زیرکی مومن به چه معناست چه مصادیقی دارد؟

0 758

حدیثی که می گوید:(( مومن کیّس است ( مومن زیرک است))). این زیرکی به چه معناست چه مصادیقی دارد؟

پاسخ:

کیاست به معنی زیرکی و هوشیاری است و کیّس بر وزن سید به معنی عاقل و هوشیار است. تدبیر صحیح زندگی و جامعه در سایه هوشیاری و خردمندی فراهم می شود و سلامت افراد و خانواده و اجتماع با زیرکی تضمین می شود.

و تدبیر زندگی پرتوی از هستی مطلق است و در همه موجودات جاندار کم و بیش وجود دارد: کندو سازی زنبوران و مثلث بافی عنکبوت ها، دقت های شگفت آور روباه و عقاب و جانداران دیگر نمونه هایی از این تدبیر است. لکن این دقت های جانداران و نیز هوشیاری و زرنگی که انسان به کار می گیرد کیاست و زیرکی نیست که در روایات و منابع دینی ما اهمیت آن بیان شده و مورد تمجید و تاکید قرار گرفته است و از نشانه های مؤمن واقعی و از آثار ایمان به شمار آمده است.

به بیان دیگر انسان مومن و غیر آن در جهت رسیدن به اهداف خود هوشیاری به خرج می دهد امّا هر هوشیاری زیرکی و کیاست مورد نظر روایات نمی باشد. توضیح مطلب آن است که فریب کار و حیله گر برای بر آوردن اهداف نامشروع خود و چاره جوی در دست یابی به خواست خویش به هوشیاری نیازمند است، چنان که شخص زیرک و کیّس برای رسیدن به مقصود خیر خواهانه ی خود به هوشیاری نیازمند است امّا تفاوت آن دو در این است که شخص فریب کار برای عملی کردن اندیشه ای که مبتنی بر حیله است تلاش می کند هر چند با قوانین خدا و شریعتش مخالف باشد و لذا مصالح کلی را در رابطه با مصلحت جزیی به راحتی پایمال می کند و هیچ حد و مرزی را مانع خود ندیده و از هر چاره ای استفاده می کند.

امّا انسان عاقل و زیرک تنها از راههایی که موافق شرع است بهره می گیرد و در عین حالی که انواع فریب کاری را به خوبی میداند و با این که توانائی بر آن دارد، از آن دست نگه می دارد و در عمل بدان اقدام نمی کند زیرا از ناحیه ی خدا مانعی بر سر راه دارد که همان نهی خداوند است لذا امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «اگر غدر و نیرنگ ناپسند نبود من از سیاستمدارترین مردم بودم ولی هر فریب کاری گنهکار است و هر گنهکار کافر است (کفر به معنی ترک اطاعت خدا) و هر غدّار و مکّاری در قیامت پرچم خاصی دارد که به وسیله آن شناخته می شود».(۱)

بنابراین صرف تدبیر زندگی دنیوی و هوشیاری برای پیشرفت کارهای این جهان کار عاقلانه و اثر خرد و عقل سالم نیست و کسانی که همچون عمروعاص به مکر و خیانت متوسل می شوند این کار آن ها دلیل زیرکی و هوشیاری آنها نبوده و از جمله عاقلان نبودند، بلکه کار اینها شیطنت و نیرنگ بازی است. چنان که مردمی که حس حق دوستی را دارند و از مظاهر آن شاد می شوند، ولی درک تشخیص آنها کوتاه است و نمی توانند پا بر جا بمانند و در هنگامه سختی ها دچار تزلزل می شوند چرا که درجه کافی از کیاست و تعقل را ندارند و مسئولیت آن ها در حدود همان حق دوستی آنها است.

کار عقل و عاقلانه و نتیجه زیرکی و کیاست رهبری صحیح انسان بسوی مبدأ و معاد می باشد و با توجه به مبدأ هستی، باید انسان را به ستایش حق بکشاند و با سلوک صراط مستقیم سرانجام بشر را به بهشت برساند. چنین هوشیاری همان کیاستی است که درمنابع روائی و دینی ما از نشانه های مومن و از آثار ایمان به شمار آمده است چون به فرموده ی امام صادق ـ علیه السلام ـ : عقل چیزی است که به وسیله آن خدا را بپرستند و بهشت به دست آورند. سائل می گوید: گفتم: آنچه معاویه داشت چه بود؟

حضرت علی (ع)فرمود: ((آن چه معاویه داشت نیرنگ و شیطنت بود و آن مانند عقل است ولی عقل نیست)).(۲)
بنابراین زیرکی و کیاست کار عقل است و از آن برای جلب منافع مشروع دنیا و سعادت عقبی باید به کار گرفته شود وگرنه مکر و نیرنگ خواهد بود.

امام علی ـ علیه السلام ـ : می فرماید: «ما در زمانی زندگی می کنیم که غالب مردم اهل خیانت و پیمان شکنی را کیاست و عقل می شمارند و جاهلان بی خبر این گونه افراد را مدیر و مدبر می خوانند.»(۳) با نهایت تأسف آن چه را امام علی از آن شکوه نموده است در عصر ما نیز به طور گسترده ظاهر شده و غالب مردم، حیله گران مکار در عرصه های مختلف را در جهان به عنوان انسان های عاقل و زیرک می شناسند و آنهایی را که پای بند به عهد و پیمان الهی و انسانی هستند افراد ساده اندیش و بی تجربه به شمار می آورند.

حیله گری ممکن است منافع زود گذر دنیای انسان را تأمین کند ولی بی شک منافع دنیا و آخرت او را تامین نمی کند در حالی که عقل و زیرکی یکی از دو حجت خدا بر بنی آدم و رسول باطنی او است که می بایست، سعادت دنیوی و اخروی انسان در پرتو راهنمائی آن تامین شود.
بنابر آنچه گفته شد می توان گفت: هر هوشیاری زیرکی و کیاست نیست بلکه هوشیاری آمیخته با تقوی کیاست است

برخی از مشخصه های زیرکی عبارتند از:

۱. بصیرت و روشن بینی که همان فرقان و قوی تشخیص دهنده میان حق و باطل است که در روایات از آن به کیاست تعبیر می شود و در قرآن به «فرقان» تعبیر شده است.(۴)

۲. از نمادهای کیاست غلبه بر هوی و هوس و مالک بودن خرد و نفس می باشد.

۳. دور اندیش و چاره جوئی از راههای مشروع برای کسب و رسیدن به اهداف مشروع مشخصه دیگری برای کیاست است.

۴. ترجیح مصالح ماندگار بر منافع زود گذر

 

_______________

پاورقی:

۱. سید رضی, نهج البلاغه، ترجمه دشتی، محمد، قم مشرقین، چهارم، ۱۳۷۹، ص ۴۲۲.
۲. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، اسوه، سوم، ۱۳۷۵، ج ۱ ص ۳۴.
۳. نهج البلاغه، ص۹۴.
۴. انفال :۲۹.
منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

تعریف مومن

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.