حدیث: «نحن معاشر بنی هاشم… از لحاظ سند صحیح است؟

0 448

آیا حدیث: «نحن معاشر بنی هاشم نامر کبارنا و صغارنا بسبّهما و البراءه منهما». (بحار الأنوار، ج۴۷، ص۳۲۳ و رجال الکشی، ص۲۰۶) از لحاظ سند صحیح است؟

پاسخ:

شیعیان که افتخار پیروی از قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت را دارند، مبانی اعتقادی خود را از قرآن و روایات معتبر گرفته اند که با استدلال های عقلی هماهنگ است و طبق آیات قرآنی و روایات غیر قابل انکار که در کتاب های شیعه و اهل سنت به ثبت رسیده اند امیرمومنان علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ جانشین رسول گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و امام اول از دوازده جانشین الهی و انتصابی خداوند متعال برای رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می باشند.
این اندیشه نه بر پایه احساسات و زیاده روی های بی مورد، بلکه برگرفته از آیات الهی می باشد آیاتی همچون: سوره آل عمران در آیه ۶۱ علی جان پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ است و سوره هود آیه ۱۷ مراد ازشاهد، حضرت علی ـ علیه السلام ـ است. سوره رعد آیه ۴۳ مراد از من عنده علم الکتاب امیر مومنان ـ علیه السلام ـ می باشد. سوره سجده آیه ۱۸ مراد از مومن حضرت علی ـ علیه السلام ـ است. در سوره واقعه آیات ۱۰ و ۱۱ و سوره توبه آیه ۱۰۰ مراد از «سابقون» و «المقربون» امیر مومنان می باشد. و آیاتی همچون: توبه : ۱۹، تحریم : ۴، حاقه : ۱۲، بینه : ۷، حج : ۱۹، رعد : ۷، مائده : ۵۵ ، بقره : ۲۰۷، اعراف : ۴۴، مائده : ۳، مائده : ۶۷، مریم : ۹۶ و… .(۱)که در کتاب های اهل سنت و شیعه تأکید شده است که این آیات در شأن و فضیلت امیرمومنان علی بن ابی طالب نازل گشته است.(۲)

بنابراین شیعه در پا فشاری بر اندیشه های دینی خود نیازی به استناد بر روایات تفرقه انگیز و بدون سند ونیز احساسات ندارد چرا که بر منصفان و اندیشه وران که نگاهی به روایات شیعه و سنی داشته باشند، این حقیقت به اثبات می رسد که حقانیت امیرمومنان علی ـ علیه السلام ـ روشن تر و فراتر از آن است که بخواهد آن را انکار نماید.
اما حدیث مورد پرسشروایتی به این مضمون نقل شده است که کمیت بر امام صادق ـ علیه السلام ـ وارد شد و پرسید:(( سرور من از شما درباره آن دو مرد می پرسم؟))
امام فرمود:((ای کمیت پسر زید! در اسلام خونی ریخته نمی شود و کسب حرامی انجام نمی گیرد و کار خلاف عفتی رخ نمی دهد، مگر آنکه این کارها بر عهده آن دو مرد است تا اینکه قائم ما قیام کند. و ما بنی هاشم بزرگان و کودکان را امر می کنیم که آن دو را سبّ کنند و از آن دو بیزاری جویند.))(۳)

سند حدیث

افرادی که سند این روایت از طریق آنها به امام صادق ـ علیه السلام ـ رسیده است، عبارتند از:

۱. نصر بن صباح. ۲. اسحاق بن محمد البصری . ۳. موسی بن بشار الوشاء. ۴. داود بن نعمان.
با نگاهی به کتاب های رجالی که از این افراد توصیف کرده اند می توان نتیجه گرفت که به سخن چنین افرادی نمی توان اعتنا نمود و اینک نگاهی به سخنان علمای راوی شناس درباره این افراد:
۱. نصر بن صباح: وی فردی بوده که غالی دانسته اند یعنی کسی که هم در فضیلت اهل بیت عصمت و طهارت زیاده روی کرده و مقام آن حضرات ـ علیهم السلام ـ را به مقام الوهیت و… می رسانده و هم غالیان از سوی دیگر درباره مخالفان اهل بیت ـ علیهم السلام ـ تندروی می کنند و این امر سبب می شود که گاهی روایتی را ساخته و به ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ نسبت می دهند که در آن از مخالفان بد گفته اند و افرادی که نصر بن صباح را غالی دانسته اند عبارتند از:
شیخ طوسی. علامه حلی. صاحب معالم، حسن بن زین الدین. سید مهدی بحرالعلوم و…(۴)

