چرا خداوند افرادی مانند شمر را آفرید؟

0 252

چرا خداوند افرادی مانند شمر را که می دانست به جهنم می روند آفرید؟ آیا لطف خدا اقتضا نمی کرد برای اینکه شمر به جهنم نرود او را نیافریند؟

پاسخ:

همانطور که می دانیم شمر یک انسان است و اگر گنهکار شده است از این رو است که مثل سایر انسانها دارای اختیار بوده است و به جای قدم نهادن در راه بندگی، راه عصیان را پیش گرفته است. پس سؤال را این طور می توان مطرح کرد که چرا خداوند انسان مختار را آفرید با علم به این که عده ای از آنها ممکن است از این اختیار، سوء استفاده کنند؟ در دو آیه قرآن به هدف از خلقت انسان اشاره شده است.

در یک آیه می فرماید: «جن و انس را جز برای آن که مرا عبادت کنند نیافریدم»(۱) در آیه ای دیگر می گوید: و برای آن (رحمت) آنها را (انسانها را) آفریدم. که در آیه اول هدف خلقت را عبادت و در آیه دوم هدف خلقت انسان را رحمت پروردگار بیان می کند.(۲) خداوند انسان را آفرید تا او را عبادت کند و مشمول رحمت الهی واقع شود و به سعادت برسد. در این جا این سؤال پیش می آید که آیا امکان نداشت این لطف و رحمت به انسان برسد بدون آن که انسان اختیار داشته باشد و خدا را عبادت کند؟ مسلماً نه، چون در این صورت مثل بقیه چهارپایان و موجودات می شد. ولی خداوند با خلقت انسان و هدفی که از این خلقت در نظر گرفته بود، می خواست به انسان کرامت بخشد به او ارزش بدهد و او را بر بسیاری از مخلوقات خود برتری بخشد.(۳)

و معلوم است که اگر عبادت از روی اجبار باشد ارزشی ندارد، زیرا تسلیم بودن در برابر خدا به صورت تکوینی نمی توانست مایه امتیاز او گرد و تاب دیگر موجودات برتری یابد.(۴) مهم آن است که انسان از روی اختیار تسلیم خداوند شد. این گونه عبادت، پاداشش رحمت خاص الهی و رسیدن به نعمات مادی و معنوی ابدی است. لذا خداوند انسان را با خصوصیت اختیار آفرید و او را هدایت کرد. پرهیزکاری و گناه را به نفس او الهام کرد در بیرون از نفس نیز پیامبران را فرستاد تا او را هدایت کنند و به پاداش های الهی بشارت داده و از عذاب های او بترسانند.(۵) و انسان را آزاد گذارد تا راه خود را انتخاب کند یا شکرگزار نعمت های الهی شود و یا ناسپاسی کند.(۶)

و برای هریک از این انتخابها نیز عاقبتی را درنظر گرفت و انسانها را از آن آگاه کرد. اگر چند روزه کوتاه دنیا را در مسیر عبادت او گام بردارد، ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، از نعمت های بهشتی برای همیشه برخوردار خواهد بود و اگر گناه کرد به اندازه گناه خود عذاب خواهد شد، نه بیشتر. و خداوند به اندازه مثقالی ظلم نمی کند.(۷) حالا خدا باید چه می کرد، آیا به خاطر این که عده ای قدردانی نخواهند کرد باید سفره جود و کرم خود را برچیند؟ آنها اگر خودشان نمی خواهند از نعمتها استفاده کنند و به خود ظلم می کنند به جود و کرم منعم چه ربطی دارد؟!(۸)

تا اینجا فرض کردیم که آنها اگر از لطف الهی بهره مند نشدند به خاطر سوء انتخاب خودشان است. حالا می خواهیم به گونه ی دیگر به مسأله نگاه کنیم و ببینیم آیا آنها دیگر هیچ راهی برای بهره مندی از الطاف الهی ندارند و آیا در آفرینش انسان های گنه کار و اهل عذاب لطف بود یا در نیافریدن آنها؟ مسلّماً اگر آفریده نمی شدند، به هیچ عنوان نمی توانستند از الطاف و نعمات الهی بهره مند شوند، ولی حالا که آفریده شده اند چی؟ نکاتی را در مورد گنه کار (چه کسانی که گناه کم دارند چه آنها که گناه بزرگ مرتکب شده اند) بیان می کنیم تا ببینیم راهی برای رسیدن به نعمات الهی باز است یا نه؟ و معلوم است که اگر راهی باز باشد در آفرینش او لطف بوده است.

۱. می توانست گناه نکند و به رحمت الهی برسد.

