فرق حدیث قدسی با قرآن چیست؟

0 140

پاسخ:
حدیث قدسی عبارت است از کلامی که پیامبر اکرم (ص) از خداوند متعال حکایت کند (و معمولا با کلماتی مانند «قال الله» یا «یقول الله» شروع می شود) و در الفاظ آن تحدی و اعجازی وجود ندارد، به خلاف قرآن که با الفاظ مخصوصی وحی شده و دیگران در آوردن مثل آن عاجزند.

آیات قرآنی اعجاز دارد اما احادیث قدسی اعجاز ندارد یعنی مخلوقات از آوردن مانند قرآن عاجزند اما این مطلب در مورد احادیث قدسی وجود ندارد؛

به دیگر سخن، آیات قرآن و احادیث قدسی از یک مبدأ سرچشمه می گیرد با این تفاوت که احادیث قدسی معجزه و سند رسالت محسوب نمی‏ گردد اما آیات کریمه قرآن معجزه و سند رسالت است (و پیامبر اکرم(ص) مأمور به تبلیغ آنها بوده است(

نکته دیگر آن که آیات شریفه قرآن قطعی الصدور است و به تواتر به اثبات رسیده و غیر قابل تحریف می‏باشد و کتاب رسمی دین اسلام است، در حالیکه احادیث قدسی از چنین امتیازاتی برخوردار نیست.

به عبارت بهتر، آیات قرآن به تواتر از پیامبر اکرم بدست ما رسیده پس قطعی الصدور است اما بیشتر احادیث قدسی چون خبرِ واحد هستند (و نه متواتر) لذا قطعی الصدور نیست بلکه ظنی الصدور است یعنی استنادش به پیامبر اکرم (ص) قطعی نیست.

نکته دیگر اینکه آیات‌ قرآن احکام‌ خاصی دارد، مثلاً بدون طهارت نمی‌توان‌ به‌ الفاظ آیات دست‌ زد یا نمی ‌توان‌ آن‌ را نجس‌ کرد و اگر نجس‌ شد، باید فوراً پاک‌ کرد،‌ ولی‌ حدیث‌ قدسی‌ این‌ احکام‌ را ندارد مگر این‌ که‌ کلمه‌ الله‌ یا سائر اسمای‌ مبارکه‌ در حدیث‌ قدسی‌ باشد.

برخی (مانند ابن‌ حجر هیثمی‌) مجموع‌ احادیث‌ قدسیه‌ای‌ که‌ از پیامبر نقل‌ شده‌ را بالغ‌ بر صد حدیث‌ می دانند. عده ای از محدثین این احادیث را در مجموعه‌ هایی‌ جمع‌آوری‌ کرده‌اند:
استاد محمد الصباغ‌ گفته‌: در سال‌ 1389 ، المجلس‌ الاعلی‌ للشئون‌ الاسلامیه‌ در مصر ۴۰۰ حدیث‌ قدسی‌ از کتاب‌های‌ شش‌گانه‌ و موطأ اهل‌ سنت‌ جمع‌ آوری‌ کرده و در کتابی دو جلدی به‌ نام‌ «الاحادیث‌ القدسیه‌« منتشر کرده‌ است‌ .
از دانشمندان‌ شیعه‌ نیز، شیخ‌ حر عاملی‌ (مؤلف وسائل الشیعه) ، احادیث قدسی پیامبر اکرم (ص) را در کتابی‌ به‌ نام‌ «الجواهر السنیه‌ فی‌ الاحادیث‌ القدسیه»‌ گردآوری‌ کرده‌ است‌.

————————————

یک نمونه از احادیث قدسی:

قال رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله: یقول اللَّه عزّ و جلّ: اشتدّ غضبی على من ظلم من لا یجد ناصرا غیری (الجواهر السنیه (کلیات حدیث قدسى)/ص۳۱۶(

خشم من سخت است بر کسى که ستم کند به کسی که یاورى جز من ندارد.

