چگونه به علمی که نور است «العلمُ نورٌ یقذفه الله فی قلب من یشاء» برسیم؟

1 454

چگونه به علمی که نور است «العلمُ نورٌ یقذفه الله فی قلب من یشاء» برسیم؟

نحست لازم است، نیم نگاهی به آن علمی که نور است بیفکنیم و سپس از زبان و گفتار کسانی که در این وادی قلم و قدم زده اند، پاسخ شایسته دهیم. چنان که استحضار دارید، علم، دارای معانی و تفاسیر گوناگون می باشد، و یکی از تفاسیر علم، نور است که مفسران به آن پرداخته اند.

به طور کلی می توان گفت: یکی از تقسیمات علوم،تقسیم علم، به دو قسم علوم لدنّی و اکتسابی است. برخی از بزرگان معتقدند که مراد از علم، در این حدیث شریف، غیر از عالم ربّانی است که علم او لدنیّ و حاصل موهبت الهی است- مثل علوم انبیاء- امام خمینی «قدس سره» جناب صدرالمتألهین را صاحب این عقیده می داند . امام راحل «قدس سرّه» می فرماید:«در حدیث معروف وارد است، العلم نور یقذفهُ الله فی قلب من یشاء و از برای نور مراتبی است، به حسب مراتب ایمان و علم اهل آنها. و باید دانست که این نور حقیقی که در قلوب اهل ایمان و علم است، چون از انوار عالم آخرت است، در آن عالم به مقتضای فعالیت نفس ظهور به نورانیت حسیّه نماید و همین نور است که صراط را روشن نماید. و یک دسته نورشان مثل نور شمس و دیگری مثل نور قمر، تا برسد به آنکه فقط نورش، جلو پایش را روشن نماید.»(۱)

برای رسیدن به این علم و نور عالمان اخلاق و عرفان، راهکارهایی را ارائه می دهند و یکی از آن کسانی که به واقع صاحب این نور بود، خود حضرت امام قدس سرّه است. ایشان در آثار متعددشان انسان ها را به سوی همین نور حقیقی رهنمون شده اند. با استفاده از آثار و اعمال ایشان و دیگر عرفا می توانیم بگوئیم قدم اول یقظه و بیداری است که متوقف بر شناخت نفس است. «شناخت صورت اصلی، خود، بهترین انگیزه و محرک است که انسان به منظور تزکیه خود از حجاب هایی که روی چهره اصلی وی را گرفته و او را به اسفل السافلین کشیده و محجوب از وجه الله و شهود جمال او نموده است، به مجاهده پرداخته و سختی های این مجاهدت و هجرت را تحمل کند.» (۲)

«بدان که کلید سعادت دو جهان، شناختن نفس خود است. زیرا که شناختن آدمی خویش را، کمک بر شناختن آفریدگار می نماید. چنانکه حق تعالی می فرماید: سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبَّین لهم انه الحق. یعنی به زودی آثار قدرت کامله خود را به ایشان بنماییم، تا به آنان روشن گردد که اوست پروردگار حق ثابت. و از حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ منقول است که«من عرف نفسه فقد عرفه ربه» یعنی هر کس خود را بشناسد، به تحقیق پروردگار خود را شناخته است.(۳) بعد از شناختن حقیقت نفس، انسان انگیزه لازم را جهت ساختن نفس خویش و دریافت علم و نور الهی پیدا می کند. «مبارزه با نفس در دید اسلام از آن نظر در خور اهمیت است که پایه نظم و مدار حسن جریان زندگانی انسان می باشد. و اگر زندگی تنها بر محور ارزشهای مادی دور بزند و از معنویت روحانیت و ملکات فاضله بهره ای نداشته باشد، بشر را بیش از پیش با تیره روزی،‌ بی بند و باری، قانون شکنی، سلب آسایش، عدم اعتماد و اطمینان به یکدیگر و …. دست به گریبان ساخته و سوی پرتگاه سقوط و نابودی می کشاند.»(۴)

بعد از یقظه،اولین قدم در سلوک الی الله، توبه یا بازگشت است. با الهام گرفتن از آثار علمای اخلاق و عرفان و عالمان ربانی، می توان، منازل سیر و سلوک را طی کرد، تا به جایی رسید که آن علمی که نور است به او افاضه شود. البته در این مسیر باید از استاد و عالم ربانی کامل، برای مصون ماندن از انحرافات بهره گرفت. علاوه بر رعایت تقوای الهی انسان برای رسیدن به علم و نور حقیقی از راه اخلاص در کارها، می تواند نور حقیقی را دریافت کند .«عبودیت بدون اخلاص در حقیقت عبودیت نیست و تحقق عبودیت و حصول آن فقط با اخلاص است و بس. اگر اخلاص را حذف بکنیم، عبودیت حق را حذف کرده ایم …. قرآن کریم در آیه ۱۱ سوره زمر می فرماید:«قل إنی امرت ان اعبدالله مخلصاً له الدین.» یعنی ای پیامبر، بگو من مأمورم فقط خدای متعال را پرستش کنم و سیرعبودی خود را برای او خالص بگردانم.»(۵)

بالاخره اگر انسان به مقتضای ایمانش رفتار کند، طبق آیه شریفه قرآن که می فرماید: أَوَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ(۶) کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها کَذلِکَ زُیِّنَ لِلْکافِرِینَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ(۷) آیا کسی که مرده(در جهل و ضلالت بود ما او را زنده کردیم و به او روشنی علم و دیانت دادیم که با آن روشنی میان مردم، سرافراز رود. مَثَل او مانند کسی است که در تاریکی های(جهل و گمراهی) فرو شده از آن بیرون نتواند گشت. آری کردار بد کافران در نظرشان چنین جلوه گر شده است که اعمال زشت خود را از زیبا ببینند) .مومن دارای نوری خواهد بود که در طول حیات و زندگی اجتماعی از آن بهره مند خواهد شد. «این نور، اثرش در مؤمن این است که«یمشی به فی الناس» یعنی بوسیله آن بصیرت لازم در حیات اجتماعی ظلمانی خود پیدا خواهد کرد، تا بتواند اعمالی که درست در سعادت او نقش دارند انتخاب و آنچه که برای او مضر است ترک کند.»(۸)

پاورقی:

۱. همان، ص ۴۱۹.
۲. شجاعی، محمد، مقالات،‌ مبانی نظر تزکیه، انتشارات سروش، چاپ اصل، ص ۱۶.
۳. نراقی، ملا احمد، معراج السعاده، چاپ هما، ص ۷.
۴. امام خمینی، مبارزه با نفس یا جهاد اکبر، ناشر انتشارات امیر کبیر، چاپ اول، ص ۸.
۵. همان، ص ۲۸۰. العلمُ
۶. انعام: ۱۲۲. العلمُ
۷. ترجمه الهی قمشه ای، ذیل آیه ۲۲. العلمُ
۸. طباطبائی، المیزان، چاپ اسماعیلیان، جلد ۷، ص ۳۳۹. العلمُ 
منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

علوم

1 نظر
  1. ناشناس می گوید

    آیا این نور قابل اندازه گیری است؟ توسط دیگران قابل دیدن است؟ یا فقط خود شخص احساس می کند از آن برخوردار است؟

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.