درباره اسماء الحسنی که در دعای شب عرفه ذکر شده‌اند، توضیح دهید؟

0 456

بحث اسماء الحسنی الهی یکی از مباحث مهم و مطرح شده در قرآن و ادعیه و روایات می باشد که در عرفان هم به بحث هایی در این باره پرداخته شده است. در

آیات

قرآنی در ۴ آیه بحث اسماء الحسنی الهی مطرح شده است.(۱) و در روایات هم، ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ خود را به عنوان اسماء الحسنی معرفی نموده اند

امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: «نحن و الله الأسماء الحسنی. به خدا قسم ما اسماء الحسنی الهی هستیم».(۲) پس می توان گفت اسماء اسماء الحسنی فراتر از الفاظ هستند بلکه یک حقیقت عینی و خارجی هستند. اما این اسم هایی که در ادعیه مخصوصاً در دعای شب عرفه آمده گوشه ای از اسماء و صفات الهی است. زیرا اسماء و صفات الهی نامحدود و دارای مراتب هستند، بلکه می توان گفت هر صفت نیکی که شایستگی پروردگار را دارد در بالاترین درجه اش در خداوند وجود دارد و خداوند همان طور که مبرّا و منزّه از همه نقص ها و بدی ها است دارنده و دهنده همه خوبی ها و کمالات است. اما نکته حائز اهمیت این است که آیا راهی برای رسیدن و کسب معرفت به این اسماء الهی وجود دارد یا خیر؟ آنچه مسلم است این است که الفاظ نمی تواند بیانگر تمام حقیقت این اسماء باشد، بلکه حقیقت این اوصاف نزد پروردگار است و اوست که به هر کس که بخواهد به مقدار قابلیتی که دارد از این اسماء می دهند. بنابراین هدف اصلی انسان باید کسب این لیاقت و استعداد باشد، چرا که مقصد و هدف اصلی انبیاء الهی هم نشان دادن راه به دست آوردن این لیاقت و استعداد بود و خود آن حضرات و ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ به عنوان انسان کامل، مظهر اسماء الحسنی الهی بوده اند. در واقع باید گفت زندگی الهی و انسانی ما در گرو کسب معرفت به این اسماء الهی است به طوری که بدون این معرفت در گمراهی و ضلالت هستیم. بنابراین باید گفت تمام باورهای فکری و اعتقادی ما و همچنین وظایف کرداری و عمل ما از شناخت این اسامی و صفات الهی سرچشمه می گیرد. مخصوصاً در دعا که انسان باید مخاطب خود را بشناسد و در هر حال هر مقدار شناخت و معرفت بیشتری داشته باشیم دعای مستجاب تر و حقیقی تری خواهیم داشت.(۳) و مهم ترین راه کسب این معرفت عمل به دستورات شرع و در پی آن تهذیب و تزکیه نفس از پلیدی ها و حجاب هایی است که مانع شکوفایی حقیقت آن اسماء در وجود انسان می شود. حال با ذکر این مقدمه وارد بحث درباره اسماء حسنای الهی در دعای شب عرفه می شویم و مختصری درباره هر کدام توضیح می دهیم.

دعای شب عرفه، یکی از ادعیه ای است که دارای مضامین بسیار بلند عرفانی است و در آن اسماء حسنای الهی ذکر شده است که به ترتیب شماره به بررسی مختصر هر کدام می پردازیم:

۱. شاهد: خداوند شاهد است یعنی هیچ چیزی بر ذات اقدس الهی مخفی نیست. حقیقت شهادت عبارت است از کشف و رفع حجاب بین شاهد و آن چه مشهود اوست. و احضار شاهد آن مشهود را و احاطه شاهد بر مشهود(۴) شاهد و شهید یعنی گواه حاضر و بیننده بسیار دقیق و موشکاف. ناظر و مشاهده کننده همه چیز و جزئی ترین امور مخفی برای او آشکار و روشن است. خدا شاهد هر نجوی و بیننده و خواننده هر فکری است که ما می کنیم.(۵)

۲. موضع کل شکوی: یعنی هر کسی هر مشکل و گرفتاری دارد مرجع و محل حلّ آن خداوند است همه امور به خدا بر می گردد.

