آیا جمله «یحیی و یمیت و یمیت و یحیی» ، دُوْر نیست؟

0 468

آیا جمله «یحیی و یمیت و یمیت و یحیی» ، دُوْر نیست؟

خداوند متعال دارای دو نوع صفت است. یکی را با عنوان صفات ثبوتیه و نوع دیگر را با عنوان صفات سلبیه می خوانند. صفات ثبوتیه به صفاتی گفته می شود که در خداوند موجود است و ما خدایی را می پرستیم (و خدایی را قبول داریم) که دارای این صفات باشد، مانند: عدل، رحمت، جود، و… . اما صفات سلبیه آن گونه که از نامشان پیداست، صفاتی هستند که باید آنها را از خدا سلب کرد و چنین صفاتی در خدا وجود ندارند مانند: ظلم و جهل و…

صفات ثبوتیه خود بر دو نوع ذاتیه و فعلیه تقسیم می شوند. صفات ذاتیه صفاتی را گویند که فقط با در نظر گرفتن خداوندی خدا، در او موجود است و صفات فعلیه صفاتی هستند که با در نظر گرفتن رابطه خدا با مخلوقات به دست می آید. حیّ و زنده بودن خدا از صفات ذاتی او است. اما زنده کردن و میراندن از صفات فعلی هستند.(۱)

آیا جمله «یحیی و یمیت و یمیت و یحیی» ، دُوْر نیست؟

جمله شریف «یحیی و یمیت و یمیت و یحیی» در واقع قسمتی از دعایی است که از ائمه معصومین ما ـ علیهم السّلام ـ ذکر شده و در احادیث زیادی آمده است. به عنوان نمونه در یک حدیث آمده است که: از یکی از یاران امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل شده گفت: شنیدم از امام که می فرمود: «من قال عشر مرّاتٍ قبلَ أنْ تطلعَ الشمسُ و قبلَ غروبِهما. لا اله الا اللهُ وحدَه لا شریکَ له، له الملکُ و له الحمدُ، یحیی و یمیتُ و یمیتُ و یحیی و هو حیٌ لا یموتُ بیدِه الخیرُ و هو علی کلِّ شیءٍ قدیرٌ. کانتْ کفّارهً لذنوبِه ذلک الیومَ»(۲) : هر کس ده بار قبل از طلوع و غروب خورشید بگوید: هیچ معبودی جز الله نیست، تنها است و شریکی ندارد، ملک و حمد سزاوار او است،‌زنده می کند و می میراند و می میراند و زنده می کند و اوست زنده و مرگی برای او نیست، تمام خیر در دست اوست، و او بر هر چیز تواناست. زیرا کفاره گناهان آن روز او می شود.
برای درک بهتر این که، این جمله دُوْر نیست،باید به توضیح مختصری در مورد دور توجه کرد:

دُوْر بر دو نوع «مُصرّح» و «مُضمر» تقسیم می شود. دور مصرّح دوری را گویند که دو چیز مستقیماً و بلاواسطه وجودشان متوقف بر هم باشد. مثل اینکه وجود «الف» متوقف بر وجود «ب» و وجود «ب» متوقف بر وجود «الف» باشد. ولی دور مضمر، دوری را گویند که در آن توقف مستقیم نباشد بلکه با واسطه است. مثل اینکه وجود «الف» متوقف بر وجوب «ب» و وجود «ب» متوقف بر وجود «ج» و وجود «ج» متوقف بر وجود «الف» باشد.(۳)

جمله «یحیی و یمیت و یمیت و یحیی» بیان می کند که «خدا زنده می کند و می میراند» این از یک طرف و از طرفی همین خدا «می میراند و زنده هم می کند» یعنی بعد از اینکه میرانْد باز هم زنده می کند که اشاره به رستاخیز دارد.

در توضیح دور گفته شد که، دور عبارت است از آنکه وجود الف متوقف بر وجود ب و از طرفی وجود ب متوقف بر وجود الف باشد. یعنی الف دوم همان الف اول است و پایه وجودی الف اول متوقف و وابسته به وجود ب است. ولی در جمله‌ مورد نظر این طور نیست. توضیح اینکه: زنده کردن اولیه خدا غیر از زنده کردن ثانویه و بعد از مرگ است یعنی این حیات غیر از آن حیات است چرا که حیات اولی حیات دنیوی است و حیات دوم حیات اخروی هر چند حیات دوم متوقف بر میراندن است. و از طرفی حیات اول پایه و اساسش از خدا است نه متوقف بر مرگ، و انسان قبل از این حیات مرگی نداشته تا این متوقف بر مرگ قبلی باشد.

در نتیجه:

۱. احیاء دوم غیر از احیاء اول است.
۲. دور در اینجا محقق نیست و این عبارت اشاره به دو مرحله از حیات و مرگ دارد.

پاورقی:

۱. ر. ک: طباطبایی، سید محمد حسین، نهایه الحکمه، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۰۴، ص ۲۸۳۵ الی ۲۸۴، الفصل الثامن فی صفات الواجب بالذات.
۲. ر. ک: کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۳۶۵، ج۲، ص۵۱۸ الی ۵۳۶ و … .
۳. ر. ک: مظفر، تلخیص المنطق، قم، جامعه الزهرا (س)، ص ۴۷.
منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

قرآن

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.