از پدرم تنفر دارم و با او رفتار خوبی ندارم و این حالت برایم رنج آورشده است، چگونه این اخلاق را اصلاح کنم ؟

0 8

ز این که بین شما و پدرتان رابطه محبت کمرنگ شده و جای خود را به احساسات دیگری داده است، متأثر شدیم. امید است بتوانیم با هم فکری یکدیگر، مسأله را حل کنیم.

قبل از هر چیز یاد آوری چند نکته، ضروری به نظر می رسد:

الف) پدر و مادر، حقی بزرگ بر گردن آدمی دارند؛ به گونه ای که خداوند در چهار جای قرآن مجید پس از فرمان توحید، احسان به پدر و مادر را در اولین رتبه قرار داده است. و گاه نیز شکر خود و شکر پدر و مادر را، در کنار هم ذکر فرموده است:أَنِ اُشْکُرْ لِی وَ لِوالِدَیْکَ (لقمان، آیه ۱۴)

این حقوق، تا بدان حد است که حتی در مورد رفتار با پدر و مادر مشرک فرموده است: وَ صاحِبْهُما فِی اَلدُّنْیا مَعْرُوفاً در دنیا با روش پسندیده با آنان رفتار کن (لقمان، آیه ۱۵)

پدر و مادر فقط از این ناحیه که سبب پدیدار شدن فرزندان هستند، دارای حقّی بزرگ بر گردن فرزندان می باشند؛ چه برسد به حقوق دیگر. ادای این حقوق، از واجبات بزرگ و از عبادات اساسی است.

ب ) آدمی دارای دو نوع رفتار و شخصیت می تواند باشد: ۱رفتار طبیعی،۲رفتار اخلاقی.

در رفتار طبیعی، فرد آن گونه عمل می کند و عکس العمل نشان می دهد که خواسته و میل طبع او است؛ مثلاً به هر دلیل وقتی از کسی بدش آمد، دلش می خواهد او را کتک بزند و یا فحش بدهد و… .

ولی در رفتار اخلاقی، فرد کمال یافته، سعی بر آن دارد که خود را از بند تمایلات برهاند و رفتاری معقول و بر طبق ضوابط در پیش گیرد؛ مثلاً ممکن است در پاسخ کسی که به او فحش می دهد، بی اعتنایی و یا حتی در حق او دعا کند.

تفاوت این دو گونه رفتار، در طبیعی بودن و اخلاقی بودن آنها است.

روشن است که انسان های فهمیده ای که بر ارزش های اخلاقی پای می فشرند، رفتار اخلاقی را برمی گزینند؛ هر چند برخلاف تمایل باطنی و طبیعی آنان باشد.

شما به هر دلیل، دچار نوعی تنفر از پدر خود شده اید. این تنفر ممکن است ریشه های مختلفی داشته باشد که در جای خود باید به بررسی آن پرداخت؛ ولی وظیفه اخلاقی شما آن است که باید مواظبت کنید که در رفتارتان، به هیچ وجه تنفری منعکس نگردد؛ بلکه با کمال عطوفت، با پدر و مادر خود برخورد کنید؛ چرا که نگاه مهربانانه به پدر و مادر، خود از عبادات بزرگ است.

سعادت شما در گرو این رفتار اخلاقی است. البته این بدان معنا نیست که همه رفتارهای پدرتان موجه است؛ بلکه این وظیفه ای است که فرزندان در قبال والدین بر عهده دارند.

نکته دیگر آن که اگر پدرتان در برخی از موارد، نسبت به شما سخت گیری داشته اند، نمی توان آن را با سوء نیت تعبیر کرد؛ بلکه چه بسا این اقدامات از نظر تربیتی و اخلاقی، به نفع فرزند باشد؛ مثلاً اگر پدری هر چه فرزند بخواهد، در اختیار او قرار دهد، به فرزند خود خدمت نکرده است؛ بلکه موجب آن شده که روحیه سستی و عدم تحرک در او به وجود آید و در مقابله با مشکلات، خود را ببازد.

گذشته از آن که ممکن است پدر واقعاً در مضیقه مالی باشد و به جهت مصالح اقتصادی خانواده، نتواند آن گونه که توقع فرزندان است، عمل نماید.

از دیگر راه کارهای عملی در این زمینه عبارت است از:

۱- نسبت به کارها و عقاید پدرتان مخالفت عملی نداشته باشید و در ظاهر خود را موافق او نشان دهید و سپس با گذشت زمان و به آرامی نظرات و دیدگاههای خود را با او درمیان بگذارید.

۲- در کارهای خود با او مشورت کنید و همواره از نظرات او بهره مند گردید؛ چون به هر حال او دارای یک سری تجربیات و اندوخته های زیادی است که شما می توانید از بعضی از آنها استفاده کنید.

۳- به او احترام بگذارید و برای شکستن بت غرور و تنفّر در وجود خود، دستان پرعاطفه و مهربان او را با بوسه های خود نوازش دهید و همواره از او طلب دعا و ارشاد بکنید. در روایت است که دعای چندین شخص حتماً به هدف اجابت می رسد که از جمله آنها دعای پدر در حقّ فرزند خود است.

۴- با تغییر رفتار شما، قطعاً تغییرات زیادی در رفتار پدرتان ایجاد خواهد شد و اگر شما یک گام محبت آمیز به سوی او بردارید، او چندین گام پدرانه به شما نزدیک خواهد شد و… .

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.