۳. عالم کل خفیّه: خداوند به هر نهانی عالم است. عالم یعنی بسیار دانا، همیشه آگاه، دانای همه چیز و عین مطلق دانایی، علم خدا عین ذات اوست. و علم خدا بدون کم و کاستی و بدون تغییر و ازلی و ابدی می باشد و ژرفای خالق علیم از فهم و درک محدود آدمی فراتر است.(۶) آیات بسیاری در قرآن کریم حاوی اسم عالم یا یکی از مشتقّات آن از ریشه علم می باشد. امام خمینی(ره) می فرماید: «علم خدا به اشیاء علم حضوری است و معنای علم حضوری آن است که معلوم با وجود خود در نزد عالم حاضر باشد نه با مفهوم و ماهیت پس آن چه از اشیاء در محضر حق تعالی حاضرند حقیقت وجود ایشان است. علم حق به وجود تعلق می گیرد و کاشف از وجود است و وجود در همه جا مساوی و مساوق با خیر و کمال است».(۷)۴

۴.منتهی کل حاجت: خداوند به عنوان این که خیر و کمال مطلق است و قادر و توانا بر برآوردن نیازهای همه مخلوقات است لذا نهایت هر حاجتی می باشد و همه حوائج به سوی خدا می باشد.

۵. مبتدئاً بالنعم علی العباد: سرچشمه همه نعمت ها از خداوند است و اوست که به بندگان نعمت هایی داده که بسیاری از آن نعمت ها برای ما شناخته شده نیست. بسیاری از نعمت ها را خدا در بدن انسان قرار داده که ما از آنها بی خبریم و اوست که آغازگر نعمت ها بر بندگان است.

۶. کریم: یعنی تام بودن چیزی به حسب مرتبه ای که دارد. و این برای غیر خدا هم به عنوان صفت آمده است. مثل رسولٌ کریم و زوج کریم و کتاب کریم و… و چون خدا در الوهیت ذاتاً و فعلاً تمام است به او کریم می گویند.(۸)

۷. جواد: یعنی بسیار بخشنده عطای خدا بهترین عطا می باشد. زیرا بی منت و بلاعوض عطا می کند. قبل از خواستن عطا می کند و عطایش دائمی است.(۹)

۸. غافر: چون خدا گناهان را می بخشد به او غافر می گویند.(۱۰) خدا غفّار الذنوب است. تنها موجود مقتدر و شایسته و بزرگواری که در صورت توبه بنده هر گونه گناه و بی توجهی و سرکشی و حیوان صفتی را می بخشد. پناهگاه تمام رانده شدگان نادم و طاغیان بی پناه و انسان های درمانده از گناه می باشد.(۱۱)

۹. سبّوح: بسیار مهربان و منزّه از هر گونه آلودگی و ناخالصی و ترکیب سبحان، پاکیزه و بی غلّ و غش اشاره است به اوج صافی صفا، شفافیت و زلالی محض و درخشانی فوق تصور. فساد و تباهی در او راه ندارد و عمل ناروا و ناشایست از ساحت مقدسش به دور است. و فروتنی بیش از حدّ نوابغ و نخبگان و تسلیم بودن در برابر خالق علیم و حکیم و… و اظهار عجز و ناتوانی نمودن نشانه این پاکی است.(۱۲)

