آیا در روایات به نبوغ هم اشاره شده است؟

0 82

برای دست یافتن به جواب مناسب،‌توجه به چند نکته لازم است:

۱. واژه نبوغنبوغ در لغت به معنای هوش سرشار داشتن، استعداد بسیار داشتن می باشد. و در اصطلاح به کسی که در عرصه دانش و ادب ممتاز گشته است، صاحب نبوغ گفته می شود.(۱) همانند ابن سینا، علامه حلّی و …
در جستجوی رایانه‌ای، واژه نبوغ در منابع روایی بدست نیامده است. البته این واژه در منابع دیگر هم چون منابع فقهی، بسیار به کار رفته است. برای این واژه، واژه‌های معادل یافت می‌شود که به معنای نبوغ نزدیک می‌باشد.

۲. واژه معادلاز جمله واژه‌های معادل در این راستا، واژه «المتوسمین» می‌باشد. ریشه این واژه، «وسم» و «سمه»‌می‌باشد. سمه یعنی علامت و نشان. توسم یعنی از نشان و اشاره به حقیقتی پی برد. از ظاهر به باطن دست یافت. به فراست دست یافت. هوشمندی نمود. هوشیاری به خرج داد. از خود نبوغ نشان داد. تیزهوشی به خرج داد.(۲) این واژه هم ریشه قرآنی دارد و هم ریشه روایی. در قرآن شریف آمده است: إنّ فی ذلک لایاتٍ‌ للمتوسمین(۳) یعنی «همانا در این سرگذشت (مرگبار قوم لوط) برای تیزهوشان و تیزبینان نشانه‌هایی روشن است.» در روایات هم این واژه بسیار وارد شده است تنها واژه «المتوسمین» ۲۹ مرتبه در منابع روایی شیعی آمده است سایر مشتقات نیز فراوان آمده است… به عنوان مثال از امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت شده که حضرت فرمود: «انّه قال نحن المتوسّمین….(۴) یعنی تیزهوشان و صاحبان نبوغ واقعی و حق‌جو ما اهل‌بیت هستیم)). در روایت دیگر آمده که امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «کان سلمان من المتوسمین .(۵) یعنی سلمان از تیزهوشان و صاحب نبوغ است)). در روایت نورانی دیگر آمده است: «اتقوا فراسه المؤمن فانه ینظر بنور الله… و قال عزوجل فی کتابه ان فی ذلک لایات للمتوسمین فاول المتوسمین رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ ثمّ علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ من بعده ثم الحسن و الحسین والائمه من ولد الحسین ـ علیهم السّلام ـ الی یوم القیامه..(۶)
یعنی از هوشیاری مؤمن بترسید. چون مؤمن به نور خدا می‌بیند (و چشم و دل بینایی دارد و بر نهان‌ها دسترسی دارد و ضمیرها را می‌خواند) و این‌که خدای عزوجل در کتابش فرمود: «همانا در این سرگذشت (مرگبار قوم لوط) برای تیزهوشان و تیزبینان نشانه‌هایی روشن است.» پس اولین کسان از تیزهوشان رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ است و سپس علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ بعد از رسول الله و سپس امام حسن و امام حسین ـ علیهما السّلام ـ و ائمه ـ علیهم السّلام ـ از فرزندان حسین ـ علیه السّلام ـ تا به قیامت این گونه هستند)). این واژه نزدیکترین واژه از نظر معنا به نبوغ است. نکته قابل ذکر در این راستا این است که تیزهوشی و نبوغی که در مورد مؤمنین و اولیاء خدا ـ علیهم السّلام ـ در روایات و قرآن شریف مطرح است، بالاتر از نبوغ مصطلح در کتاب‌ها و عرف است و بار معنایی آن بسیار بلند است.
