برای سیروسلوک و درمان بیماری های روحی چه پیشنهادی دارید وآیاوصول به خداو درک حضور او ممکن است؟ هم چنین راه رسیدن به توحیدعملی رابیان کنید.

0 5

بسیار خوشوقت شدیم از اینکه شما هم به درد خویش و هم به درمان آن واقف شده اید. از حضرت عیسی(ع) نقل شده که فرمود:« مریض کسی نیست که دچار بیماری شده بلکه مریض آن کسی است که بیمار می باشد ولی تصور می کند سالم است.» شما بحمد الله درد را یافته اید و سرفصل درمان را نیزپیداکرده اید. چیزی که هست همت کردن و قدم گذاشتن در آن راه است. بله اشکال اساسی همه ما در توحید است (توحید نظری و آن گاه توحید عملی). همان طور که شما اشاره نموده اید خداشناسی نظری را با اندک تأملی می توان دریافت این مرتبه آغازین است. حال چگونه می توان خدا را یافت و در عمل موحد بود؟ یادآوری این نکته به جاست که هدف هر اندازه بزرگ تر و باارزش تر باشد رسیدن به آن نیز دشوار تر و نیازمند تلاش فزون تر است. در همه هستی از خالق و مدیر هستی چیزی بالاتر و با ارزش تر نیست آیا منطقی و معقول است که دسترسی به آن آسان باشد؟ کشف وجود کهکشانی در فاصله میلیونها سال نوری کاری شدنی است. ولی رسیدن به آن کاری در حد محال … . رسیدن به خدا و درک حضور او و انس با او دشوار ولی شدنی است. اگر آسان بود همه به این مرتبه می رسیدند. پس چگونه باید رسید. آنچه که در بین عارفان به سیر و سلوک و عرفان عملی معروف است راه هایی است برای وصول به خداوند و سیر از خدادانی به خدا بینی و خدا باوری که آن منازل عبارتند از: -۱ یقظه ۲) توبه -۳ محاسبه -۴ انابه -۵ تفکر -۶ تذکر -۷ اعتصام -۸ فرار -۹ ریاضت و … هر کدام از این منازل وادی ها و احوال و نهایاتی دارد که شرح آن در این مختصر نمی گنجد (برای توضیح بیشتر به کتاب شرح منازل السائرین مراجعه فرمایید) ولی اساس کار در یک کلام نهفته است و آن عزم و جزم و پایبندی انسان به درک محرمات و انجام واجبات است. تا صحنه دل از زنگار علاقه به دنیا و جاذبه های آن و نیز گناهان پاک نشود نور حق در آن تجلی نمی کند. صفا دادن روح با ریاضت های مشروع. همانند: روزه نماز شب انفاق و … همه زمینه ساز مقصود شما هستند. امید آن داریم که خداوند توفیق عمل به همه عنایت فرماید. برای رسیدن به کنه توحید افعالی دو چیز لازم است: ۱ بلوغ عقلی و علمی. یعنی شخص باید جدا از نظر فلسفی و برهانی به ادارکی یقینی و خلل ناپذیر برسد آن هم نه فقط در غالب الفاظ و صور ظاهری برهان بلکه با درک عمیق و هضم واقعی آن. این مساله به زیباترین شکل در حکمت متعالیه صدرالمتالهین حل شده و به نیکوترین وجهی اندیشه تشنگان حقیقت را سیراب می سازد. در این بینش فلسفی هستی حقیقی و مستقل یکی بیش نیست و آن ذات واجب الوجود است و ممکنات همه و همه جز فعل باری و عین تعلق و فقر و فاقه و نیاز به او چیز دیگری نیستند. به قول هاتف: که یکی هست ونیست جز او وحده لا اله الا هو ۲ تقوا و صفای باطن و طهارت نفس: درک حقایق هستی و معارف عالیه الهی تنها از آن دل های مستعد و قلب های پاک وضمایر خالی از کدورت نفسانی و قذارت معاصی است. البته راه برکسانی که زمانی گناه نموده اند بسته نیست و با آب توبه می توان آلودگیهای باطن را شست و با تبعیت از فرمان های الهی و انس و ارتباط با خدا آینه نفس را جلا داد تا در آن حقایق ربانی و معارف صمدانی باز تابد. هر چند آنان که در تمام عمر پاک و طاهر زیسته اند لایق کمالات برتری در این جهت می باشند.

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.