۱۰. قُدّوس: قدّوس مشتقّ از قدس است به معنای طهارت. غزالی می گوید: قدوس یعنی خدا منزه است از هر صفتی از اوصاف کمال که مردم آن را گمان می کنند چرا که خلق بر خویشتن می نگرند و صفات خویش را می شناسند و صفات کمال و نقصان را بدان می سنجند. از جمله صفات کمالی برای خلق، علم و قدرت و… است. و نهایت تسبیح خلق برای خدا، توصیف کردن خداست به این صفات. در حالی که خدا منزّه است از اوصاف کمالی خلق بلکه از هر صفتی که بنده بتواند آن را تصوّر نماید.(۱۳) علامه ابن فناری، قدّوس را به معنی منزه دانستن خدا از هر گونه صفت نکوهیده مثل دروغ و… معنی نموده است.(۱۴) و دیگران قدّوس را این گونه معنی کرده اند، طاهر است از محدودیت صفات و متّصف به صفات است به نحو کمال(۱۵) قدّوس یعنی در نهایت کمال و پاکی و صفا، خدا قدوس است یعنی ذات کامل پاکیزه و به دور از هر گونه آلودگی است. یعنی بسیار پاکیزه و مطلق پاکی و پاک کننده انسان از شرک و گناه و انحراف.(۱۶)

۱۱. وهّاب: چون خدا عطایش بدون عوض است و این یک امر ذاتی برای خداست. به او وهّاب می گویند.(۱۷) یعنی بسیار بخشنده نعمت ها به بندگان.

۱۲. رازق: چون رزق همه موجودات را خدا می دهد به او رازق می گویند.(۱۸)

۱۳. دیّان: خدا دیّان است یعنی جزا دهنده معطی و عاصی است.(۱۹) یعنی جزا دهنده و ادا کننده دیون به جای بندگان، بسیار ادا کننده قرض ها، حسابدار بسیار دقیق در همه چیز و در تمامی شرایط و زمان ها.(۲۰)

۱۴. قادر و قدیر: حقیقت+ قدرت عبارت است از خلق اول به اعتبار احاطه به حدود تمام موجودات.(۲۱) یعنی آن چه را بخواهد مطابق مقتضای حکمت انجام می دهد، بدون کم و زیادی. لذا صحیح نیست غیر خدا به این کلمه توصیف شود(۲۲).در توحید صدوق آمده قدیر و قادر هر دو به یک معنی است یعنی اشیاء نمی توانند از او دور باشند و نمی توانند مانند او باشند(۲۳) قدیر یعنی قادر متعال و مقتدر توانمندی که در اوج هیچ گونه ضعف و درماندگی و ناتوانی نیست. توانای مطلق خدایی است که تمای عالم وجود در برابر قدرتش تسلیم هستند.(۲۴)

۱۵. سامع: سامع یعنی شنونده، سمیع یعنی بسیار شنوا، شنوای دقیق هر گونه صوت و صدا و فکر و نیّت و ایماء و اشاره، و شنوای دعای مردمان. امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید کسی که به راستی می داند خداوند بیننده او را می بیند و خداوند سمیع آن چه را می گوید می شنود و خداوند حکیم همه آن چه را شخص از خوبی و بدی انجام می دهد می داند. این توجه شخص را از انجام گناه و بدی باز می دارد.(۲۵) اسم سمیع از اسماء الحسنی الهی است که ۴۷ بار در قرآن آمده و جزو صفات ذات خداست چرا که خدا به ذاته شنوا می باشد. امام علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: خدا شنواست نه با گوش و بیناست نه با چشم.(۲۶) ابن اثیر در نهایه می گوید: سمیع آن است که از درک او هیچ مسموعی و لو مخفی هم باشد فوت نشود. و سمیع یعنی دانا بودن خدا به مسموعات.(۲۷)

