بهترین کتاب های خدا شناسی و تقوا

2 1,539

کتاب های خدا شناسی و تقوا

سوال کاربر

مدتی است که از لحاظ اعتقادی مثل سابق نیستم یعنی از دوره دبستان تا دبیرستان که باورها و علاقه ام به عبادت بیشتر بود. البته الآن نیز علاقمند هستم ولی نه به اندازه قبل. همان طور که گفتم باورها و انگیزه هایم قوی تر و با صداقت تر از الآن بود، احساس می کنم یک دفعه همه چیز تغییر کرده است. یک دفعه آن چیزهایی که خوب و با ارزش بودند الآن غریب شده اند.

انگار همه آدم ها تغییر کرده اند حتی خیلی از آدم هایی که ادعای مذهبی بودن را دارند آنقدر که شایسته است انسانیت و شعور لازم را ندارند و آنهایی که هیچ ادعایی ندارند بهتر از روابط انسانی و شعور برخوردارند.

اوضاع جوری شده که گیج شدم نمی توانم خوب و بد را تشخیص دهم. کم آورده ام. شاید اگر به جای این همه واحدهای درسی که پاس کردم، یک واحد خداشناسی و تقوا بیشتر پاس می کردم. الآن خیلی جلوتر بودم. بعضی وقتها سؤالاتی به ذهنم می رسد مثل این که چرا خدا دوست دارد که ما آدم ها بندگیش را کنیم؟ می دانم که خدا با این همه عظمت و بزرگی و مهربانی، احتیاج به عبادت و بندگی ما را ندارد فقط برای رستگاری و عروج خودمان است چرا انسان تنها از راه خداشناسی و عبادت به عروج و سعادت می رسد؟

چرا خداوند دوست دارد انسان را به این مقام والا برساند مگر ما انسانها چه جور آدم هایی هستیم؟ اصلاً عبادت و بندگی یعنی نماز خواندن، روزه گرفتن و یا…؟ به نظر می آید در این روزگاری که من زندگی می کنم نیاز دارم بیشتر بدانم از خدا، از انسان، از خوب، از بد. چه طور می شود دین و عالم واقعی را در کنار هم داشت، احساس می کنم که ظاهراً علم و دین را از هم جدا کرده اند.

البته شاید احساسم اشتباه باشد ولی من نیاز دارم به بیشتر دانستن و فهمیدن، من نیاز به آگاهی و راهنمایی دارم چرا که اگر اطلاعات کامل و کافی داشتم الآن اینقدر گیج نمی شدم. استوارتر و با انگیزه تر بودم. من در زندگی همیشه سعی داشتم که روابط خوبی با دیگران داشته باشم ولی تصمیم دارم روابط خوبی با خدا پیدا کنم. نه این که من روابط خوبی با خدا ندارم البته که دارم اما در دلم آن رضایت و آرامشی که می خواهم نیست.

احساس می کنم یک جای کارم مشکل دارد اما نمی دانم دلیل اصلی چیست؟ شاید من هم مثل خیلی آدم های امروز دارم ادای آدم های خوب را در می آورم ولی آن طور که شایسته است حق خوبی را ادا نمی کنم و شاید من فقط شناسنامه ای مسلمان و شیعه هستم ولی شیعه واقعی نبوده ام.

بعضی وقت ها فکر می کنم اگر در شهرهای بزرگی مثل تهران زندگی می کردم باز هم می توانستم مذهبی باشم؟ منظورم این است که من در محیط نسبتاً سالمی زندگی می کنم

پس اگر خوب باشم هنری نکرده ام واقعاً اگر ایمانم، حجابم، اخلاصم واقعی باشد می توانم در شهرهایی که آنجا بهتر مشخص می شود چه جور آدمی هستی باز هم خوب بمانم. خلاصه این که من نیاز به راهنمایی و آگاهی واقعی دارم. بسیار سپاسگزارم که بهترین کتاب های خداشناسی و تقوا را به من معرفی کنید.

