دختری هستم ۱۹ ساله به ظاهر سرحال و خوش برخورد، ولی از آینده و مرگ می ترسم و وقتی به یاد گذشته می افتم، ناراحت می شوم، مرا راهنمایی کنید؟

0 9

قبل از بررسی مشکلتان باید به شما تبریک گفت که در بهترین دوران عمرتان توانسته اید در مسیر زندگی خود چرخشی آگاهانه و انتخاب گرانه داشته باشید و پرده های غفلت در گذشته را دریده و روبه سوی خدا نمایید. چه بسیارند کسانی که عمری را در غفلت و بی خبری به سر برده و آن گاه بیدار می شوند که همه فرصت های طلایی از کف رفته و جز خسران ابدی برای خود ذخیره ای نمی یابند. بنابراین قدر این نعمت بزرگ الهی را بدانید و به آستان کبریایی اش شکر و سپاس به جای آورید و هم از او ثبات قدم در راه دینش را طلب کنید و نگذارید که شیطان بار دیگر بر سر راهتان کمین کرده و شما را از این مسیر منحرف سازد. خداوند توبه کاران بویژه جوانان تائب را بسیار دوست دارد و آغوش رحمت بی انتهایش را به سوی آنان گشوده و پیاپی رحمتش را بر آنان فرو می بارد. او وعده داده است که همه گناهانشان را می آمرزد و اگر بر مسیر درست استقامت ورزند بهشت نیکو در انتظار آنان است. بنابراین وعده های الهی بشارت بزرگی برای امثال شماست؛ چنین رحمتی را غنیمت شمارید و از چشمه فیض ربوبی عطش درونی خود را سیراب سازید. اما مشکلات: ۱- ترس و وحشت از پیری و مرگ. در رابطه با این مسأله ابتدا باید علل و عوامل آن را شناخت تا بتوان با آنها مبارزه کرد. این عوامل عبارتند از : الف) فقدان درک صحیحی از ماهیت مرگ و فلسفه پیری و به عبارت دیگر نداشتن فلسفه جامع حیات، ب) حب دنیا، ج) گناه. زیرا انسان گناهکار مرگ را اولین منزل عقوبت و عذاب های خویش می بیند د) مصروف داشتن تلاش و فعالیت های خود برای آبادسازی زندگی دنیوی و فرو نهادن تلاش برای سرای جاوید آخرت. از امام مجتبی (ع) سوءال شد:چرااز مرگ هراسناکیم؟ فرمودند:«برای این که دنیای خویش را آباد و آخرت را ویران ساختید از این رو گذر از آبادانگاه به سوی ویرانکده برایتان مخوف و دهشت انگیز می نماید.» اکنون چه باید کرد و چگونه می توان با این عوامل مبارزه نمود و مرگ و پیری را مطبوع و دلپذیر دانست؟ در این رابطه راه های متعددی وجود دارد و شاید خود شما هم برخی از آنها را بدانید؛ ولی دانستن کافی نیست و اگر جدا خواستار فایق آمدن بر این مشکل هستید باید با عزمی قاطع و اراده ای استوار جهادی دراز آهنگ در دو بعد علم و عمل پیشه سازید و میزان موفقیت شما بستگی به میزان اهتمام در به کار بستن رهنمودهای زیر دارد: (۱و۲) درک و بینش خود را با مطالعات عمیق و ژرف پیرامون ماهیت گذران و مقدماتی دنیا و اهمیت سرای جاوید آخرت دگرگون سازید و در خود انقلابی فکری متناسب با فرهنگ قرآنی پدید آورید. البته این انقلاب تا زمانی که در ذهن محصور بماند و به ژرفای ضمیر راه نیابد و به یقین قلبی تبدیل نشود کافی نیست. بنابراین باید آنچه را که با علم حصولی کسب می کنید به شهود قلبی و علم حضوری مبدل سازید. از دیدگاه قرآن حیات واقعی سرای آخرت است (ان الدار الاخره لهی الحیوان) و کسی که قلبا چنین چیزی را باور داشته باشد اندکی از مرگ هراس نخواهد داشت. زیرا مرگ تولدی تازه است که انسان را به حیات و جایگاه اصلی اش رهنمون می شود. از این رو انسان موحد به جایی می رسدکه چون امیرالموءمنین(ع) می فرماید: «مرگ برای فرزند ابوطالب گواراتر است از سینه مادر برای طفل». به قول شاعر: {Sمرگ اگر مرد است گو نزد من آی # تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ S} {Sمن ازو جانی ستانم پربها# او ز من دلقی ستاند رنگ رنگ S} کسی که به چنین مرحله ای رسید خواه ناخواه حب دنیا را نیز از کف می دهد. زیرا می یابد که آن دوره ای مقدماتی است و فرصتی کوتاه برای آماده شدن جهت حیات جاودان و ساختن و پرداختن زندگی ابدی خویش. هم چنین پیری انسان موحد دوران خوبی است برای فراغت از فعالیت های پایان