۲. می تواند بعد از گناه توبه کند و در مسیر رحمت الهی قرار گیرد.و «کسی که کار بدی انجام دهد یا به خود ستم کند سپس از خداوند طلب آمرزش کند خدا را آمرزنده و مهربان خواهد یافت».(۹)

۳. اگر گناهانش کبیره نباشند خدا آنها را بدون توبه هم می بخشد (البته اگر شایستگی آن را داشته باشد) «اگر از گناهان بزرگی که از آن نهی می شوید پرهیز کنید، گناهان کوچک شما را می پوشانیم و شما را در جایگاه خوبی وارد می کنیم».(۱۰)

۴. بعضی از گناهان در اثر انجام کارهای خوب از بین می رود. «همانا کارهای نیک کارهای بد را از بین می برد».(۱۱)

۵. بعضی از گناهان در اثر سختی ها، بیماری ها و… از بین می رود. به عنوان نمونه از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل شده که «یک شب تب داشتن کفاره گناه یک ساله است».(۱۲)

۶. بعضی گناهان مانند سختی های جان کندن و امثال آن، با مرگ یا عذابهای برزخ یا قیامت از بین می رود. در این باره پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرموده اند: «مرگ، کفاره گناهان مؤمن است».(۱۳) و خداوند می فرماید: «پروردگار تو به احدی ظلم نمی کند»(۱۴) بنابراین بعد از عذابی که به اندازه گناهان کشید، وارد بهشت و نعمت های الهی شده و برای همیشه از آنها بهره مند خواهد شد. «برای همیشه در آن خواهند بود».(۱۵)

۷. بعضی از گناهان، در اثر شفاعت اولیاء الهی از بین می رود. پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید: «شفاعتم را برای آن دسته از امتم که مرتکب گناه کبیره شده اند ذخیره کرده ام».(۱۶)

۸. خداوند متعال بدون توبه، هر گناهی غیر از شرک را می بخشد: «خداوند شرک را نمی آمرزد ولی کمتر از آن را برای هر کس بخواهد می آمرزد».(۱۷) این که گفتیم بدون توبه، چون معلوم است که خدا با توبه هر گناهی را می آمرزد حتی شرک را.(۱۸)

۹. آن چه بر خدا لازم است آن است که به وعده های خود عمل کند ولی اگر به وعیدهای خود ـ تهدید به عذاب و عقاب ـ عمل نکند اشکالی ندارد. چون عقاب حق خداوند است و می تواند از آن بگذرد.(۱۹) خود قضاوت کنید آیا آفرینش انسانهای گنهکار با این همه راه که پیش رو دارند تا بتوانند به وسیله یکی از آنها، از نعمت های ابدی الهی بهره مند شوند لطف است یا نیافریدن آنها؟ شاید خدا که از گنهکار بودن او آگاه بود می خواسته به یکی از این طریق او را به نعمت های ابدی خود برساند.

نتیجه:

اولاً: اینکه عده ای گنهکار شده اند از آن رو بوده است که مختار بوده اند و خداوند که انسان را مختار آفرید برای این بود که می خواست او را کرامت بخشد و از طریق عبادت، انسان به رحمت و نعمت های الهی برسد. حالا اگر عده ای قدردانی نکردند و نخواستند از نعمت های الهی بهره مند شوند مربوط به انتخاب خودشان است.

ثانیاً: این جور نیست که فکر کنیم آنها که گنهکار و لایق عذاب شده اند به هیچ عنوان نمی توانند از نعمت های الهی بهره مند شوند و باید تا همیشه عذاب بکشند لذا بهتر بود آفریده نشوند، بلکه بر روی انسان گنهکار و اهل عذاب، راه های زیادی باز است و خداوند ممکن است از یکی از این راهها او را به نعمت های ابدی خود برساند ولی اگر آفریده نمی شد هیچ گاه نمی توانست از نعمت های الهی بهره مند شود.

در بهشت سخن از چند همسری است، چرا ؟

چرا خداوند انسان را اشرف مخلوقات نامیده است؟

چرا امام حسین علیه السلام در کربلا برای رفع تشنگی از خداوند طلب باران نکرد؟

چرا خدواند در سوره بلد فرموده است: انسان را برای رنج دیدن آفریده است؟

چرا محمد حنفیه ، برادر امام حسین ( علیه السلام ) ، در نهضت کربلا شرکت نکرد ؟

پاورقی:

۱. ذاریات: ۵۶.
۲. هود: ۱۱۹.
۳. ر.ک: اسراء: ۷۰.
۴. ر.ک: آل عمران: ۹۳.
۵. ر.ک: انعام: ۴۸.
۶. ر.ک، دهر: ۳.
۷. نساء: ۴۰.
۸. ر.ک، طباطبائی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی، چاپ چهارم، ۱۳۷۰، ج ۱۱، ص ۱۰۱.
۹. نساء: ۱۱۰.
۱۰. نساء: ۳۱.
۱۱. هود: ۱۱۴.
۱۲. طوسی، ‌امالی، دارالثقافه، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴، ص ۶۳۰.
۱۳. همان، ص ۲۱.
۱۴. کهف: ۴۹.
۱۵. نساء: ۱۲۲.
۱۶. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، چاپ دوم، ۱۴۰۳، ج ۸، ص ۳۰.
۱۷. نساء: ۴۹.
۱۸. حلی، کشف المراد، مؤسسه نشر اسلامی، ص ۴۱۶.
۱۹. همان، ص ۴۱۵.

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

امکان و گستره معرفت به خدا

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.