پرسش:
پیامبر اکرم (ص) این احادیث قدسی را از کجا دریافت کرده اند؟

پاسخ:
احادیث قدسی حکایت کلام خداوند است که پیامبر اکرم (ص) برای ما بیان کرده اند. سخن گفتن پیامبران الهی با خداوند سبحان به گونه های زیر ممکن است که در آیه ۵۱ سوره شوری بدان اشاره شده:

وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْیاً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولاً فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ ما یَشاءُ إِنَّهُ عَلِیٌّ حَکیمٌ
هیچ بشرى را نسزد که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحى یا از پشت حجاب غیب یا رسولى [چون فرشته‏] مى ‏فرستد پس فرشته به اذن او آنچه را بخواهد وحى مى‏ کند که او بلند مرتبه و حکیم است

————————————-

توضیح مطلب اینکه، از مجموع آیه چنین بر مى ‏آید که راه ارتباط پیامبران با خدا منحصر به سه راه بوده است:

۱- القاى به قلب: که در مورد بسیارى از انبیا بوده است، مانند نوح (ع) که مى‏ گوید:
فَأَوْحَیْنا إِلَیْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنا وَ وَحْیِنا (مؤمنون/۲۷(
ما به نوح وحى کردیم که کشتى را در حضور ما و مطابق فرمان ما بساز

۲- از پشت حجاب: آن گونه که خداوند در کوه طور با موسى (ع) سخن مى‏ گفت:
وَ کَلَّمَ اللَّهُ مُوسى‏ تَکْلِیماً (نساء/۱۶۴)
(بعضى "من وراء حجاب" را شامل رؤیاى صادقه نیز مى‏ دانند(

۳- از طریق ارسال رسول (=فرشته وحی): آن گونه که در مورد پیامبر اسلام (ص) آمده:
قُلْ مَنْ کانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى‏ قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللَّهِ(بقره/۹۷(
بگو کسى که دشمن جبرئیل باشد (دشمن خدا است) چرا که او به فرمان خدا قرآن را بر قلب تو نازل کرد

البته وحى بر پیامبر اسلام منحصر به این طریق نبوده و از طرق دیگر نیز صورت گرفته است.

این نکته نیز قابل توجه است که وحى از طریق القاى به قلب، گاه در بیدارى صورت مى‏ گرفته، چنانچه در بالا اشاره شد و گاه در خواب و رؤیاى صادقه، چنان که در مورد ابراهیم و دستور ذبح اسماعیل آمده است (هر چند بعضى آن را مصداق مِنْ وَراءِ حِجابٍ دانسته ‏اند(

————————————–
پرسش: آیا ما با وجود قرآن نیازی به این احادیث قدسی داریم یا نه؟

پاسخ:

من پاسخ شما را با آیات کریمه قرآن که مورد قبول شماست ذکر می کنم:

قرآن فی نفسه روشن و مبین است و هیچ ابهامی ندارد:

هذا بَیانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَهٌ لِلْمُتَّقینَ (ال عمران/۱۳۸(
این، بیانى است براى عموم مردم و هدایت و اندرزى است براى پرهیزگاران‏

یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَکُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبیناً (نساء/۱۷۴(
اى مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد و نور آشکارى به سوى شما نازل کردیم.

لَقَدْ أَنْزَلْنا آیاتٍ مُبَیِّناتٍ وَ اللَّهُ یَهْدی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ (نور/۴۶(
ما آیات روشنگرى نازل کردیم و خدا هر که را بخواهد به صراط مستقیم هدایت مى ‏کند

رَسُولاً یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِ اللَّهِ مُبَیِّناتٍ لِیُخْرِجَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ یَعْمَلْ صالِحاً یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقاً (طلاق/۱۱(
رسولى به سوى شما فرستاده که آیات روشن خدا را بر شما تلاوت مى ‏کند تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‏ اند، از تاریکی ها بسوى نور خارج سازد! و هر کس به خدا ایمان آورده و اعمال صالح انجام دهد، او را در باغهایى از بهشت وارد سازد که از زیر (درختانش) نهرها جارى است، جاودانه در آن مى ‏مانند، و خداوند روزى نیکویى براى او قرار داده است

اما در عین حال همه کس را یارای استفاده از این نور و روشنایی نیست

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَساراً (اسراء/۸۲)از قرآن، آنچه شفا و رحمت است براى مؤمنان، نازل مى‏ کنیم و ستمگران را جز خسران (و زیان) نمى ‏افزاید.

