پرنده ی ابابیل در سوره فیل چه نوع پرنده ای می باشد؟

0 825

پرنده ی ابابیل در سوره فیل چه نوع پرنده ای می باشد؟

در این که این پرنده به چه شکلى بوده و چگونه مأموریّت خود را در نابودى اصحاب فیل انجام داده، آراى گوناگونى وجود دارد:
عایشه مى گوید: ابابیل شبیه خطاطیف (پرستوها) هستند[روح البیان، ج ۱۰، ص ۵۱۵ .]
و نیز گفته شده: آن ها شبیه وطاویط (خفّاش هاى سرخ و سیاه)بودند.[روح المعانى، مج ۱۶، ج ۳۰، ص ۴۲۳]

ابوسعید خدرى، کبوتران حرم (مکّه) را از نسل ابابیل مى داند؛ ولى بُروسَوى در درستى کلام او تردید مى کند؛ چرا که به گفته برخى، ابابیل، شبیه زرازیر (سارها) هستند که در اطراف باب ابراهیم مسجدالحرام وجود دارند.[روح البیان، ج ۱۰، ص ۵۱۵ .] عکرمه مى نویسد: آن ها سرهایى چون درندگان داشتند که پیش از آن دیده نشده بود و پس از آن نیز دیده نشد.[قرطبى، ج ۲۰، ص ۱۳۴.]

طبرى به نقل از ابن عبّاس مى گوید: آن ها پرنده هایی بودند که از دریا خارج شده یا از سوى دریا آمده بودند. سفید یا سیاه و یا سبز رنگ بودند و منقارى چون پرندگان و چنگال هایى همانند سگان داشتند.[جامع البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص ۳۸۳] ابوالجوزا عقیده دارد که خداوند در همان وقت، آن ها را در آسمان پدید آورد.[عرائس المجالس، ص ۴۰۰] و ابن مسعود آن ها را پرندگانى مى داند که صیحه مى کشیدند و بر اصحاب فیل، سنگ مى افکندند. خداوند طوفانى فرستاد که آن سنگ ها را با شدّت بر آنان مى کوبید.[جامع البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص ۳۸۳]

ابوالفتوح از ابومسعود نقل مى کند: آن مرغان به شکل منج انگبینند (زنبورعسل) و در منقار هر یکى، سنگى است. هر گروهى را یکى مرغ، در پیش ایستاده، سیاه سر، دراز گردن، سرخ منقار. بیامدند این مرغان و گرد لشکرگاه ابرهه در آمدند. چون ایشان صف بر کشیدند و آهنگ کعبه کردند، هر مرغى از ایشان، آن چه در منقار داشت، بینداخت. بر هر سنگى نام صاحب او نوشته شده بود. بر هر یکى که سنگ او، بر او زدند، بر سرش آمد و از زیرش بیرون آمد و اگر بر پشتش افتاد، به سینه اش بیرون آمد و اگر بر سینه اش آمد، بر پشتش بیرون رفت تا همه بر جاى بمردند.[روض الجنان، ج ۲۰، ص ۴۱۰]

به گفته ابن هشام، خداوند پرندگانى همانند پرستو را از دریا بر آن ها فرستاد که هر یک سه سنگ با خود حمل مى کردند: یک سنگ در منقار و دو سنگ در پاهایشان بود. سنگ ها به اندازه نخود و عدس بود و به محض برخورد به اصحاب فیل، آن ها را نابود مى کرد.[سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۵۳]

فخر رازى پس از نقل صفات متعدّدى که براى پرندگان بیان شده، مى گوید: از آن جا که این پرندگان دسته دسته بودند، شاید هر دسته شکلى داشته و هر کسى آن چه را که دیده وصف کرده است.[التفسیر الکبیر، ج ۳۲، ص ۱۰۰] از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)در وصف این پرنده روایت شده: مرغى بین آسمان و زمین است که لانه دارد و تخم مى گذارد.[ماوردى، ج ۶ ، ص ۳۴۲]

پرسش:
مقصود از «سجیل» در سوره فیل چیست؟ آیا می‌توانیم ادعا کنیم که «سجیل در آیه؛ همان اورانیوم یا انرژی هسته‌ای بوده که منجر به هلاکت اصحاب فیل شده ست!؟

