طبق احادیت متواتر باید زمین پر از ظلم و جور شود تا امام زمان ظهور کنند. ایا این احادیث درست است ؟

0 36

اولاً باید توجّه نمود که شرط ظهور امام ، هرگز منحصر به گسترش فساد در اجتماع انسانی نیست بلکه هرگاه مردم جهان ، از نظر رشد فکری و کمالات روحی به حدّی برسند که بتوانند ارزش وجود امام را درک نمایند و شایسته رهبری او گردند ، در این صورت امام ( علیه السلام ) بدون هیچ قید و شرطی ظهور نموده و از پس پرده غیب بیرون می آید .
در کتابهای عقاید و مذاهب به طور مبسوط و گسترده بحث و بررسی شده است که مانع اساسی برای غیبت امام ، اخلاق و روحیات و عدم آمادگی جامعه انسانی برای ظهور و حکومت آن حضرت است و اگر این مانع برطرف گردد ، دوران غیبت او سپری خواهد شد .
دانشمند بزرگ و فیلسوف عالی قدر اسلام مرحوم خواجه نصیر الدین طوسی در کتاب « تجرید العقائد » در این باره ، سه جمله کوتاه و پر مغز دارد که با توضیح مختصری در اینجا نقل می کنیم :
۱ . وجود لطف : وجود امام معصوم خواه آشکار و خواه پنهان برای جامعه انسانی نعمت معنوی و وسیله نزدیکی به اطاعت فرمان پروردگار است زیرا رابطه ی هدایت الهی میان خدا و مردم ، بوسیله امام برقرار می گردد و بسیاری از نعمتهای معنوی و مادّی به خاطر امام به مردم می رسد حتّی هدایت معنوی امام نسبت به افراد شایسته همیشگی است اگر چه او را نبینند و نشناسند .
۲ . متصرفه لطف آخر : هرگاه امام از پس پرده غیبت بیرون آید و به راهنمایی ظاهری بپردازد و زمام امور را به دست بگیرد ، خود نعمت دیگریست در این موقع نه تنها یک گروه از وجود او بهره مند می گردند بلکه همه جامع انسانی از وجود او که مظهر عدل و داد و مجری دستورهای آسمانی و احکام الهی است ، بهرمند خواهند بود .
۳ . وعدمه منا : هرگاه او از تصرّف در امور مردم خودداری می کند و در پس پرده غیبت به سر می برد و به نزدیک ترین آمال و آرزوی بشر تحقق نمی بخشد ، برای موانعی است که خود مردم بر سر راه او به وجود آورده اند و علّت اساسی سلب این نعمت ، خود مردم هستند ، و اگر خود مردم برای حکومت واحد جهانی آن هم بر پایه فضیلت و اخلاق و عدل و داد و رعایت حقوق و احکام اسلامی ، آمادگی پیدا کنند ، به طور مسلّم آشکار خواهد شد و هیچ گاه از ناحیه خداوند کوتاهی از ابراز لطف نبوده این خود مردمند که ظهور حکومت حقّه الهی را به تأخیر انداخته اند .
{P – کشف المرادط صیدا ، ص ۲۲۶ . P}
بنابراین توسعه فساد و گسترش آلودگی شرط منحصر ظهور امام نیست که به جز آن ، به فکر راه دیگری نباشیم و در پیدایش آن تسریع نمائیم بلکه راه نزدیکتری دارد ، که همان پیدایش لیاقت و شایستگی در مردم است .
و به عبارت دیگر ؛ شرط رهبری دو چیز است :
۱ . وجود رهبر ؛
۲ . آمادگی مردم برای پذیرش رهبر .
مسلماً اگر شرط دوّم از ناحیه مردم تحقق یابد ، خداوند شرط اوّل را بلافاصله ایجاد خواهد نمود .
ثانیاً ؛ گسترش فساد و آلودگی در سطح جامعه بشر جنبه هدفی ندارد بلکه زمینه را برای یک انقلاب عمیق الهی که بر پایه عدل و داد استوار است فراهم می سازد ، زیرا وقتی پیمانه های ظلم و ستم در تمام قسمتهای زندگی بشر ، پر و مملو گشت ، زمینه فکری ( البته فکری نه خارجی ) برای یک انقلاب اصلاحی در نوع مردم پدید می آید و تجارب تلخ گذشته و شکست هر نوع « تز » اصلاحی که از طرف جامعه بشری انجام گیرد سبب می شود که یقین پیدا کنند که این حکوتهای مادّی و قوانین بشری و نهضت های غیرالهی ، که غالباً براساس اغراض مادّی و سود شخصی یا لااقل منطقه ای صورت می پذیرد و دردی را دوا نکرده جامعه را نجات نمی دهد بلکه نقش دیگری و انقلاب برتری لازم است که به همه نابسامانیها خاتمه بخشد .
