آیا صورت انسانی بزرگترین حجت خداوند بر خلق او می باشد؟

0 32

این تعبیر امام صادق ـ علیه السلام ـ که فرمود: صورت انسانی بزرگترین حجت خداوند بر خلق او و مجموع صورت عالم است، به چه معناست؟

پاسخ:

ابتدا به عنوان مقدمه باید گفت: عالم محل ظهور اسماء الهی است و به همین دلیل نظام عالم نظام احسن و اکمل است، به گونه‌ای که کامل‌تر از او متصور نیست. ماهیاتِ مشهود، هر یک جلوه‌ای از جلوات و مظهری از مظاهر حقند. این را عرفا و اهل سلوک به نحو تفصیل می‌بینند. یعنی هر شی‌ای از اشیا عالم را مظهر یک اسم حق می‌بینند و البته این مطلب از روی قواعد عرفانی هم صحیح است که در جای خود بیان شده است. عرفا گفته اند: خداوند عاشق خود بود، به همین دلیل ذات خود را از کمون و بطون خارج کرد، تا کمالات خود را اولا و بالذات خود و آنگاه خلق او مشاهده کنند. به این منظور ابتدا لازم است اسماء و ویژگی‌های آن ظهور یابند. چون هر اسمی نشان دهنده ذات مسمی با صفتی خاص است. بنابراین خداوند که از همه نقایص دور و همه کمالات و خوبی‌ها را داراست، تمامی اسماء او ایجابی و اسماء سلبی او سلب السلب یا همان ایجابی است. به همین دلیل اسمایی که همه بیانگر محاسن و کمالات ذات حق بوده و در باطن ذات مخفی بودند، در ابتدا از خفای ذات خارج و آشکار می‌شوند. مرحله دوم که بعد از ظهور اسماء اتفاق می افتد، این است که باید شی یا اشیایی باشند تا این اسماء در آنها ظاهر شوند وگرنه رویت کمالاتِ کامل میسر نخواهد بود. پس عالم خلق شد. اما اینجا کار تمام نشده و خداوند مخلوق دیگری دارد که از طرفی به عنوان لب و خلاصه کل عالم و از طرفی دیگر، دارنده همه کمالات مجموع عوالم بوده و او انسان کامل است. این موجود، مخلوق خاص و مورد عنایت حق‌تعالی است. آنچه از آن تحت عنوان انسان کامل یاد می‌کنیم، عبارت از موجودی است که مجموع اسمایی که خداوند به نحو تفصیل و پراکنده در اشیا عالم ایجاد و ظاهر نموده، همه را یکجا در او ظاهر کرده است. پس انسان کامل آیینه تمام نمای حق، مثل اعلای او و مظهر همه اسما و صفات الهی است. به این نکته همه عرفای محقق معترفند و آن را قبول دارند. به عنوان نمونه قیصری  در شرح فصوص الحکم می‌نویسد: «به لحاظ آنکه وجود عالم مستند به اسماء و مقصود اصلی از ایجاد عالم ایجاد انسان بوده است تا حق‌تعالی ذاتش را به ذاته در آینه عین جامع انسانی از بین اینه‌ها مشاهده کند در این میان انسان کامل به عنوان مظهر اکمل حق و تجلی اعظم الهی و جامع جمیع مراتب و حاوی همه کمالات به عنوان عالم جداگانه‌ای مورد توجه و اهتمام عارفان قرار گرفته است‌». یا امام خمینی در ابتدای همین دعای سحر می‌فرماید: و اعلم ان الإِنسان هو الکون الجامع لجمیع المراتب العقلیه و المثالیه و الحسیه، منطوٍ فیه العوالم الغیبیه و الشهادتیه و ما فیها. کما قال اللَّه تعالی: (وَ عَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَ کُلَّها) یعنی بدان انسان همان کون جامع جمیع مراتب عقلی و مثالی و حسی است که هم عوالم غیب در اوست و هم عوالم شهادت همچنان‌که حق‌تعالی درباره او فرمود: علم جمیع اسما را به آدم اموخت. با توجه به این توضیحات معلوم می‌شود که چون انسان کامل علم تمام اسماء را داراست و هر اسمی در شی‌ ای ظاهر است، پس انسان کامل به همه عوالم وجود احاطه دارد. انسان کامل کسی است که در سیر صعودی، تمام مراتب وجودی را به لحاظ قابلیت ذاتی اش پیموده باشد و یا به عبارتی جامع، دارای همه کمال های وجودی (در حدود امکان) باشد و نیز به لحاظ اوّل ما خلق الله، مظهر کامل اسماء و صفات خدای متعال باشد.(۱) بر همین اساس امام خمینی در کتاب شرح دعای سحر در بیان عظمت مقام او می فرمایند: «انسان، وجودی است که تمام مراتب عینی، مثالی و حسّی در او جمع شده و عوالم غیب و شهادت و آنچه در آنهاست، در او پیچیده شده است.»