برای استفاده کامل از تمام این روشنایی یک طهارت باطنی نیاز است:

إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَریمٌ
فی‏ کِتابٍ مَکْنُونٍ
لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ
تَنْزیلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمینَ (واقعه/۷۷ تا ۸۰)
که آن، قرآن کریمى است،
که در کتاب محفوظى جاى دارد،
و جز پاکان نمى ‏توانند به آن دست زنند [دست یابند]
آن از سوى پروردگار عالمیان نازل شده

فلذا یکی از وظایف پیامبر اکرم (ص) تبیین آیات کریمه قرآن معرفی شده:

وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ (نحل/۴۴)
و ما این ذکر [قرآن‏] را بر تو نازل کردیم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شاید اندیشه کنند

وَ ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فیهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَهً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ (نحل/۶۴)
ما قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر براى اینکه آنچه را در آن اختلاف دارند، براى آنها روشن کنى و (این قرآن) مایه هدایت و رحمت است براى قومى که ایمان مى ‏آورند

بجز مطالب پیش گفته، آیات بسیاری ما را به پیروی از پیامبر اکرم (ص) فرا خوانده و معنای این دستور آنست که تبیین و تفصیل دست کم بخشی از دستورات خداوند متعال، به پیامبر اکرم (ص) واگذار شده است و اهل ایمان را به پیروی بی چون و چرا از این دستورات فرا خوانده شده اند و آیات بسیاری بر این معنا دلالت دارد:

وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظیماً (احزاب/۷۱)
و هر کس اطاعت خدا و رسولش کند، به رستگارى (و پیروزى) عظیمى دست یافته است

وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَنْ یَتَوَلَّ یُعَذِّبْهُ عَذاباً أَلیماً (فتح/۱۷)
و هر کس خدا و رسولش را اطاعت نماید، او را در باغهاى (از بهشت) وارد مى‏ کند که نهرها از زیر (درختانش) جارى است و آن کس که سرپیچى کند، او را به عذاب دردناکى گرفتار مى ‏سازد

وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَهٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبیناً (احزاب/۳۶)
و هیچ مرد و زن مؤمنى را در کارى که خدا و رسول حکم کنند اراده و اختیارى نیست (که رأى خلافى اظهار نمایند) و هر کس نافرمانى خدا و رسول او کند دانسته به گمراهى سختى افتاده است

مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناکَ عَلَیْهِمْ حَفیظاً (نساء/۸۰)
کسى که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده و کسى که سرباز زند، تو را نگهبان (و مراقب) او نفرستادیم (و در برابر او، مسئول نیستى(

نتیجه اینکه طبق دستور آیات کریمه قرآن ما نیازمند به سخنان پیامبر اکرم (ص) [که همان احادیث حضرت است] می باشیم و اطاعت از این دستورات بر همه مسلمین واجب است و طبق آیاتی که در اینجا و پستهای قبلی عرض شد، در صورت سرپیچی از فرمان حضرت، طبق صریح آیات قرآن متخلفاندارای گمراهی آشکارند و به آنان وعده دوزخ داده شده است و تنها راه نجات اطاعت بی چون و چرا در برابر این دستورات است): احزاب/۳۶) و )فتح/۱۷) و )احزاب/۷۱) و آیات بسیار دیگر .