اصولاً ؛ هیچ نهضت اصلاحی بدون یک زمینه فکری قبلی انجام نمی پذیرد و اصل « عرضه و تقاضا » که یک اصل اقتصادیست در عین حال یک اصل اجتماعی نیز می باشد ، و تا درخواستی در مردم نباشد عرضه هر نوع کالای معنوی و مادّی بی ارزش و بی ثمر خواهد بود .
ولی آیا زمینه فکری و آمادگی روحی برای یک نهضت اصلاحی و جهانی ، که منجر به برقراری حکومت واحد جهانی آن هم براساس عدل و داد و ارزشهای اخلاقی و رعایت حقوق و مقررات اسلام گردد ، کافی است ، یا این زمینه فکری پشتوانه دیگری لازم دارد که این دگرگونی فکری را به صورت انقلاب خارجی درآورد ، و هر نوع مانع را از سر راه نهضت بردارد و از این زمینه فکری حداکثر بهره برداری را بنماید .
نه تنها تجارب بی شمار و آزمایشهای متوالی این مطلب را تصدیق می کند ، بلکه روایات و احادیث زیادی که درباره نهضت این مصلح جهانی وارد شده است ، آشکارا می رساند که انقلاب آخرین حجت الهی پس از پدید آمدن یک زمینه فکری ، نیاز به قدرت و نیرو دارد که بتواند در پرتو آن قدرت ، از زمینه های موجود بهره برداری کند و هر مانعی را که بر سر راه نهضت خود وجود دارد ، برطرف سازد ، و در احادیث اسلامی به وجود انصار و یاران و تعداد آنها و اینکه قیام مهدی ( علیه السلام ) توأم با قدرت و نیرو خواهد بود ، تصریح شده است .
در این موقع ما باید برای تأمین منظور دوم و تربیت اعوان و انصار و سربازان فداکار که جان به کف در راه آرمانهای الهی نبرد و فداکاری نمایند ، در پرورش افراد صالح و جانباز بکوشیم تا آنجا که امکانات اجازه می دهد ، برای یک چنین نهضت وسیع جهانی ، افرادی را تربیت کنیم که بتوانند آرمانهای جهانی آن حضرت را در سرتاسر جهان تحقق بخشند و یک چنین هدف مقدّس در صورتی انجام می گیرد ، که مصلحان اجتماع دست روی دست نگذارند و از هیچ گونه اقدامی در راه تربیت افراد با ایمان دریغ نورزند .
ثالثاً : از همه اینها گذشته ما باید موقعیّت خود را در زمینه انقلاب « مهدی ( علیه السلام ) » مشخص کنیم ، بدیهی است اگر ما به گسترش فساد کمک کنیم ، از کسانی خواهیم بود که انقلاب مهدی ( علیه السلام ) برای در هم کوبیدن آنها صورت می گیرد و اگر در صدد اصلاح جامعه باشیم ، از کسانی خواهیم بود که در ارتش انقلاب مهدی ( علیه السلام ) همکاری می کند ، بنابراین ، به فرض اینکه با کمک کردن به توسعه فساد ، ظهور مهدی ( علیه السلام ) را به پیش بیاندازیم ، وضع خود را به طور قطع به خطر انداخته ایم مگر نه این است که مهدی ( علیه السلام ) برای کوتاه کردن دست فاسدان و برچیدن بساط ظلم و فساد قیام می کند ، ما چگونه می توانیم با گسترش فساد از انقلاب او بهره مند شویم ؟
بنابراین سکوت در برابر فساد و یا کمک به توسعه فساد ، نه از لحاظ کلّی برای ظهور مهدی ( علیه السلام ) صحیح است و نه از نظر شخصی .
بیشتر به نظر می رسد که این اشکال و مغلطه کاری را کسانی درست کرده اند که می خواهند از زیر بار مسئولیّتها فرار کنند و یا آلوده ی هر فسادی شوند .

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.