(۲) مطلب فوق را حضرت امام از آیه شریفه و علّم آدم الاسماء کلها(۳) و از شعر منسوب به حضرت امیر مؤمنان: اتزعم انک جرم صغیر و فیک انطوی العالم الاکبراستفاده کرده و نتیجه گرفته است: پس او با عالم ملک، ملک است و با ملکوت، ملکوت و با عالم جبروت، جبروت است. امّا در بیان صورت انسان باید گفت: همانگونه که انسان به حسب ظاهر داری صورتی است، به حسب حقیقت و مرتبه وجودی اش نیز صورت مناسب با آن مرتبه دارد. صورت حقیقی انسان، همان واقعیتی است که در عالم امکان، عالی ترین مرتبه وجودی را داراست و در مرتبه خاص وجودی اش، مجلای صورت حق است. چنان که هر موجودی به حسب مرتبه وجودی اش، مظهر صورت حق است. صورت، همان ظهور حق است. پس آنچه هست، ظهور حق است و این که در روایت بیان شده خداوند آدم را بر صورت خویش آفریده و از دیگر موجودات سخنی به میان نیاورده، شاید بدان جهت باشد که آدم مظهر کامل صورت حق است. صورت حقیقی انسان، مساوق با انسان کامل است. یعنی از همان حیثی که می گوئیم این موجود، انسان کامل است، از همان حیث، صورت حقیقی انسان است. مساوق بودن این دو مفهوم در کلام امام خمینی چنین آمده است: «بدان که انسان کامل، مَثَل اعلای خداوند و نشانه بزرگ اوست و همو مخلوق بر صورتش بوده و خلیفه خدا بر خلقش است».(۴) نتیجه آن که صورت حقیقی انسان، همان صورت حق است که به صورت تفصیل در کلّ هستی متجلّی است و این همان انسان کامل است که مظهر اسماء حسنای خداوند متعال می باشد و حمل انسان کامل بر صورت حقیقی انسان، حمل اولی است و قضیه داخل در قضیه تحلیلی است. البته حمل صورت حق و نیز حمل اسماء حسنای الهی بر انسان کامل به نحو حمل شایع است، هر چند باز قضیه، همان قضیه تحلیلی است. به این معنا که اتحاد مفهومی ندارند، یعنی از مفهوم انسان کامل نمی توان مفهوم صورت حق و یا مفهوم اسماء حسنای الهی را انتزاع کرد و تنها از طریق قراین و ادلّه به چنین نتیجه ای دست می یابیم. با ذکر این دلیل می گوییم: صورت انسانی، بزرگترین حجت خداوندی بر خلق اوست. امّا معنای این که فرمود: صورت انسانی مجموع صورت عالم را در بر دارد چیست: در جواب به این سؤال باید گفت، هر موجودی به حسب مرتبه وجودی اش، جایگاه خاصی را داراست و آن جایگاه، بیانگر تعیّن و تشخّص، ارزش وجودی و مقام قرب اوست و این که گفته می شود به لحاظ مرتبه وجودی اش، بدان جهت است که صفات و اسماء، بدون وجود، تحقق و واقعیتی ندارند. انسان مظهر اسماء و صفات است و به لحاظ این مظهریت، جایگاه خاص او در نظام هستی آشکار می شود، تحقق اسماء و صفات بیانگر مرتبه وجودی او و مرتبه وجودی، گویای جایگاه و شأن خاص اوست. انسان کامل به لحاظ تقدم وجودی، دارای عالی ترین مرتبه وجودی در عالم امر است که مصداق آن همان حقیقت محمدیه (ص) می باشد. بنابراین اولاً او خلیفه الهی در تمام هستی است. ثانیا ظهور اعیان ثابته بلکه همه اسماء الهی ناشی از تجلی اوست و ثالثا حقیقتی است که مظهر اسم اعظم است و آنکه چنین است، اسماء و صفات و اعیان از مظاهر فروع و اجزای او هستند و او محیط بر همه موجودات است.(۵) تمام مراتب وجود ـ از مرتبه عقل که فعلیت محض است تا مرتبه وجود هیولایی که قوه محض است و هر ذره ای از مراتب وجود، در حقیقت تفصیل صورت حقیقی انسان و صورت انسان، مجموع صور عالم است. بنابراین انسان کامل چون مجموع اسماء و صفات الهی را دارا بوده و خلیفه الهی است، صورت او همان صورت حق و مجموع صورت عالمیان است. پس او لوح محفوظ و شاهد بر غایب و راه مستقیم و صراط (که ملکوت راه دنیاست) و… نیز هست کلمات وارد از اهل بیت عصمت و طهارت ـ علیهم السلام ـ مشحون از این مطالب است از آن جمله از امام علی ـ علیه السلام ـ وارد است که فرمود: «و انا علم الله المخزون، انا العالم بما کان و ما یکون، انا صلوه المؤمنین انا صاحب المناقب، انا العرش و انا الکرسی و…. و به همین معنی محمول است آن چه از حضرت سید الساجدین ـ علیه السلام ـ وارد شده است که انا ابن مکه و منا انا ابن زمزم و صفا و… »(۶) با عنایت به این مطالب و امثال آن و احادیث وارد از اهل بیت عصمت و طهارت ـ علیهم السلام ـ مقام انسان کامل مشخص شده، حقیقت آن به قدر میسر مکشوف می شود. با این حال از این نکته نباید غافل شد که حقیقت انسان کامل هیچ گاه بر احدی غیر از خودشان وخداوند به تمام معنا کشف نخواهد شد.

پاورقی:

۱. موسوی خمینی، سید روح الله، تعلیقات بر شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، قم، پاسدار، اسلام، ۱۳۸۱ش، ص۶۸.
۲. موسوی خمینی، سید روح الله، شرح دعای سحر، موسسه تنظیم و نشر آثار امام، ۱۳۸۱ش، ص۲۰.
۳. شرح دعای سحر، ص۵۶.
۴. همان
۵. ر.ک: شرح دعای سحر، ص۷۷.
۶. آشتیانی، سید جلال الدین، شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۰ش، ص۶۵۸.

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.