حدیث «العلم نقطه کثّرها الجاهلون» از کیست؟

0 57

حدیث «العلم نقطه کثّرها الجاهلون» از کیست؟ منبع آن کجاست و به چه معنایی است و تفسیر آن چیست؟

پاسخ:

در حدیث شناسی، توجه به دو نکته بسیار ضروری است:

۱. راوی شناسی و سندشناسی. ۲. متن شناسی و معنا شناسی.

۱. راوی شناسی و سند شناسی:

در راوی شناسی و سند شناسی که «علم رجال» عهده دار آن است: اوّلاً سلسله سند باید در روایت حفظ شده باشد. ثانیاً راوی های آن باید به معصوم ـ علیه السّلام ـ برسند و بر طبق قاعده «علم رجال» باید مورد شناسایی قرار گیرند، اگر همه روای ها در سلسله سند حدیث مورد نظر، توثیق شده و تأیید باشند، آن حدیث از نظر سند مورد پذیرش قرار می گیرد. در غیر این صورت، حدیث از نظر سند، مخدوش، مجهول، مرسل و… خواهد بود.

۲. متن شناسی و معنا شناسی:

دلالت شناسی در حدیث، به عهده «علم درایه» است. اگر متن و معنای حدیث، محکم و بدون اضطراب و… باشد، حدیث از نظر دلالت پذیرفته می شود و در غیر این صورت حدیث ردّ و طرد می شود. اگر روایتی، از نظر دلالت، مضطرب و یا مشکوک باشد، طبق اخبار عرض(۱)، باید بر قرآن عرضه شود، اگر با روح و متن قرآن سازگار بود، آن حدیث را اخذ می کنیم و در غیر این صورت، باید آن را طرد کرد.

با این توضیح، حدیث مورد نظر در سؤال، از این قاعده مستثنا نیست.
و از آنجایی که در کتب معتبر و معروف روایی نیامده است از نظر سند شناسی و راوی شناسی، مردود و مخدوش است، چون این حدیث از بین کتب روایی، تنها در کتاب «عوالی اللآلی، ج ۴، ص ۱۲۹« بدون انتساب به معصوم خاصی آمده: «و قال ـ علیه السّلام ـ : العلم نقطه کثرها الجاهلون».(۲)

بنابراین هم سلسله سند در حدیث مفقود است و هم نام امام ـ علیه السّلام ـ ، ذکر نشده است. پس حدیث از نظر سند مرسل است. اما از نظر دلالت و معنا نیز مضطرب، مخدوش و دارای مشکل است. چون معنای آن، این است که: «علم نقطه ای است، جاهلون آن را گسترش دادند و توسعه بخشیدند.»

یعنی کسانی که علم تولید می کنند جاهل هستند. یعنی عالمان و دانشمندان که دنبال تولید و توسعه علم هستند، جاهل هستند. به تعبیر یکی از بزرگان، این حدیث در صدد است عالمان و دانشمندان را سرکوب نماید و دراویش و صوفی ها را که «روزه سکوت» می گیرند و سنگریزه در دهان می گذارند تا حرف نزنند، ترویج می کند. در اسلام هر سکوتی پسندیده نیست. اگر علم نقطه باشد، عالمان آن را نشر دادند و عالمان آن را توسعه بخشیدند، نه جاهلان. کدام جاهل علم تولید می کند و نظریه پردازی می نماید؟! پس دلالت حدیث مضطرب و مخدوش است و سند آن نیز مجهول است .

بنابراین این حدیث از نظر سند و دلالت دچار مشکل است و نمی تواند مورد استناد قرار گیرد. به اضافه آن که دلالت این حدیث با روح و متن قرآن شریف هم هماهنگ نیست و بر خلاف قرآن شریف است. قرآن شریف می فرماید: قُلْ هَلْ یَسْتَوی الّذینَ یَعْلَمونَ و الّذینَ لایَعْلَمونَ(۳) در مقابل می فرماید: وَلکِنَّ أکْثَرَهُمْ لایَعْلَمُونَ(۴) یعنی اکثر مردم از دانش و معرفت بی بهره اند. عالمان که وارثان انبیاء هستند، متعهد شدند در کرسی تدریس به نشر معارف دینی بپردازند و در کنار تولید علم به ترویج و تبلیغ آن بپردازند.

البته برخی از بزرگان، در کتاب های غیر روایی به توضیح و توجیه این حدیث نیز پرداخته اند که چندان رسا و روشن نیست. حاج ملا هادی سبزواری در کتاب شرح الاسماء الحسنی این حدیث را به علی ـ علیه السّلام ـ نسبت داده و به شرح این حدیث پرداخته، می گوید:
نقطه یعنی اصل نقوش تکوینی و خطوط وجودیه و ارقام حروف عالیه و علم و معلوم بالذات متحدان هستند.

سپس فرموده یکی از وجه های این حدیث (نقطه) آن است که: «ان «النون»، منها نون النور و «القاف»، قاف القدره و «طه» خاتم الانبیاء محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ : طه ما أنْزَلْنا إلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقی(۵) و «طه» اربعه عشر عدد ساداتنا المعصوم و کلّهم نور واحد و قدمرّ انّ «الطا آدم و «الها» حوّا لأنّ‌صورتها الرّقیمیّه المفصله هکذا «۱۵» و هو «عدد حوّا. و آدم و حوّا اولادهما کلّهم دقائق الحقیقه المحمدیه ـ صلّی الله علیه و آله ـ فالمعنی ان العلم ان نور القدره هو النور المحمدی ـ صلّی الله علیه و آله ـ السائر فی المجالی الاربعه عشر بل المظاهر الاضری.»(۶)

به هر حال اولا توضیح و توجیه ایشان رسا و روشن نیست و به همین جهت عین متن آن ذکر شد و در ثانی ایشان فقط به فقره اول حدیث یعنی «العلم نقطه» پرداخته است،‌نه به فقره دوم حدیث (کثّرها الجاهلون)، که نیاز به توضیح بیشتری داشته است. صاحب الذریعه، شیخ آقا بزرگ تهرانی هم در کتاب خود(جلد ۱۹، ص ۲۲۳) به معرفی کتابی که این حدیث را شرح کرده است پرداخته است. با این وجود ، از آن جا که سند و دلالت این حدیث مخدوش است اظهار نظر قاطع در صحت اصل حدیث و معنای آن را به اهلش (عرفا و فلاسفه) وا می گذاریم.

پاورقی:

۱. ر.ک: نوری، حسین، مستدرک الوسائل، بیروت، ج۳، ص۱۸۶.
۲. احسائی، ابن ابی الجمهور، عوالی اللآلی، قم، سید الشهداء، ۱۴۰۵، ج۴، ص۱۲۹. قابل ذکر است که شخص ابن ابی جمهور نیز از نظر علمی خیلی قابل اعتماد نمی باشد.
۳. زمر:۱۰.
۴. انعام:۳۸.
۵. طه:۲-۳.
۶. سبزواری، هادی، شرح الاسماء او شرح دعا الجوشن الکبیر، تهران، دانشگاه تهران، چاپ اول، ۱۳۷۲، ص۳۹۹.
منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.