پاسخ:

جوانان معمولاً در این سنین درباره مسائل مختلف از جمله اعتقادات و باورهای دینی خود دچار تردید می شوند و در صدد پیدا کردن دلایل منطقی و پشتوانه قابل قبولی برای آن ها هستند. آنان می خواهند نظام فکری و اعتقادی خود را تجدید بنا کنند و به آن استحکام فزون تر بخشند. بنابراین حالاتی که سؤال خود را مطرح کرده اید تا حد زیادی طبیعی است و جای نگرانی برای شما وجود ندارد.

از آن جا که جوانان گاه گمان می کنند باورهای دینی شان بر تقلید مبتنی است، تصمیم به اصلاح آن می گیرند و می کوشند با تحقیق و موشکافی درباره آن ها به ثبات فکری دست یابند. چنین تردیدهایی که فرد را به تحقیق وا می دارد به مرحله یقین و علم می رساند، خوب و پسندیده است.

ولی به شرط آن که همزمان با پدید آمدن آن، شخص به دنبال پاسخ باشد و در تردید باقی نماند. شک توقفگاه خوبی نیست. اما اگر آغاز حرکت باشد، نیکو و شایسته است. اگر تردیدهای شما از این قبیل است، نگران نباشید. بکوشید با مطالعه و پرسیدن از استادان و کارشناسان، جنبه اعتقادی و فکری خودرا تقویت کنید و با عمل به دستورهای دینی(مثل نماز و عبادات دیگر) و پایبندی بیش تر به آن ها، ایمان خود را مستحکم سازید.

همین احساس دوری از خداوند خود از الطاف آن رب مهربان است و حکایت می کند که رشته ارتباط بین بنده و پروردگارش بریده نشده و هنوز شعاعی از انوار الهی در آینه دل می تابد و این خود بشارتی است:
گرت هواست که معشوق نگسلد پیوند نگاه دار سر رشته تا نگه دارد

باید توجه داشته باشید که هر فردی در طول زندگی تحت تأثیر عوامل مختلف درونی و بیرونی به نوسانات روحی و روانی دچار می شود. گاهی شاد و با نشاط است و گاه غمگین و کسل و افسرده خاطر می شود. بنابراین، انسان از یک حالت روانی یکنواخت برخوردار نیست.

بلکه با توجه به فضای روانی حاکم بر او و حوادثی که برایش اتفاق می افتد، حالات روحی مختلفی بر وی غلبه می کند. آنچه شما در مورد ایمان خودت احساس می کنی، مختص شما نیست. شمار کثیری از مردم چنین حالاتی دارند. وجود این حالت برای انسان، وقتی که به آن توجه دارد، و احساس می کند، نوعی ضعف ایمانی است که موجب کمال می گردد.

پس اینگونه حالات نه تنها برای انسان ضرر ندارد، (البته به شرط آن که به حد افراط نرسد) بلکه موجب رشد و تعالی او می شود. در ضمن انسان موجودی کمال طلب است و به گونه ای آفریده شده است که به حد مشخصی از کمال قانع نمی شود بلکه دوست دارد هر روز بیش از پیش به کمالات بیشتری دست پیدا کند.

+همچنین بخوانید: راه های شناخت خدا

حال اگر کسی احساس کند ضعف و نقصی ندارد، پیشرفت نخواهد کرد. اصولاً انسانهایی که خود را خوب و کامل می دانند، زمینه رشد و پیشرفت را از دست می دهند، زیرا حاضر نیستند که ضعف هایشان را درک کنند، و بپذیرند. و در گام بعدی، درصدد رفع آن برآیند. درک و احساس ضعف و ناتوانی، اولین قدم برای صعود به سوی سعادت و خوشبختی است.

