در سوره الرحمن چرا آیه فبای آلاء ربکما تکذبان این همه تکرار شده است؟

0 687

در سوره الرحمن چرا آیه فبای آلاء ربکما تکذبان این همه تکرار شده است؟
در سوره الرحمن خداوند نعمت های گوناگون خود را اعم از مادی و معنوی یکایک گوشزد بندگان نموده و بعد جن و انس را مخاطب قرار داده و می گوید کدام یک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید این استفهام استفهام تقریری است که در مقام اقرار گرفتن می آورند لذا در روایتی آمده است بعد از این جمله بگوئیم پروردگارا ما هیچ یک از نعمت های تو را تکذیب نمی کنیم {لا بشی ء من الائک رب اکذب }

کمی دقت در نعمت هائی که خداوند در این سوره گوشزد می کند با جزئیات و ریزه کاریها و اسراری که در هر یک از این نعمت نهفته است کافی است که حس شکرگزاری را در انسان برانگیزد و او را به دنبال عرفان و شناخت مبدأ این نعمت ها بفرستد به همین دلیل خداوند از بندگانش بعد از ذکر این نعمت ها نسبت به یک یک آنها اقرار می گیرد این تکرار نه تنها منافاتی با فصاحت و بلاغت ندارد بلکه خود یکی از فنون فصاحت است. این درست به آن می ماند که پدری فرزند فراموش کارش را مخاطب ساخته می گوید

آیا فراموش کردی کودکی خرد و ناتوان بودی چه خون جگرها برای پرورش تو خوردم. آیا فراموش کردی هنگامی که به مرحله جوانی رسیدی و نیاز به همسر داشتی پاکترین همسر را برایت انتخاب کردم. آیا فراموش کردی نیاز به خانه و وسائل زندگی داشتی برایت فراهم کردم. پس این سرکشی و بی مهری از چیست. خداوند منان نیز نعمت های گوناگونش را به این بشر فراموش کار یادآور می شود و به دنبال هر بخش از این نعمت ها از او سؤال می کند «کدامیک از اینها را تو انکار می کنی؟!» پس این نافرمانی و طغیان از چیست در حالی که اطاعت من نیز رمز تکامل و پیشرفت خود شما است و از آن چیزی عاید پروردگارتان نمی شود. {V(تفسیر نمونه، ج ۲۳، ص ۱۱۳ – ۱۱۵)V}

 

فبای آلا ربکما تکذبان در تفسیر المیزان

در سوره الرحمن ” فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ” کلمه” آلاء” جمع الی (بر وزن شنی) است، که به معنای نعمت است، و خطاب در آیه متوجه عموم جن و انس است، به دلیل اینکه در آیات بعد که می‌فرماید: ” سَنَفْرُغُ لَکُمْ أَیُّهَ الثَّقَلانِ” وا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ…”

، و” یُرْسَلُ عَلَیْکُما شُواظٌ…”، صریحا خطاب را متوجه جن و انس کرده.

پس نباید به گفته بعضی «++» از مفسرین گوش داد که گفته‌اند: خطاب در آیه متوجه مرد و زن از بنی آدم است. و یا بعضی «++» دیگر گفته‌اند: خطاب در” ربکما” در حقیقت دو خطاب به یک طایفه است، و دو بار انسان را خطاب کرده فرموده” ربک ربک” یعنی ای انسان به کدام یک از نعمت‌های پروردگارت پروردگارت تکذیب می‌کنی. مثل اینکه به دو پلیس دستور دهند: ” اضربا عنقه- بزنید گردنش را” که در حقیقت به منزله آن است که گفته باشی: ” اضرب عنقه اضرب عنقه”.

و به خاطر همین که خطاب را متوجه کل جن و انس نموده توانسته در خلال بر شمردن نعمت‌ها و آلای رحمان از شداید روز قیامت و عقوبتهای مجرمین و اهل آتش خبر دهد، و آنها را هم جزو نعمتها بر شمارد، آری همین شداید و عقوبتها وقتی با کل انس و جن مقایسه شود نعمت می‌شود، چون در نظام هستی (بین دوغ و دوشاب فرق نهادن و) بدکاران و اهل شقاوت را به سرنوشتی که مقتضای عمل ایشان و اثر کردار خود آنان باشد سوق دادن، از لوازم صلاح و نظام عام جاری در کل و حاکم بر جمیع است، و خود نعمتی نسبت به کل عالم جن و انس است، هر چند که نسبت به طایفه‌ای خاص یعنی مجرمین نقمت و عذاب باشد.

و این نظیر همان سنت‌ها و قوانینی است که می‌بینیم در جوامع بشری جریان دارد، و همه جوامع در این معنا اذعان دارند که سخت‌گیری در باره اهل بغی و فساد شرط قوام زندگی جامعه و بقای آن است، و فایده این کار تنها عاید اهل صلاح نمی‌شود و همچنین عکس قضیه، یعنی فایده مدح و پاداش اهل صلاح تنها عاید اهل صلاح نمی‌شود، بلکه مایه قوام زندگی کل جامعه و بقای آن است.

پس آنچه از عذاب و عقاب که در آتش برای اهل آتش است، و آنچه از کرامت و ثواب که در بهشت برای اهلش آماده شده، هر دو نوع آلاء و نعمتهای خدا است برای کل جن و انس همانطور که خورشید و قمر و آسمان بلند و زمین پست و نجم و شجر و غیر اینها آلاء و نعمتهایی است برای اهل دنیا.

و از این آیه بر می‌آید که جن هم مانند انس فی الجمله از نعمتهای مذکور بهره‌مند می‌شود، چون اگر چنین نبود نمی‌بایست جن را هم در ملامتهایی که کرده شریک انسانها نموده، هر دو را ملامت کند، و از اول سوره تا به آخر یکسره بفرماید: ” فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ”.

” خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ کَالْفَخَّارِ” کلمه” صلصال” به معنای گل خشکیده‌ای است که وقتی زیر پا می‌ماند صدا می‌کند، و کلمه” فخار” به معنای سفال است.

و مراد از” انسان” در اینجا نوع آدمی است، و منظور از” خلقت انسان از صلصالی چون سفال” این است که: خلقت بشر بالأخره منتهی به چنین چیزی می‌شود.

بعضی «روح المعانی، ج ۲۷، ص ۱۰۵.» هم گفته‌اند: مراد از انسان شخص آدم (ع) است

 

(++)روح المعانی، ج ۲۷، ص ۱۰۴

ترجمه انگلیسی المیزان

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.