چرا برای حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ دایه گرفتند؟

6 768

چرا برای حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ دایه گرفتند؟

پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ در کودکی به رسم اعراب و اشراف عرب به دایگی سپرده شد و این رسم در بین عرب و اقوام دیگر سنت دیرین بود.

دایگی در میان پیامبران

رضاعه یا شیرخوارگی درباره برخی از انبیای الهی نیز اتفاق افتاده است.

چنانکه وقتی موسی- علیه السلام – به نیل انداخته شد، و فرعون او را از رود نیل گرفت و قصد کشتن او را داشت،

اما همشرش از این کودک خشنود شد و از فرعون خواست او را برای خود تربیت کند

فرعون درخواست او را قبول کرد و برای تغذیه او به دنبال زنی بود تا به او شیر دهد.

خواهر موسی- علیه السلام – گفت:  آیا می خواهید زنی را معرفی کنم تا او را شیر دهد.

مادر موسی- علیه السلام – را به او نشان داد، و موسی- علیه السلام – از خوردن شیر زنان دیگر امتناع می کرد

اما شیر مادرش را خورد و به لطف خدا فرعون نتوانست این مسئله را تشخیص دهد.(۱)

این گزارش نشان می دهد که دایگی در میان اقوام و ملل یک امر مقبول و رایج بود.

رسم رضاعه در اعراب

در میان اشراف عرب مکه نیز این رسم وجود داشت، بر اساس این رسم، اعراب سعی می کردند

در بادیه برای فرزندان خود دایه انتخاب کنند و برای او حقوق و دست مزدی تعیین کنند تا به کودکانشان شیر دهد.

برخی از زنان عرب شغلشان این بود.

از این رو بود که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ نیز در سنین کودکی به دایگی حلیمه سعدیه سپرده شد.

حلیمه ابتدا از قبول او امتناع می کرد اما پس از قبول برکاتی فراوان عاید او شد.

با قدوم محمد- صلی الله علیه و آله – به خانواده حلیمه وضع معیشت آنها بهتر شد

و قدومش بر آنان خیر افتاد، لذا حلیمه محمد- صلی الله علیه و آله – را بیش از دو سال در پیش خود نگهداشت.

این رسم عرب از جهاتی دارای فوایدی بود که اعراب کودکان خود را به دست دایه می سپردند

از جمله فوایدی که علت سپرده شدن حضرت محمد(ص) به دایه بود:

اول

کودکان در دامن صحرا و هوای آزاد و غذای پاکیزه و شیر طبیعی تغذیه کرده و از سلامت جسمانی برخوردار می شدند

چنانکه اکثر کودکان عرب بر اساس سنت عربی این دوره را طی می کردند و سالها به دور از شهر و در دامن طبیعت پرورش یافتند.

محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ نیز در کودکی نیاز داشت از مواهب طبیعت بهره مند شود

و کودکی خود را تحت شرایط خاص سپری نماید از اینرو به دایه ای به نام حلیمه سعدیه سپرده شد.

دوم

تکلم و سخنوری اعراب بادیه و آشنایی و تسلط آنان به لغات عربی بیش از شهرنشینان بود.

فصاحت عرب بادیه بیش از شهرنشینان بود، کودکان عرب در دوران کودکی و گشودن زبان و آموزش آن در دامن طبیعت

چنانکه جسمشان تربیت شده، روحشان نیز تربیت می شد و سختیها را می چشیدند و از نظر زبان و سخنوری نیز آموزش می دیدند.

محمد- صلی الله علیه و آله – در کودکی به دایه ای سپرده شد

زبان فصیح عرب را در بادیه و طبیعت آموخت و اسرار دیگر زندگی را نیز در آن دوره نسبتاً طولانی فراگرفت

و به دور از شهر مکه که زبانش تحت تأثیر محیط تجاری مکه بود یاد گرفت.

سوم

شجاعت نیز از جمله ویژگیها و خصایص عرب بادیه بود که به کودکان تعلیم داده می شد.

محیط تند بادیه و وجود انواع سختیها طبعاً در تربیت بادیه نشینان و نترس بودن آنها و شجاعتشان تأثیر داشت.

محمد- صلی الله علیه و آله – در این دوره با تجربه کودکی، تمام خاطرات دوران آغازین زندگی را در صحرا تجربه کرد و آموخت.

