نشر داد، چاپ اول، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۶۴۸.
۶. نور : ۲.
۷. بقره : ۱۷۹ ـ ۱۷۸.
۸. قرشی، علی اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، چاپ سوم، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۳۲۷.
۹. مائده : ۴۵. ر.ک: طیب، عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش، ج۴، ص۳۷۷. ر.ک مصطفوی، حسن، تفسیر روشن، تهران، مرکز نشر کتاب، چاپ اول، ۱۳۸۰ش، ج۷، ص۸۹.

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

جنون دزدی

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.