منظور از عبارات (اکثرهم لا یعقلون) یا (لا یعلمون) در قرآن چیست؟ و چرااسلام دمکراسی را پذیرفته است؟

0 5

قبل از بررسی مقوله جایگاه اکثریت در منابع و متون اسلامی، گفتنی است که باید بین آیاتی که دلالت دارد بر این که اکثریت به خطا می روند و تبعیت از آرای آنان روا نیست، با بحث رابطه اسلام و دموکراسی فرق گذاشت؛ زیرا آیات یاد شده دارای موارد خاصی است که بر بحث جایگاه مردم در اسلام یا اسلام و دموکراسی منطبق نیست.

مورد این آیات، امور غیبی است که از عامه مردم مخفی می باشد (مثل صفات خداوند، مسائل قضا و قدر، خصوصیات قیامت و…)؛ نه مربوط به بحث دخالت اکثریت در تصمیم گیری و امور سیاسی و…، {V(ر.ک: تفسیر نمونه، ج ۵، ص ۱۰۲ و ۲۷ – ج ۷، ص ۱۵۷ – ج ۱۶، ص ۳۳ و…)V}.

در پاسخ سؤال شما، دو موضوع قابل بررسی است: {Tالف) جایگاه اکثریت در منابع و متون اسلامی:T} مطالعه دقیق منابع اندیشه سیاسی اسلام (آیات، روایات و سیره حضرت رسول(ص) و امام علی(ع)) ما را به این نکته رهنمون می سازد که بر خلاف دیدگاه قرار داد اجتماعی – که منشأ مشروعیت همه مسائل سیاسی و حتی ملاک و معیار ارزشی را در رأی اکثریت (نصف به علاوه یک) می داند – در اندیشه سیاسی اسلام، اکثریت از آن جهت که اکثریت است، اعتبار و ارزشی ندارد و مبنای هیچ گونه مشروعیّت و مقبولیّتی نمی باشد؛

بلکه اکثریت از آن جهت که نمودار ارزش های انسانی – اسلامی و منادی و مدافع حقایق راستین دینی و فضایل و کرامت های انسانی است، محترم و مقبول است. در قرآن کریم و دیگر منابع اسلامی به این دو نوع اکثریت اشاره شده است: اَلَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ  بندگان خدا کسانی هستند که سخنان را می شنوند و بهترینش را پیروی می کنند(سوره زمر، آیه ۱۸)

این آیه معیار «احسن» را برای گزینش مطرح می کند، نه کمیت افراد را. امام علی(ع) نیز می فرماید: {Hلا تستوحشوا فی طریق الهدی لقلّه اهله فانّ الناس قد اجتمعوا علی مائده شبعها قصیر وجوعها طویل H}{M؛ در طریق هدایت و رستگاری، از کمی نفرات وحشت نکنید؛ زیرا مردم در اطراف سفره ای اجتماع کرده اند که مدت سیری آن کوتاه و گرسنگی آن طولانی است M}، {V(نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه ۲۰۱، ص ۳۱۹)V}. در آیه ۱۱۶ سوره انعام آمده است: {A{/Bوَ إِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی اَلْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبِیلِ اَللَّهِ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلاَّ اَلظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ {w1-20w}{I6:116I}/}A}{M؛ اگر از بیش تر مردم روی زمین پیروی کنی، تو را از راه (درست)خدا گمراه می کنند؛ زیرا آن ها تنها از گمان پیروی می کنند و تخمین و حدس (واهی) می زنندM}.

در مقابل این اکثریتی که تابع هواهای نفسانی و مطرود اسلام می باشند، اسلام برای اکثریت هوشمند، مؤمن و آگاه به مسایل، ارزش بسیاری قابل است. اگر جامعه در چارچوب اسلام و اصول و ارزش های آن و با آگاهی و هوشیاری در مسایل سیاسی وارد شود و در راهیابی به حقایق و عدالت و یا تشخیص قانون درست از نادرست، اختلاف پیش آید، رأی چنین اکثریّتی بر رأی اقلیّت ترجیح دارد؛

یرا در این صورت، اکثریت به واقعیات نزدیک ترند و آرای چنین اکثریتی را عقل و شرع تأیید می کند. رأی چنین اکثریتی بر وفق فطرت پاک و سرشت اولیه انسان ها می باشد که در قرآن کریم به آن اشاره شده است: {A{/Bفَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اَللَّهِ اَلَّتِی فَطَرَ اَلنَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اَللَّهِ  {V(سوره روم، آیه ۳۰) V}. امام علی(ع) می فرماید: {Hو الزموا السواد الأعظم فان یدالله علی الجماعه و ایّاکم و الفرقه فان الشاذ للشیطان، کما ان الشاذّ من الغنم للذئب H}، {V(نهج البلاغه، خطبه ۱۲۷؛ شرح ابن ابی الحدید، ج ۸، ص ۱۱۲)V}.