۲. اسحاق بن محمد البصری: دومین شخصیتی که در این روایت آمده است باز فردی غیر مطمئن، غالی، متهم، فاسد و… می باشد. لذا شیخ طوسی می گوید او متهم است.(۵) و در جای دیگر می گوید او غالی است.(۶)
علامه حلی می نویسد: اسحاق بن محمد فردی غالی و فاسد المذهب است.(۷)
یعنی علاوه بر اینکه در مقام اهل بیت ـ علیهم السلام ـ زیاده روی می کرده، از نظر مذهبی و عمل به شریعت اسلامی نیز فردی فاسد العقیده بود.
ابن داوود و تفرشی نیز او را غالی دانسته اند.(۸)

۳. موسی بن بشار الوشاء: در کتاب های رجالی نام وی آمده ولی نگفته اند که آدم مورد اطمینانی بود یا نه.

۴. داود بن نعمان: وی فردی ثقه بود.(۹)
با توجه به اینکه دو نفر اول این روایت افرادی بوده اند که غالی و فاسد بوده، لذا به این روایت نمی توان سند صحیح جست، هر چند راوی آخری فردی ثقه باشد و گاهی افراد دروغ گو که حدیث می ساختند، سعی می کردند، حدیث ساختگی خود را به افرادی موجه و مورد اطمینان نسبت دهند تا مردم عادی به راحتی آن را قبول کنند.
لکن مضمون این حدیث و مفاد آن در روایات متعدد دیگری وارد شده است و لو این که این حدیث صادر نشده باشد. البته صحت مفاد حدیث به این معنا نیست که در هر شرایطی، همه افراد بدون رعایت مصالح مسلمانان بر طبق آن عمل کنند.

پاورقی:

۱. ر.ک: محمدی ری شهری، محمد، دانشنامه امیرالمومنین(ع)، ترجمه محمد سلطانی، قم، دارالحدیث، ۱۳۸۲ش، ج۸، ص۲۰.
۲. همان.
۳. ر.ک: ما حوزی، الاربعین، بی جا، مهدی رجائی، چاپ اول، ۱۴۱۷ق. ص۳۷۶. ر.ک: حر عاملی، محمد، وسائل الشیعه، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۱۰۴ق، ج۱۲، ص۴۷، باب ۲۶، و ج۲۰، ص۳۴.
۴. ر.ک: طوسی، محمد، رجال الطوسی، قم، موسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۵ق، ص۴۴۹. ر.ک: علامه حلی، حسن، ایضاح الاشتباه، قم، موسسه نشر اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۱ق، ص۳۰۷، ور.ک: حسن بن زین الدین، التحریر الطاووسی المستخرج من کتاب حل الاشکال، قم، مرعشی نجفی، چاپ اول، ۱۴۱۱ق، ص۸۰، و ر.ک: بحرالعلوم، مهدی، الفوائد الرجالیه، تهران، مکتبه الصادق، چاپ اول، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۲۵۲.
۵. طوسی، محمد، اختیار معرفه الرجال، قم، موسسه آل البیت، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۷۱.
۶. رجال الطوسی، همان، ص۳۸۴.
۷. علامه حلی، حسن بن یوسف، خلاصه الاقوال، نجف، حیدریه، چاپ دوم، ۱۳۸۱ق، ص۳۱۸.
۸. حلی، تقی الدین، رجال ابن داود، نجف، حیدریه، ۱۳۹۲ش، ص۲۳۱. ر.ک: التحریر الطاووسی المستخرج من کتاب حل الاشکال، همان، ص۴۳. تفرشی، مصطفی، نقد الرجال، قم، موسسه آل البیت، چاپ اول، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۲۶.
۹. خلاصه الاقوال، همان، ص۱۸۴. سند
منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

اقسام حدیث

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.