ناپذیر و اشتغالات غفلت زای دنیایی و رهایی از دام شهوات تند و آتشین و… که به انسان این فرصت را می بخشد که قدری در گذشته های خویش تجدید نظر کند و فارغ بال با خدای خویش رابطه برقرار سازد و کمبودهای از دست رفته را جبران نماید. (۳) برای تفوق بر این عامل باید به اطاعت از اوامر و نواهی الهی پرداخت. پس کسی که چنین کند او را از مرگ باکی نیست. زیرا برای او فرشته مرگ آورنده بشارت بهشت و نعیم است و نیز در روایت آمده است که: هرگاه از مرگ هراسناک شدید استغفار کنی. زیرا بر اثر آن خداوند گناهان شما را می آمرزد و در نتیجه ترس شما کاهش می یابد. (۴) برای تفوق بر عامل چهارم باید انسان قدری از زندگی خود را نیز مصروف آخرت سازد و ضمن تأمین نیازهای ضروری دنیوی خویش قدری نیز به آبادسازی آخرت پردازد. آنچه در این زمینه بسیار مفید می باشد عبارت است از: خدمت به دیگران بنیانگذاری سنتهای نیکو و خدمات معنوی مادی و اجتماعی صله رحم روزه و… . ۲- ناتوانی در جبران گذشته ها در این مورد توجه به چند نکته لازم است: (۱) در اسلام هیچ تکلیفی فوق توان انسان خواسته نشده است. (۲) احساس یأس و ناتوانی در شما چندان منطقی نیست. بلکه این یکی از دام های شیطان برای جلوگیری از رشد و سعادت شماست. به عبارت دیگر اکنون که شیطان می بیند شما از دام او رسته و برگذشته هایتان خط بطلان کشیده و راه خود به سوی خدا را یافته اید می کوشد از راه دیگری مانع تعالی و تکامل و خوشبختی شما شود. در این مرحله کار او این است که اولا مشکل گذشته را برشما بسیار بزرگ جلوه دهد و چنین وانماید که بر جبران آن ناتوانید و ثانیا شما را از لطف و رحمت الهی – که چون عاشقی در جست و جوی جوان توبه کننده ای چون شماست – نومید سازد و در نتیجه شما را در نیمه راه متوقف گرداند. در این مرحله چند چیز بر شما لازم است: یکی آن که مطمئن باشید به نیکوترین وجهی بر جبران گذشته قادرید و فقط کافی است برنامه ای منظم برای آن داشته باشید. دیگر آن که خداوند براساس توان تان از شماتکلیف می خواهد نه بیش از آن. افزون بر این اگر جدا خواستار جبران گذشته باشید خداوند خود به یاری شما می شتابد و شما را مدد می رساند و پاداش بسیار بزرگی نیز به شما خواهد داد. بنابراین: الف) در مورد نمازهایی که فوت شده در هر شبانه روز در کنار هفده رکعت نماز واجب هفده رکعت هم نماز قضا بخوانید تا تدریجا ذمه شما بری ء شود. حتی اگر همین نمازها را در وقت نافله به جا آورید علاوه بر قضا ثواب نافله هم برای شما نوشته می شود و این نیز لطف افزون تری از ناحیه خداست. ب) درباره روزه های فوت شده ابتدا طبق یک برنامه ریزی مناسب – به گونه ای که موجب ضرر جسمانی برای شما نشود – قضای آنها را به جا آورید. مثلا در هفته یکی یا دو روز روزه بگیرید و تعداد آنها را ثبت کنید که به اشتباه نیفتید. در مورد کفاره روزه ها اگر قادر به اطعام شصت فقیر به ازای هر روز نیستید فعلا فقط استغفار کنید و اگر در آینده امکانات مالی یافتید ولو تدریجا در طی سال های متمادی کفاره را بپردازید ولی اگر هیچ گاه بر آن توانمند نشدید همان استغفار کافی است و خداوند می آمرزد. ۳- احساس شرمندگی که در شما وجود دارد از حالات بسیار خوب و معنوی در برابر خداست. لیکن این حالت نباید به یأس و ناامیدی انجامد بلکه هرگاه این حالت پدید آمد بهتر است انسان به خضوع و کرنش بیشتر و استغفار در پیشگاه پروردگار بپردازد و به لطف و رحمت او دلگرم باشد. امیرموءمنان(ع) در مناجات منظومه با خدا چنین می فرمایند: الهی یمنینی رجایی سلامه وقبح خطیئاتی علی یشنع (خدایا! زشتی کردارم مرا سخت می آزارد و شماتت می کند اما امید به رحمتت مرا سلامت و آرامش می بخشد.) آری موءمن از یک سو باید نگران و بیمناک کرده های خویش باشد و از دیگر سو چشم امید به فضل و عنایت بیکران الهی داشته باشد.

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.