آیا انرژی که گفته می شود ازلی و ابدی است، همان واجب الوجود است؟

0 226

اصل این ادعا که انرژی ازلی و ابدی است، صحیح نیست، چنین نظریه ای در میان دانشمندان به اثبات نرسیده است. امّا آنچه در فیزیک و شیمی توسط دانشمندان به اثبات رسیده است، این است که مقدار ماده و انرژی در دنیا ثابت است و از هر کدام کاسته شود به دیگری اضافه می شود و نابودی هر دوی آنها را نداریم، یعنی در عالم هستی خلق ماده و یا انرژی جدید نداریم، بلکه تنها تبدیل و تغییر آنها به یکدیگر وجود دارد. این مطلب تنها اثبات می کند ماده و انرژی ابدی است ولی هرگز اثبات نمی کند ازلی باشند و بی نیاز از علت. ابدی بودن آنها هرگز منافاتی با مخلوق بودن آنها ندارد زیرا اگر علت تامه شیئی موجود باشد، آن شی نیز به تبع علت خود موجود خواهد بود. لذا اگر ماده و انرژی را خداوند سبحان خلق کرده باشد (چنان که حق هم چنین است) چون خداوند علت تامه آنها است و خود ابدی است لذا خلق او نیز ابدی خواهد بود. در نتیجه ابدی بودن منافاتی با معلول بودن و مخلوق بودن ندارد. حال برای روشن شدن مطلب، ابتدا خصوصیات و ویژگی های واجب الوجود را به صورت مختصر مورد بررسی قرار می دهیم، ۱. واجب غنی مطلق و بی نیاز مطلق: لازمه اینکه وجودی واجب باشد، یعنی وجود و هستی اش از خود او باشد این است که از همه چیز و همه کس بی نیاز باشد. وجود، ذاتی واجب است و ذاتی، چیزی است که هرگز از شئ جدا نمی شود، مثل زوجیت برای عدد ۲ که ذاتی ۲ است، و این زوجیت هرگز از دو جدا نمی شود. لذا اگر وجودی واجب شد به این معنی که وجود در ذات او بود، ازلی و ابدی خواهد بود، چون از قدیم بود و هرگز معدوم نمی شود. هم چنین در موجود بودن باید کاملا بی نیاز باشد.۲. ترکیب (مرکب بودن از اجزاء) در واجب راه ندارد، زیرا هر مرکبی نیازمند اجزاء خود است، یعنی اگر یک جزء از بین رود وجود آن مرکب نیز از بین می رود و این یعنی نیازمندی به اجزاء که با بی نیازی جمع نمی شود.۳. واجب نمی تواند جسم باشد، زیرا اگر جسم باشد هم مرکب خواهد بود (چون جسم مرکب از اجزاء است و این طبق گفته بالا در واجب محال است) و هم به مکان و محل و زمان محتاج خواهد بود که باز با بی نیازی واجب جمع نمی شود و خلف است۴. انفعال و تغییر در واجب راه ندارد، زیرا تغییر به معنی این است که چیزی نبوده و الان حاصل شده است، پس حادث است، یعنی موجود آن حالت جدید را نداشته است و با این تغییر خواسته است به آن حالت برسد. و این کسب جدید یعنی احتیاج ذات به آن حالت، که با بی نیازی آن ذات جمع نمی شود. در واقع قبل از تغییر، ذات ناقص بوده که خواسته با تغییر کامل شود و حادث را بپذیرد در غیر این صورت اگر حادث را داشت تغییر معنی نداشت و تحصیل حاصل بود که محال است. لذا تغییر و تبدل در واجب راه ندارد.(۱) حال باید دید آیا این خصوصیات در انرژی دیده می شود که بتواند واجب الوجود باشد، اولا: وجود نمی تواند ذاتی خصوص انرژی باشد. یعنی نمی تواند واجب باشد. زیرا اگر واجب می بود هرگز وجود از او جدا نمی شد و نابودی و تبدیل به اشیاء دیگر (ماده) در آن راه نداشت و این خلاف مشاهدات است. ثانیا: انرژی مادی است و ماده مرکب از اجزاء و همچنانکه اثبات شد واجب نمی تواند مرکب باشد. ثالثا: انرژی تبدیل به ماده شده و ماده نیز تبدیل به انرژی، هم چنین در عالم ماده اشیاء جدید به وجود آمده و خیلی از اشیاء از بین می روند و این روند حاکی از تغییر و تبدیل در ماده و انرژی است و همچنانکه اثبات شد تغییر و تبدیل در واجب راه ندارد. با توجه به این سه خصوصیت ، انرژی هرگز نمی تواند واجب الوجود باشد. در ضمن توجه داشته باشید لازمه واجب الوجود بودن انرژی این است که، انرژی خالق تمام عالم هستی باشد، انسان، کره خاکی، تمام سیارات و… همه و همه از انرژی خلق شده باشند. در حالی که از طرفی عقل می گوید هر نظمی، ناظم می خواهد و این ناظم باید شعور، علم و قدرت کافی برای ایجاد نظم داشته باشد. از طرف دیگر نظم در عالم، بدیهی و غیر قابل انکار است، تمام قوانین فیزیک و شیمی و ریاضیات همگی حاکی از وجود نظم در عالم است و اینکه تصادفی در کار نبود، حال اگر انرژی را خالق بدانیم لازم است عقل و شعور و علم و قدرت داشته باشد، آیا این صفات در انرژی یافت می شود؟ روشن است که چنین نیست و هرگز انرژی نمی تواند واجب الوجود و خالق عالم باشد.

پاورقی:

۱. محمدی، محمد تقی، ترجمه و شرح باب حادی عشر، قم، انتشارات قدس، چاپخانه امیرالمومنین، ج۱، ص۱۷۵ـ۱۷۸.

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.