مشروط به آن که انسان، درصدد رفع نقص و جبران کاستی ها برآید.
اگر در ایمان خود احساس ضعف می نمایید، باید برای تقویت بنیان های اعتقادی خود اقدام کنید. و یکی از بهترین روش ها برای تقویت اعتقاد و راسخ ساختن ایمان همانا مطالعه دقیق و عمیق کتاب های اعتقادی و اخلاقی است، مانند:

۱. مجموعه کتاب های شهید مطهری ، انتشارات صدرا.(به جز کتابهای تخصصی فلسفه مانند شرح منظومه)
۲. کتاب مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، انتشارات مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره).
۳. کتاب جوادی آملی، عبدالله، توحید در قرآن، مرکز نشر اسراء.
۴. کتاب جوادی آملی، عبدالله، مبادی اخلاق در قرآن، مرکز نشر اسراء.
۵. نراقی، ملا احمد، معراج السعاده، انتشارات هجرت، قم.
البته در کنار آن، تفکر در نظام خلقت به ویژه در ساختمان بدنی خودتان و هر موجود دیگر همانند آسمان ها، کرات کهکشان ها و… می باشد. بی تردید یک لحظه تفکر گاه موجب نجات دائمی یک شخص می شود و از همین رو ارزشمندترین عمل نزد خداوند تفکر است. پس با مطالعه و تفکر به تقویت بنیانهای اعتقادی خود روی آورید.
در ضمن مطالعات، تمرین عملی و توجه به عبادات و رویکرد مذهبی داشتن در آنچه که برای شما جذابیت دارد و تمایل به انجام رفتار خاصی دارید، مایه تثبیت و ماندگاری آثار مطالعاتی و فکری خواهد بود.

در پایان نکاتی را خدمت شما عرض می نماییم:

۱. خودتان را از این افکار منفی و وسوسه های شیطانی رهایی بخشید. چون گاهی اوقات شیطان برای دور کردن انسان از توجه به خدا، چنین افکاری را به ذهن او وارد می سازد.

۲. با مطالعه کتاب هایی که ذکر شد، شناخت خودرا به خدا و نیز به وظایف دینی بیشتر نمایید، تا این که با رغبت و شوق به وظایفتان عمل کنید.

۳. با کتاب قرآن انس بگیرید و سعی نمایید هر روز چند آیه را با توجه به معنا و مفهوم آن بخوانید و توسل گرفتن به ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ را فراموش نکنید.

۴. سعی کنید برای انجام کارها و فعالیت های شبانه روزی، برنامه ای تنظیم و طبق آن عمل کنید و اوقات فراغت خود را با ورزش، مطالعه و.. پر کنید و هیچ گاه بیکار نباشید.(حتی استراحت نیز از روی برنامه ریزی باشد)

۵. در فعالیت های دسته جمعی مثل اردوها، گردهمایی های علمی و مذهبی و ورزش های دسته جمعی، خصوصا کوه نوردی، شرکت فعال داشته باشید.

۶. رفت و آمد خود را با افراد با نشاط و با سواد مذهبی زیاد نمایید.

۷. حالات روانی، عواطف و احساسات انسان با توجه به سن او تغییر می کند، دین باوری یک نوجوان با دین باوری فرد جوان تفاوت می کند در این صورت نمی توان ادعا کرد که فرد از لحاظ دین باوری عوض شده است، بلکه دین باوری در هر سنی، شرایط و ویژگی های خاص خود را دارد ودر دوره های مختلف زندگی جلوه های گوناگون پیدا می کند.

۸. هیچ گاه امید خود را از دست ندهید و سعی کنید به جای تکیه بر نکات منفی شخصیت خود، بر نکات مثبت شخصیت خویش تمرکز کنید (توجه به نیمه پر لیوان).
۹. به یاد داشته باشید تکالیف و وظایف الهی به اندازه ظرفیت و توان هر فرد است. (لا یکلف الله نفسا الا وسعها).

خدا در عرفان

2 نظرات
  1. میرسعیدی می گوید

    خوب بود ولی کتب معرفی شده بهتر است از نویسندگان جدید با مطالب به روز باشد .

  2. میرسعیدی می گوید

    خوب است ولی کتب معرفی شده بهتر است با نویسندگان ،مطالب و سبک نگارش جدید و به روز باشد.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.