اسماء الهی سلام و ستار یعنی چه؟

0 153

اسم به گفته برخی از علمای ادبیات عرب اصل آن از (سمو) بر وزن علو گرفته شده که به معنای بلندی و ارتفاع است، و این که به هر نامی اسم گفته می شود به خاطر آن است که مفهوم آن بعد از نامگذاری از مرحله خفا و پنهانی به مرحله بروز و ظهور و ارتفاع می رسد، یا به خاطر آن است که لفظ با نامگذاری، معنا پیدا می کند و از مهمل و بی معنا بودن در می آید و علو و ارتفاع می یابد، خداوند متعال نام های زیاد و غیر قابل شمارش دارد، چون تمام نام های خداوند مفاهیم نیکی دارند.

قرآن کریم در آیه ۱۸۰ سوره اعراف آنها را اسماء حسنی، یعنی نام های نیکو می خواند و تنها در دعای جوشن کبیر به هزار نام از نام های خداوند اشاره شده است کلمه «الله» جامع ترین نام های خداست، بررسی نام های خدا که در قرآن مجید یا سایر منابع اسلامی آمده نشان می دهد که هر کدام از آن یک بخش خاص از صفات خدا را منعکس می سازد، تنها نامی که اشاره به تمام کمالات الهی، یا به تعبیر دیگر جامع صفات جلال وجمال است همان «الله» می باشد به همین دلیل اسمای دیگر خداوند غالبا به عنوان صفت برای کلمه «الله» گفته می شود.

به عنوان نمونه، غفور و رحیم، به جنبه آمرزش خداوند اشاره دارد، سمیع به آگاهی از مسموعات و علیم به آگاهی از همه چیز اشاره دارد، بصیر، علم او را به همه دیدنی ها باز گو می کند…(۱) از جمله نام های نیکو که به جنبه خاص خداوند متعال اشاره دارند، سلام و ستار است. راغب می گوید: کلمه سلام به معنای تعرّی و سلامت خواهی از آفات ظاهری و باطنی است و این معنا در همه مشتقات این کلمه مانند سلامت، اسلام، تسلیم، و غیره جاری است، دو کلمه سلام و سلامت یک معنا دارد، همان طور که واژه سلام و واژه امن معنای نزدیک به هم دارند.(۲)

علامه طباطبائی می گوید: کلمه سلام یکی از اسم های خدای متعال است و وجه اطلاق آن بر خداوند این است که ذات متعالی خدای متعال نفس خیر است، خیری که هیچ شرّی در او نیست، بنابراین اطلاق کلمه سلام بر خداوند به این معناست که خداوند متعال پروردگاری است که با سلام و عافیت با بندگان خود برخورد می کند، نه با جنگ و ستیز و یا شر و ضرر، پس بهشت را هم اگر دارالسلام گفته اند به همین جهت است که در بهشت هیچ شر و ضرری برای ساکنان آن وجود ندارد.(۳)

در آیه ۳۲ سوره حشر هو الذی لا اله الاّ هو الملک القدوس السلام نیز به اسم سلام تصریح شده است. اطلاق سلام بر خداوند به واسطه سلامتی ذات و صفات و افعال او است زیرا ذات او از زوال و تغیّر و از جمیع عیوب و نواقص و صفات او از حدوث و زائد بودن بر ذات، افعال او از قبیح و لغو مصون و محفوظ است.(۴) به گفته صاحب قاموس قرآن، شیخ صدوق در کتاب توحید می گوید: وجه اطلاق کلمه سلام بر خداوند، این است که او به بندگان سلامتی می دهد، و خود از هر نقص و عیب و آفت سالم است.(۵)

هیچ مانعی ندارد که اطلاق کلمه سلام به اعتبار تمام معانی فوق باشد. امّا ستّار: صیغه مبالغه به معنای بسیار پوشاننده و یکی از نام های خداوند متعال است یعنی عیب ها و گناهان بندگانش را می پوشاند.(۶) در دعای ابوحمزه ثمالی می خوانیم: ای پروردگار من کردار زشتم را بپوشان، و از گناهم به بزرگواری ذاتت درگذر که اگر برگناهانم غیر از تو آگاه می شد البته آن گناه را نمی کردم، اگر از تعجیل می ترسیدم از خطا اجتناب می نمودم نه از این رو که تو از دیگران در نظرم بی قدر و اهمیت تری، بلکه بدین سبب که تو بهترین ستاران و پرده پوشانی… تویی که عیب های خلق را می پوشانی و بر گناهان ببخشای و اسرار غیب آگاهی گناه و عیب بندگانت را بکرمت می پوشانی.(۷)

امام سجاد ـ علیه السلام ـ در دعایی می فرماید: ای خدایی که جمال و نیکویی را آشکار می کنی و زشتی و گناه را پنهان می سازی، ای خدایی که پرده گنهکاران را نمی دری.(۸) بنابراین ستار بودن خداوند به این معناست که عیوب وگناهان بندگان را می پوشاند.

پاورقی:

۱٫ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۲۱٫
۲٫ الراغب الاصفهانی، مفردات فی غریب القرآن، دفتر نشر الکتاب، ۱۴۰۴ق، ص۲۳۹٫
۳٫ طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان، ترجمه موسوی همدانی، سید محمد باقر، دفتر انتشارات اسلامی ، ۱۳۷۴ش، ج۱۹، ص۳۸۳٫
۴٫ طیب، سید عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، انتشارات اسلام، تهران، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۱۹۷٫
۵٫ قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۳۰۰٫
۶٫ سیاح،احمد فرهنگ بزرگ جامع نوین، ترجمه المنجد، انتشارات اسلام، تهران، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۶۷۳٫
۷٫ قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، ص۳۳۸، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۰ش.
۸٫ همان، ص۷۶٫

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.