پاسخ:
با نگاهی گذرا به سوره‌ی فیل و داستان تاریخی آن در می‌یابیم که هلاکت اصحاب فیل از طرق عادی و طبیعی نبوده بلکه قدرت مافوق قدرت طبیعت در آن دخالت داشته است چرا که:
الف. برخاستن پرندگان کوچک و همراه آوردن سنگریزه‌ها و هدف قراردادن افرادی خاص، و متلاشی کردن لشکر عظیم و… نشان از آن دارد که کسی آن‌ها را هدایت کرده است و خود به تنهایی و از طرق عادی قادر به چنین کاری نبودند.

ب. این ماجرا نشان می‌دهد که معجزات و خوارق عادات، لزومی ندارد که به دست پیامبر و امام ظاهر شود بلکه در هر شرائطی که خدا بخواهد و لازم بداند، انجام می‌گیرد.( تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ج ۲۷، ص ۳۴۳.)

ج. نقل داستان اصحاب فیل از طریق وحی الهی و بیان این نکته که هلاکت اصحاب فیل معجزه بوده، دلیل دیگری بر مدعای ماست.

د. بعد از آنکه سوره‌ی فیل نازل شد به علت مشهور بودن آن و مشهود بودن معجزه‌ی الهی در هلاکت آن‌ها، قریش هیچ گونه اعتراضی در مورد نزول این سوره نکرده‌اند.

اما اینکه آیا سنگریزه‌ها می‌تواند غیر از سنگ‌های معمولی و دارای مواد هسته‌ای باشد، باید گفت:
اولاً: خداوند دارای قدرت بی‌منتهاست و قادر است از یک سنگریزه یا گل معمولی، شخصی یا گروهی را به هلاکت برساند. «و کان الله علی کل شی قدیر.»(نساء / ۱۳۳.)

شما به دنبال این مطالب هستید:

ثانیاً: همچنین خداوند قادر است پرنده را به مکانی بفرستد تا سنگریزه‌هایی بردارند که قدرت اتمی داشته باشد که اگر آزاد شود، انفجارعظمیی تولید کند.(برخی نیز احتمال داده‌اند که آن پرندگان، امراض آبله و حصبه را شیوع دادند و اصحاب فیل کشته شدند. ر.ک: تفسیر جزء عم، شیخ محمد عبده، دار و مکتبه الهلال، بیروت، ۱۹۸۵، چ ۱، ص ۱۶۰.)
ولی اینها در حد یک احتمال است و هلاکت اصحاب فیل نشان از معجزه الهی دارد.

پرسش:
اگر شان نزول آیات سوره فیل، حمله ی عده ای به خانه ی کعبه میباشد، چرا اینگونه اقدامی هنگام حمله ی امویان به خانه ی کعبه نگردیده است؟

پاسخ:

جواب شما رو دو نکته عرض میکنم:

۱- همانگونه که گفته شده داستان اصحاب فیل جنبه اعجاز داشته،و آنها به اتفاقات‏خارق العاده و معجزاتى اطلاق مى‏شود که معمولا مقارن با ظهور و یاولادت پیغمبرى اتفاق مى‏افتد مانند اتفاقات شگفت انگیز وخارق العاده دیگرى که در شب ولادت رسول خدا«ص‏»در جهان‏ واقع شده و در روایات زیادى از روایات ما مفصل ذکر شده است.

۲- سپاه ابرهه به قصد خراب کردن کعبه رفت اما یزید به قصد دستگیری عبدالله بن زبیر حرمت کعبه را نگه نداشت و اقدام به تخریب کعبه نمود اما و لو به ظاهر ادعا می کرد که خانه خدا حرمت دارد و باید فردی همچون عبدالله بن زبیر که به کعبه پناهنده شده دستگیر گردد تا کعبه حرمتش محفوظ بماند، و همینطور است حال حجاج ، البته مقصود این نیست که جنایت اینها در این قضیه کوچک بوده است بلکه مقصود آن است که حساب شخصی که همه جا اعلام می کند که می خواهد خانه ی خدا را خراب کند و در این امر هتاکی و جسارت هم می کند با حساب شخصی که اینگونه عمل نمی کند، فرق می کند، تازه فرستاده شدن عذاب هم ممکن بود به حساب حق بودن ابن زبیر گذاشته شود که او خود ظالمی دیگر بود و او از آن بهره برداری می کرد و خدا چنین چیزی را نمی خواست. البته خدا به یزید هم مهلتی نداد و بعد از این جنایت عمرش کوتاه گردید و….

