چرا امام رضا ( علیه السلام ) چاره ای جز پذیرفتن فرمان مأمون نداشت ؟

امام سجاد
0 49

مأمون فردی زیرک و مکّار بود . او بر آن بود که با طرح واگذاری خلافت و یا ولایت عهدی به شخصیّتی مانند امام رضا ( علیه السلام ) پایه های لرزان حکومت خود را تثبیت کند؛ زیرا امیدوار بود با این کار بتواند از شورش علویان جلوگیری کرده ، رضایت آنها را به دست آورد . و ایرانیان را نیز آماده پذیرش خلافت خود نماید .
پیداست که تفویض خلافت یا ولایت عهدی به امام فقط یک تاکتیک حساب شده سیاسی بود؛ وگرنه کسی که برای حکومت ، برادر خود را به قتل رسانده بود و در زندگی خصوصی خود از هیچ فسق و فجوری ابا نداشت ، ناگهان چنان متدیّن نمی شد که از خلافت و سلطنت بگذرد . بهترین شاهد مکر و تزویر مأمون نپذیرفتن خلافت از سوی امام است . چرا که اگر مأمون در گفتار و کردار خود صادق بود هرگز امام از به دست گرفتن زمام خلافت ، که جز امام هیچکس صلاحیّت آن را نداشت ، طفره نمی رفت .
در کتاب ارشاد مفید آمده است : مأمون امام را نزد خود طلبید . فضل بن سهل ، ذوالریاستین ، نیز در آن مجلس بود . مأمون گفت : « نظر من این است که خلافت و امور مسلمانان را به شما واگذارم . » امام قبول نکرد . مأمون پیشنهاد ولایت عهدی را مطرح کرد . باز امام از پذیرش آن ابا فرمود . مأمون گفت : « عمر بن خطاب برای خلافت بعد از خود شورایی با عضویت شش نفر تعیین کرد که یکی از آنان جدّ شما علی بن ابیطالب بود . عمر دستور داد هر یک از آنان {P – ارشاد مفید ، ص ۲۹۰ . P}
مخالفت کند گردنش را بزنند . اینک تو نیز چاره ای جز قبول آنچه اراده کرده ام نداری؛ چون من راه دیگری نمی یابم . » مأمون با بیان این مطلب تلویحاً امام را تهدید به مرگ کرد و امام ناچار باجبار ولایت عهدی را پذیرفت فرمود : « ولایت عهدی را می پذیرم به شرط آن که در امر حکومت امر و نهی نکنم؛ به فتوا دادن و قضاوت نپردازم؛ کسی را عزل و نصب نکنم و چیزی را تغییر ندهم . »
مأمون همه این شرایط را پذیرفت و بدین ترتیب ولایت عهدی را بر امام تحمیل کرد تا با این توطئه هم امام را زیر نظر داشته باشد و هم علویان و شیعیان را آرام سازد و پایه های حکومت خود را تحکیم بخشد .

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.