۳. سایر واژگانیکی دیگر از واژگانی که به معنای نبوغ نزدیک است، واژه «کَیِّس» می‌باشد که به معنای زیرکی و هوشیاری می‌باشد.(۷) این واژه در منابع روایی بسیار آمده است. در یکی از روایات‌ آمده است: «اشرف المؤمنین اکثرهم کیّساً .(۸) با شرافت‌ترین مؤمنین،کسانی هستند که زیرکی بیشتری دارند.))
در جای دیگر آمده: «الکیّس من عرف نفسه و اخلص اعماله.(۹) یعنی هوشیار و زیرک، کسی است که خودش را بشناسد و رفتار خود را خدایی نماید)).
واژه دیگر که در این راستا قابل بیان است، واژه «فراست» می‌باشد که به معنای هوشیاری، زیرکی، قیافه‌شناس و صاحب فنّ، آمده است. این واژه در منابع روایی زیاد آمده است. به عنوان مثال در یکی از روایات‌ آمده است: «اتقوا فراسه المؤمن فانّه ینظر بنور الله….(۱۰) از هوشیاری و زیرکی مؤمن بترسید. زیرا او با نور خدا نظر و نظاره می‌کند (و درون انسان را می‌خواند و از ضمیر ناخودآگاه انسان آگاهی پیدا می‌کند.)))
واژه‌های دیگر ذکاوت، اولی الابصار،(۱۱) اولی الالباب،(۱۲) العالم بزمانه و… آمده است و ریشه قرآنی و روایی دارند که در این نوشتار از شرح و ذکر آنها صرف نظر می‌شود.
۴. جمع‌بندی و خلاصه آن چه به عنوان جمع بندی و خلاصه بحث قابل بیان است، این است که: صاحبان نبوغ و خرد غیر از انبیاء و اولیاء هستند… صاحبان نبوغ، صاحبان اعجاز نیستند… ولی انبیاء صاحبان اعجاز هستند.(۱۳) نزدیکترین واژه معادل به «نبوغ» همان واژه المتوسّمین می‌باشد. بار معنایی المتوسمین به مراتب بالاتر از واژه نبوغ می‌باشد. نبوغی که در کتاب‌های موجود مطرح است، در مورد انسان‌های غیر معصوم به کار می‌رود. ممکن است به برخی افراد نابغه گفته شود و عرف یک دانشمند و فیلسوف را به نام نابغه بشناسد همانند بو علی سینا و ملاصدرا. در واقع نبوغ مرتبه ای از مراتب نازله متوسمین است. ولی به این گونه از افراد به تعبیر بلند قرآن شریف و روایات، متوسمین گفته نمی‌‌‌‌شود متوسمین بیشتر در مورد معصومین ـ علیهم السّلام ـ و مؤمنینی چون سلمان و اباذر و… گفته می‌شود. سایر واژگان هم هر چند بار معنایی متوسّمین را ندارند ولی مؤمنین را به تیزهوشی، هوشیاری، دوراندیشی و زیرکی دعوت می‌کنند.

پاورقی:

۱. معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، نشر امیرکبیر، چاپ هشتم، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۴۶۶۸.
۲. ر. ک: الطریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، تهران المکتبه المرتضویه، الطبعه الثانیه، ۱۳۹۵ هـ . ق، ج ۶،ص ۱۸۳.
۳. سوره حجر، ۱۵ : ۷۵.
۴. بحارالانوار، ج ۲۴، باب ۴۲،‌ص ۱۲۳.
۵. بحارالانوار، ج ۲۲، باب ۱۰، ص ۱۲۳.
۶. بحارالانوار، ج ۲۴، باب ۴۲،‌ص ۱۲۸.
۷. فرهنگ منجد الطلاب، ترجمه، ص ۴۹۰.
۸. میزان الحکمه، قم: دفتر تبلیغات، چهارم، ۱۳۷۱، ج ۸،ص ۴۶۱.
۹. همان.
۱۰. بحارالانوار، ج ۲۵، باب ۴، ص ۱۳۵.
۱۱. سوره آل عمران: ۳ : ۱۳.
۱۲. سوره یوسف: ۱۲ : ۱۱۱.
۱۳. ر.ک: تفسیر المیزان، ج۲، ص۱۵۳.
منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.