با توجه به این که خداوند پاک و منزه از هر بدی و زشتی است خلقت بدی ها وزشتی ها را چگونه توجیه می کنید؟

0 11

مسئله شر از جمله مسائلی است که از زمان های بسیار دور ذهن اندیشمندان را به خود مشغول ساخته است. پیرامون این مسئله سؤالات متعددی مطرح گشته و در طول هزاران سال پاسخهای گوناگونی هم داده شده است. سؤال شما در واقع از شرور اخلاقی است (آن گونه که از ظاهر سؤال بدست می آید)یعنی شروری که از افعال اختیاری انسان سرچشمه می گیرد مثل انواع گناهان، ظلم ها و قتل و غارتها.

سؤال شما از رابطه خدای خیر محض و خالق جمیع اشیاء و افعال مخلوق بندگان که مملو از شرور و بدیها است، می باشد. به این سؤال پاسخهای متعددی داده شده است که ما به بعضی اشاره می کنیم و بحث مفصل آن را به منابع ارجاع می دهیم:

۱-شرور امور عدمی هستند: مثلاً قتل را در نظر بگیریم جنبه وجودی قتل همان قدرت و اراده و برّنده گی آلت قتّاله و امثال آن است که این امور شر نمی باشد آنچه موجب شر نامیدن این عمل می شود سلب حیات از مقتول است که امری عدمی است و شر محسوب می شود (البته در صورتی که این قتل به ناحق باشد) بنابراین پاسخ آنچه شر نامیده می شود در واقع جنبه عدمی شی است که منسوب به خداوند نیست.

۲-افعال انسان دارای دو جنبه می باشد یکی جنبه تکوینی و دیگر جنبه تشریعی. انتساب افعال به خداوند در واقع مربوط به جنبه تکوینی است و از حیث جنبه تکوینی یک فعل ذاتاً شر نیست بلکه عنوان شر با توجه به دستورات شارع و حکم عقل به خوبی و بدی (حسن و قبح) اعمال پیدا شده است و عمل آدمی از این جهت منسوب به خداوند پاک و منزه نیست به تعبیر دیگر خدا به انسان آزادی و اختیار داد که خیر است و انسان با آزادی عملی را انجام داد.

گاه این عمل به معیارهای شرع و عقل قبیح و زشت شمرده می شود ولی تنها ذات عمل منسوب به خداست چرا که خدا به انسان آزادی را داد و جنبه تشریعی عمل برای خداوند بار نمی شود. به تعبیری خداوند به انسان اختیار داد و تکالیفی را هم برای او معین کرد وقتی انسان راه خطا را پیمود مسئولیت متوجه خود انسان است و لذا مورد عقاب خدا واقع می شود.

۳- اگر سؤال شود چرا خدا به انسان چنین اختیاری را داد در جواب می گوییم مقصود خداوند پاک و منزه از خلق انسان و عالم مادی خلق موجودی مختار بود که به عمل اختیاری خود درست و غلط را برگزیند و الاّ اگر قصد داشت موجودی خلق کند که بدون اختیار راه حق را درنوردد این همان ملائکه بودند. پس لازمه خلق انسان مختار و فعل اختیاری چنین شروری است.

۴-از آنجا که خیر خلق چنین انسانی بیش از شر آن بود خداوند انسان و عالم ماده را خلق کرد چرا که اگر خلق نمی کرد خیر کثیری از بین می رود که این خود شر زیادی را باعث می شود. پس برای بدست آمدن خیر زیاد لازمه آن یعنی شر کم را باید پذیرفت. این بحث نیاز به توضیحات بیشتری دارد.

برای مطالعه تحقیقی رجوع کنید خدا و مسئله شر محمدحسن قدردان قراملکی مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم.

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.