با انبوه مردم هم گام باشید؛ زیرا دست عنایت الهی بر سر انبوه مردم است. زنهار از کناره گیری و پراکندگی! بپرهیزید که آن که کنار گرفت، طعمه شیطان خواهد بود؛ همان گونه که گوسفند جدا از گله، طعمه گرگ است» در جای دیگری می فرمایند: {Hالزموا ما عقد علیه حبل الجماعه و بنیت علیه ارکان الطاعهH}{M؛ بر آن چه بافت جماعت امت است، بپیوندید که پایه های طاعت حق بر آن نهاده شده است M}، {V(نهج البلاغه، خطبه ۱۵۱)V}. و تعابیری از این قبیل اشاره به همان اصل فطرت پاک انسان هاست.

نکته دیگری که در این جا لازم به ذکر می باشد جایگاه اکثریت در ارتباط با تشکیل حکومت اسلامی باشد: اما قبل از پرداختن به آن باید توجه شود در این جا مراد از مشروعیت، مشروعیت به مفهوم مقبولیت (agreement) و مورد رضایت مردم در حوزه جامعه شناسی سیاسی نمی باشد بلکه منظور مشروعیت به مفهوم حقانیت (truthability) در برابر غصب (usurpation) یعنی ناحق بودن حکومت در حوزه فلسفه، کلام، حقوق سیاسی می باشد.

بر اساس آیات و روایات متعدّد مشروعیت حاکم اسلامی (اعم از ائمه اطهار در زمان حضور و ولی فقیه در عصر غیبت) وابسته به رأی و رضایت مردم نمی باشد بلکه رأی و رضایت کمک و همدلی مردم باعث به وجود آمدن و تحقق حکومت اسلامی می شود حضرت امیر(ع) می فرماید: {Hلولا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر… لالقیت حبلها علی غاربهاH}{M؛ اگر حضور بیعت کنندگان نبود و با وجود یاوران حجّت بر من تمام نمی شد… رشته کار [حکومت ]را از دست می گذاشتم M}، {V(نهج البلاغه، خطبه سوم)V}. همچنین می فرماید: {Hلا رأی لمن لا یطاع H}{M؛ کسی که فرمانش پیروی نمی شود رأیی نداردM}، {V(نهج البلاغه، خطبه ۲۷)V}.

این سخنان همگی بیانگر نقش مردم در پیدایش و تثبیت و کارآمدی حکومت الهی، خواه حکومت رسول الله(ص) و امامان معصوم(ع) و خواه حکومت فقیه در زمان غیبت است. حکومت اسلامی بر اراده تشریعی الهی استوار است و رأی خدا در همه جا مطاع است و اعتبار رأی مردم تا وقتی است که با دین تنافی نداشته باشد.

بر اساس این مبانی مشروعیت دینی محور است. البته اگر چه مقبولیت مردمی با مشروعیت الهی، تلازمی ندارد اما حاکم دینی حق استفاده از زور برای تحمیل حاکمیت خویش را ندارد. اگر نفوذ کلمه حاکمیت ولی فقیه از دست برود مشروعیتش از دست نمی رود، بلکه تحقق حاکمیت با مشکل مواجه می گردد.

که به حمد الله این فرض در زمان ما واقع نشده است. {Tب ) رابطه اسلام و دموکراسی:T} با توجه به مفهوم جایگاه اکثریت و نقش مردم در منابع و متون اسلامی، روشن می شود که در اسلام، به هیچ وجه دموکراسی به شکل غربی آن پذیرفته نیست. در اسلام، نه دموکراسی مطلق هست و نه به طور کلی به نظر مردم بی اعتنایی می شود. در قوانین ضروری و مسلم اسلام، مردم حق دخالت ندارند.

درباره مسائل شرعی نیز حق نظر تنها با فقیه جامع شرایط است و مردم نمی توانند اظهار نظر کنند. ولی در امور اجتماعی و مسائل سرنوشت ساز نظر مردم محترم است. از همین روی قرآن مجید به رهبر عظیم الشأن اسلام(ص) می فرماید: {وَ شاوِرْهُمْ فِی اَلْأَمْرِ؛ با مردم به مشورت بپرداز یا وَ أَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ امور جامعه اسلامی باید به شوری گذاشته شود به عنوان شاهد درباره رئیس جمهور، یا وزیر دستور خاصی وجود ندارد که چه کسی انتخاب شود.

البته معیارهایی گفته شده؛ اما تشخیص و گزینش این افراد، به عهده مردم گذاشته شده است. با این بیان، دیدگاه مردم در مسائل اقتصادی، سیاسی، نظامی، امنیتی و اجتماعی مورد احترام می باشد و آیین مقدس اسلام نیز همواره بر آن تأکید کرده است؛ به ویژه این که در سیره نبی اکرم(ص) نمونه های بارزی از توجه به آرای اکثریت مشاهده می شود.

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.