—————————————–

نکته دیگری که از این آیات بدست می آید اینست که دستورات پیامبر عین دستورات خداوند سبحان است و پیامبر در حقیقت دستورات قرآن کریم را برای مردم تبیین می کند، به عنوان نمونه:

خداوند سبحان در قرآن کریم نماز های واجب را اینگونه بر مؤمنان واجب شمرده:

إِنَّ الصَّلاهَ کانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنینَ کِتاباً مَوْقُوتاً (نساء/۱۰۳(
نماز، وظیفه ثابت و معیّنى براى مؤمنان است

اما شکل اجرای آن را در هیچ جای قرآن مطرح نکرده است (غیر از نماز خوف آن هم به صورت جزئی ، آیه ۱۰۲ نساء) و این تفصیل و جزئیات به پیامبر واگذار شده که برای مردم تبیین نماید لذا حضرت نماز را به مردم آموزش داد و فرمود:

صَلُّوا کَمَا رَأَیْتُمُونِی أُصَلِّی (عوالی‏ اللآلی/ج۱/ص ۱۹۸(
مردم! به شیوه ای که من نماز می خوانم، نماز بخوانید.

————————————————

پرسش:
آیا از پیامبر(ص) تنها در زمانی که زنده هستند اطاعت می شود یا بعد از وفات ایشان هم وجوب اطاعت باقیست؟

پاسخ:
در موضوع رسالت، سخن ما درباره شخص پیامبر نیست، درباره رسالت او و پیام آوری او از جانب خدای تعالاست. شما و ما چرا به پیامبر(ص)، پیامبر می گوییم؟ چون معتقدیم او از جانب خود حرفی نمی زند و هر آنچه می گوید سخن خدا و پیام الهیست:

وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ ، إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى‏ (نجم/۳ و ۴)

و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى ‏گوید، آنچه مى‏ گوید چیزى جز وحى که بر او نازل شده نیست

پیام خداوند برای بشر، با گذر زمان و جابجایی مکان، رنگ کهنگی و مردگی نمی گیرد و تا بشر بر این کره خاکی باقیست، مخاطب پیام خداست و این پیام جاودانه است و هرگز نمی میرد.

تمام آیات کریمه قرآن هم که دال وجوب اطاعت از رسول است، مطلق است و هیچ آیه ای اطاعت از رسول را مقید به زنده بودن پیامبر معرفی نکرده؛ (احزاب/۷۱)(فتح/۱۷)(احزاب/۳۶)(نساء/۸۰)
پرسش : چگونه به سخنان پیامبر (ص) دست یابیم؟

پاسخ:
با مراجعه به احادیث معتبر نقل شده از حضرت رسول (ص) می توان سخنان ایشان را بدست آورد.

برای تشخیص حدیث صحیح از غیر صحیح نیازمند تعلیم دانش حدیث هستیم؛ شاخه های دانش حدیث موارد متعددی است از جمله: رجال الحدیث ، درایه الحدیث ، فقه الحدیث و … . ملاکها و چگونگی تشخیص احادیث صحیح از غیر صحیح بخوبی در دانش حدیث تحلیل و بررسی شده و اینجا مجال بازگویی آنها نیست. برای آشنایی اجمالی با این فن، می توانید به کتاب «روش فهم حدیث» و نیز کتاب «آسیب شناخت حدیث» اثر استاد عبدالهادی مسعودی مراجعه فرمایید.

پرسش:
همه مسلمین کنونی مدعی هستند که از رسول اطاعت می کنند و پایه و اساس اطاعت کردن آنها هم همین احادیثی است که جنابعالی به این موضوع اشاره فرموده اید. پیامبر فرموده اند که نماز را به گونه ای اقامه کنید که من اقامه می کنم ولی هر فرقه ای به گونه ای خاص نماز اقامه می کنند و هر کدام هم مدعی هستند که نماز آنها همان نماز رسول است.

پاسخ:
شما عمل مسلمان و مدعیان پیروی از پیامبر را ملاک پذیرش یا عدم پذیرش مطلبی علمی قرار داده اید؛ مطلبی که می بایست حق و باطل آن را از ژرفای آیات محکم قرآنی بدست آورید.