چهارم

ذوق و استعداد عرب بادیه از هر لحاظ از عرب ساکن در شهر مکه فراتر بود، قریحه باصفای اعراب بادیه زبانزد بود.

روابط پیچیده و خاص شهری بی گمان در روح شهرنشینان و قریحه آنان تأثیری داشت که از حالت طبیعی آن را خارج می کرد.

بالعکس قریحه و روح بلند عرب بادیه و انسان هایی که در روستاها زندگی می کنند بیشتر و فراختر از شهرنشینان است.

ازآن رو که اکثر شخصیت های علمی و هنری از روستاها و از محیط های غیر شهری برخاسته اند.

این مسئله برای عرب آن روز مکه روشن بود لذا برای بهره مندی از ویژگی ها و امتیازات بادیه و روستا و بیابان نشینی کودکان را به دایه می دادند.

محمد- صلی الله علیه و آله – نیز در کودکی برای بهره مندی از این الطاف طبیعی به دایگی داده شد و بی تردید در این دوره از تجارب مفیدی بهره مند شد.(۲)

زندگی ساده در محیط ساده و بی آلایش روح انسان و فطرت او را بدون اینکه با برخی از آلودگی های محیط شهری مختلط کند، پاکیزه می نمود.

سنت بسیار خوب در میان اعراب بود که کودک را در محیط طبیعی به ودیعه و دایگان می سپردند

و این رسم بعدها نیز استمرار داشت، بدین ترتیب محمد- صلی الله علیه و آله – تا پنج سالگی در میان قبیله حلیمه سعدیه رشد یافت

در همان سنین همراه فرزندان حلیمه به چوپانی می رفت و مورد توجه خاص خداوند بود و با وجودش در میان قبیله و خانواده برکات فراوانی را عاید خاندان حلیمه کرد.

____________________

پاورقی:

۱. سوره قصص، آیات ۱۰و۲۸. ابن هشام، عبد الملک، السیره النبویه، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۳۱۸ق، ج۱، ص۱۸۶. ر.ک:

طباطبائی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ج ۱۶. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۶. دایه

۲. عاملی، سید جعفر مرتضی، سیره صحیح پیامبر، ترجمه تاج آبادی، چ سوم، ۱۳۷۷ش، ج ۱، ص ۱۰۸.

منبع:

نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

پرستار کودک

6 نظرات
  1. مسعود می گوید

    یه سوال ذهنمو خیلی مشغول کرده زمانی کم سن وسال بودیم قبول کردیم بخاطر هوای پاک پیامبر رو فرستادن صحرا ولی الان فکر میکنم زمان پیامبر شهر و صحرا جفتشون پاک بوده چون مکه .مدینه.طائف. و….مثل الان تهران ماشین و موتور و کارخانه نداشته که جایی رو ناپاک کنه

    1. مدیر پاسخگویان می گوید

      با سلام، دلیلش این بود که اون زمان می فرستادند پیش دایه که کودک در سحرا رشد و نمو کنه و و قوی بار بیاد ( البته این احتماله اما رسمی بوده که اون زمان وجود داشته و باید تاریخ رو دقیق مطالعه کرد)

      1. امین می گوید

        خب چرا کودک از بودن در کنار مادر واقعی خودش، در صحرا رشد نمی کرد و قوی بار نمیومد؟

  2. ناشناس می گوید

    سالها قبل از تولد پیامبر ص یهود به دنبال این بود که پیامب آخر الزمان به دنیا نیاید وبه همین دلیل جد پیامبر وبعد هم پدر بزرگوار ایشان را کشتند.بعد از تینکه فهمیدند پسر عبدلله به دنیا آمده خانه به خانه دنبالش بودند زمانیکه ایشان را پیدا کردند پدر بزرگ پیامبر ازترس جان نوه اش اورا به دایه سپرد تا از دسترس یهود به دور باشد .ولی به امرخدا یهود نتوانست گزندی به محمد برساند .

    1. امین می گوید

      جد پیامبر در زمانی که پیامبر ۸ ساله بودند در سنی بسیار بالا فوت شدند.

  3. امین می گوید

    شیر دادن یوگابه (مادر حضرت موسی (ع)) به حضرت را نمی توان دایگی تلقی کرد. چرا که دایه زنی غریبه است که وظیفه شیردهی را تقبل می کند. اما یوگابه مادر خونی ایشان بود.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.