علت حمله ابرهه، مجموعه اى از انگیزه هاى سیاسى و اقتصادى و دینى بود ، ابرهه ابتدا عبادتگاهى پرشکوه در محل فرمانروایى خود در یمن ساخت تا توجه مردم را از کعبه به آن جا معطوف کند.و با خدا پرستی و توحید مخالفت می کرد.
اما در حمله قرامطه به کعبه هدف اصلی از بین بردن پایه های توحید و توهین به شعائر یکتا پرستی نبود.

تاکید خداوند در مورد این داستان این است که نقشه ی کفار در ظلالت و تباهی است و نه اصل قضیه نجات خانه ی کعبه و اینکه دشمنان طبق آیه شریفه می خواهند با فوت کردن توسط دهان هایشان نور الهی را خاموش کنند ولی خداوند اراده کرده است که این نور را در سراسر عالم هستی فراگیر کند و دشمنی افراد و گرو هها و ملت ها نمی تواند مانع فراگیری این نور شود.

پرسش:
چطور می توانیم داستان اصحاب فیل را باور کنیم که پرنده های کوچک با سنگریزه انسان‏هایی را از پا در بیاورد؟مگر اصلا چنین چیزی امکان دارد؟

پاسخ:
معجزات و وقایعی که در قرآن ذکر شده است، نمی‏تواند مسئله‏ای عادی باشد که در فهم آن دچار مشکل شویم. فهم این مسئله در ظاهر مشکل است که چگونه خداوند انسان را با سنگ ریزه‏ای که توسط پرنده های کوچک حمل می شود، از پا در می آورد. یا چگونه شتر صالح پیامبر از میان کوه بیرون آید و یا چگونه عصای موسی اژدها شود و از این قبیل معجزات که نامش خود معرّف اصل آن است.

وقتی حادثه‏ای معجزه نام می گیرد، باید اسباب و علل و تمام اجزای آن غیر عادی باشد. ایجاد چنین مقوله‏ای، از خدای عالم و توانا جایز است. او که تمام هستی در نزدش چون ذره‏ای ناچیز است و هر وقت اراده کند، آن خواهد شد که اراده کرده است: “فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند، تنها به آن می گوید: موجود باش! آن نیز بی درنگ موجود می شود”.( یس آیه ۸۲.)

مفسران در این باره می نویسند: داستان نابودی لشگر ابرهه به وسیله سنگ ریزه هایی که از منقار و پاهای آن پرنده های کوچک فرو می افتاد. چیزی نیست که شبیه حوادث طبیعی باشد. برخاستن آن پرنده های کوچک و آمدن سوی آن لشکر مخصوص و همراه آوردن سنگ ریزه‏ها و نشانه‏ گیری خاص آن‏ها و متلاشی شدن بدن‏های افراد یک لشگر عظیم با آن سنگ‏های کوچک همه اموری خارق عادت هستند، ولی می دانیم این‏ها در برابر قدرت خداوند بسیار ناچیز است. خداوندی که در درون همین سنگ ریزه‏ها قدرت اتمی آفریده که اگر آزاد شود، انفجار عظیمی تولید می کند. برای او آسان است که در آن‏ها خاصیتی بیافریند که اندام لشگر ابرهه را همانند “عصف مأکول” (کاه در هم کوبیده و خورد شده) قرار دهد.(۲).

وقتی بدن انسان در مقابل میکروب یا ویروسی که با چشم ظاهر دیده نمی‏شود، مقاومت خود را از دست می دهد، چگونه می تواند در مقابل سنگ ریزه هایی که از غیب آمده و خاصیتی آتشین و خورد کننده دارند، مقاومت کند؟ این‏ها درس عبرت است و چنین حوادثی دروازه‏های عبرت و هدایت را به روی چشم ما باز می کند.

منبع : پرسمان قرآن

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.