هدایت یا گمراهی مدعیان پیروی از پیامبر، درست یا نادرست بودن عمل مسلمین و مواردی از این قبیل (که مربوط به عمل مسلمین و چگونگی اجرای دستورات اسلام توسط آنهاست)، ربطی به کشف حقیقت از بطن آیات محکم قرآنی ندارد، همچنانکه تأثیری هم در این حقیقت مستند به آیات کریمه قرآن ندارد؛

و اصلا همین نگاه اشتباه به «مسأله حق و باطل»، و «افراد و عمل آنها را معیار حق و باطل قرار دادن» است که قلوب ساده لوحان و افراد بی بصیرت صدر اسلام را می لرزاند و به اندک فریب اهل باطل، از این سو به آن سو می برد. بسیار بجا و مناسب است که در اینجا به داستانی از جنگ جمل، و سخن بلند علی (ع) در این نبرد حماسی اشاره کنیم:

جـنـگ جـمل به خاطر جاه طلبى گروهى از جمله طلحه و زبیر علیه حکومت عـدل عـلى (ع) بـه راه افـتـاد. فـتـنـه جـویـان بـراى فـریـب افکار عمومى، عایشه همسر پـیـامـبـر (ص) را نـیـز براى ستیز با على "(ع)، به همراه خود به صحنه جنگ آوردند.

در بحبوحه جنگ و در آن موقعیت حسّاس، یکى از یاران امام على (ع) به نام حارث، به آن حـضـرت مـراجـعه کرد و عرضه داشت: من در امر حیرت آورى گرفتار آمده ام؟ حیرانم از ایـنـکه مى بینم شما با کسانى از قبیل طلحه، زبیر و عایشه مى جنگید که از صحابه بـزرگ پـیامبر (ص) بوده اند و از طرفى خود شما هم از نزدیکان پیامبر اسلام هستید! هر دو طرف سابقه درخشانى در حمایت از اسلام دارید! در این امر متحیّر مانده ام که کدام یک از شما را بر حق بدانم؟

امام علی (ع)، توصیه روشن گرِ مهمى به او فرمودند:

«یا حارِثُ اِنَّکَ نَظَرْتَ تَحْتَکَ وَ لَمْ تَنْظُرْ فَوْقَکَ فَحِرْتَ! اِنَّکَ لَمْ تَعْرِفِ الْحَقَّ فَتَعْرِفَ اَهْلَهُ وَ لَمْ تَعْرِفِ الْباطِلَ فَتَعْرِفَ مَنْ اَتاهُ» [ نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۲۶۳]

اى حـارث! تـو بـه پـیـش پـاى خـود چـشـم دوخـتـه اى و از بـلنـدا بـه مسائل نمى نگرى، در نتیجه به سرگردانى دچار آمده اى. تو حق را نشناخته اى تا اهلش را بازشناسى، باطل را نیز نمى شناسى تا هر که بدان سو رفت، بشناسى

امام می فرماید: معیار تشخیص حق وباطل افراد و عمل آنها نیست، بلکه باید ابتدا حق و باطل را شناخت و بعد عمل افراد را بر آنها عرضه نمود؛ اگر موافق حق عمل نمودند، اهل حق اند وگرنه اهل باطل اند.

———————————————

پرسش:
تشخیص حق و باطل چگونه ممکن است؟

پاسخ:
برای یافتن حقیقت باید ذهن و فکر خود را از پیش داوری های ناعادلانه پاک ساخته و درونتان را از نبرد با آنچه بر خلاف باورتان است، مبرا سازید. سخنان مستند و منطقی را بشنوید و برترین و بهترینش را برگزینید:

الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ (زمر/۱۸)
آنان که سخن را مى‏ شنوند و از بهترینش پیروى مى ‏کنند، اینانند کسانى که خدا هدایتشان کرده، و اینان همان خردمندانند

———————————-

راه حق تمسک به آیات کریمه قران و عمل به دستورات آنست و از جمله مهمترین دستورات قرآن کریم، اطاعت از فرامین الهی و نیز اطاعت از دستورات پیامبر اکرم (ص) است (که بخشی از آیات دال بر این مطلب را در پستهای قبل نگاشتم و تکرار نمی کنم). از مهمترین دستورات حضرت رسول (ع) هم تمسک به قرآن و اهل بیت (ع) است و احادیث متواتر بسیاری از جمله حدیث متواتر ثقلین بر این مطلب روشن گواهی می دهد.

منبع : پرسمان قرآن

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.