۱۶. واحد: از اسمای حاکم بر مظاهر اخروی هنگام قیامت کبری اسم مبارک واحد است. اسم أحد و واحد مضاف است به ذات الهی از جهت اطلاق و ازلیت آن. حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: خداوند واحد است اما نه واحدی که انسان با آن واحد است. زیرا انسان در حالی که دست و پا و اعضاء و جوارح دارد نمی تواند واحد باشد. خون او با گوشت و رگ و دیگر اجزائش اختلاف دارد. در حالی که خدا در معنی واحد است و غیر از او کسی واحد نیست. در خدا اختلاف و تفاوت و زیادی و نقصان راه ندارد.(۲۸) ابن عربی هم واحد را مخصوص خدا می داند(۲۹) اینکه همه سفرای الهی از یک خدا گفته اند و مردم جهان را به سوی یک خدای واحد دعوت کرده اند، دلیل بر واحد بودن خداست.(۳۰) در دعای شب عرفه اسم های دیگری از اسماء الحسنی الهی وجود دارد که به نحوی تجلی خاصی است برای انبیاء الهی مانند اسمی که حضرت موسی(ع) با آن خدا را خواند و یا اسمی که حضرت عیسی(ع) با آن مرده زنده می کرد یا اسمی که با آن رود نیل برای حضرت موسی(ع) و پیروانش شکافته شد و یا اسمی که حضرت یونس(ع) با آن خدا را خواند و نجات یافت یا اسمی که حضرت داود(ع) با آن خدا را می خواند و یا اسمی که حضرت ایّوب(ع) با آن خدا را خواند و از گرفتاری ها نجات یافت یا اسمی که با آن به سلیمان نبی(ع) سلطنت و ملکیّت داده شد و بسیاری از اسم های دیگر. اما نکته قابل توجه این است که ما حقیقت این اسماء را نمی فهمیم و اینگونه نیست که هر کسی به راحتی بتواند به آنها دست پیدا کند. پس می توان نتیجه گرفت که اسماء الحسنی الهی بسیار زیاد است. اگر چه در مواردی تعداد آنها ذکر شده است. اما امّهات آنها همان هایی می باشد که در آیات شریفه قرآن و ادعیه مخصوصاً دعای جوشن کبیر که هزار و یک اسم از اسماء الحسنی الهی را دارد، ذکر شده است.

پاورقی:

۱. اعراف : ۸۰. طه : ۸. اسراء : ۱۱۰. حشر : ۲۴.
۲. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، مؤسسه دارالکتاب الاسلامیه، ج۱، ص۱۴۳.
۳. فراهانی منش، علیرضا، دعاشناسی موضوعی (مقدمه)، دفتر انتشارت اسلامی، ۱۳۷۶.
۴. همدانی درود آبادی، سید حسین، شرح الاسماء الحسنی، نشر بیدار، ص۱۲۰.
۵. کارآمد کرمانی، غدیر، اسماء حسنای الهی، نشر گوهر منظوم، ۱۳۷۹، ص۹۰.
۶. همان، ص۹۸.
۷. امام خمینی، سید روح الله، رساله طلب و اراده، ص۹۰.
۸. همدانی، همان، ص۱۵۴.
۹. همان، ص۷۳.
۱۰. همان، ص۱۴۰.
۱۱. کارآمد کرمانی، همان، ص۱۰۰.
۱۲. همان، ص۸۴.
۱۳. فخر رازی، محمد بن عمر، لوامع البینات معروف به شرح اسماء حسنای الهی، بخش ۵، چاپ قدیم.
۱۴. حسن زاده آملی، حسن، کلمه علیا فی توقیفیه الاسماء. ص۷.
۱۵. همدانی همان، ص۱۴۷.
۱۶. کارآمد کرمانی، همان، ص۱۰۳.
۱۷. همدانی، همان، ص۱۸۳.
۱۸. همان، ص۱۰۱.
۱۹. همان، ص۹۲.
۲۰. کارآمد کرمانی، همان، ص۷۹.
۲۱. همدانی، همان، ص۱۴۸.
۲۲. شنکایی، مرضیه، بررسی تطبیقی اسمای الهی، انتشارات سروش، ص۹۸.
۲۳. شیخ صدوق، کتاب التوحید، به نقل از بررسی تطبیقی اسماء الهی. ص۱۹۸.
۲۴. کارآمد کرمانی، همان، ص۱۰۵.
۲۵. همان، ص۷۸.
۲۶. نهج البلاغه، خطبه ۱۵۰.
۲۷. قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج۳، ص۳۲۶.
۲۸. نهج البلاغه، خطبه ۱۸۶.
۲۹. ابن عربی، محیی الدین، فتوحات مکیّه، ج۴، ص۳۷۶.
۳۰.+ کارآمد کرمانی، همان، ص۱۱۵.

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

در فلسفه و عرفان

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.