روحیه خودبینی و انانیت و نظر اسلام درباره آن چیست؟

0 21

قبل از پاسخ به سؤال حضرت عالی، ذکر مقدمه ای لازم است، و آن این که تمامی حیوانات به حکم غریزه خصلت های حیوانی را بدون اکتساب دارا هستند، ولی انسان باید انسانیت را کسب کند، چون انسان بودن به ظاهر و جنبه بیولوژیکی نیست؛ یعنی موجودی که به نام انسان و آدم است، غیر از این ظاهر است.

تن آدمی شریف است به جان آدمیت  نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

بنابراین حال که ارزش های انسانی اکتسابی است، اولاً باید ارزش ها را شناخت و ثانیاً آنها را کسب کرد. هر انسان در ابتدا خصلتِ خودمحوری دارد و همه چیز را برای خودش می خواهد. خودمحوری و خودبینی چند قِسم می شود:

۱- تمام تلاش و کوشش انسان برای خود و شکم و زندگی و فرزندان باشد. این خصلت خیلی شبیه حیوانات است.

۲- انسان همه چیز را برای خودش بخواهد و قانع نباشد و بیش از اندازه و نیاز جمع آوری کند، با این که می بیند دیگران ندارند و گرسنه اند، ولی اعتنایی به آنها نداشته باشد. این خصلت را آز و حرص می گویند، که سرانجام آن بخل است. این صفت پست تر از صفت حیوانی است.

۳- انسان نمی خواهد دیگران چیزی داشته باشند و دائم نقشه می کشد دیگران را بیچاره و تهی دست کند ولو این که به خودش هم ضرر برسد. این حسد است که چنین شخصی از درون خود را نابود می کند و انسانیت را همانند خوره از بین می برد. با ذکر این مقدمه «انا نیت» همان خودبینی و خود محوری و خودخواهی است که اگر افراط شود، تکبر و حرص و حسد می شود واگر تفریط شود، ذلت و خواری و پوچ گرایی می شود و اگر اعتدال رعایت شود، تواضع می باشد که مطلوب است.

مرحله اولی که ذکر شد، تا اندازه ای خوب است، زیرا انسان باید به فکر خود و زندگی و زن و بچه باشد. این از دستورهای اسلامی است. {الکاد لعیاله کالمجاهد فی سبیله }؛{ تلاش برای زن و فرزند همانند جهاد در راه خدا است }». اما اگر از این حالت خارج شود و به صورت حرص و آز و یا بدتر از آن حسادت درآید، انا نیت مذموم و مورد نکوهش است. پس انسان دارای دو نفس است که یکی از آنها را باید از بین ببرد و با آن مبارزه کند که پیروی نمودن از هواهای شیطانی و نفسانی است. این صفت انسان را از حالت اعتدال خارج می کند؛ مانند مرحله دوم و سوم که در بالا ذکر شد

به تعبیر قرآن با نفس «اماره بالسوء» باید مبارزه کرد؛ یعنی با نفسی که انسان را به بدی ها امر می کند. جهاد اکبر همین است. اما نفسی که موجب کرامت و عزت انسان است و او را از بدی ها وا می دارد و یا به خوبی ها امر می کند، مثل نفس لوامه و یا نفس مطمئنه؛ بسیار خوب است و باید آن را بزرگ شمرد. قرآن می فرماید: {وَ لِلَّهِ اَلْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ {عزت و بزرگواری مخصوص خدا و پیامبر و مؤمنان است}». به خاطر عزت نفس است که امام حسین(ع) می فرماید: موت فی عزّ خیر من حیاه فی ذلّ }

{مردن با عزت بهتر از زندگی با ذلت است. اسلام به ما اجازه نداده است برای مبارزه با نفس و انا نیت از حد اعتدال خارج شویم، به طوری که مانند مرتاض های هندی به خود فشار آوریم و به اندک خوراک و خواب اکتفا نماییم و از لذت های دنیا کناره گیریم و یا مانند «ملامتیه» که برای مبارزه با نفس، خودشان را پَست می پندارند و یا در انظار کارهای پَستی انجام می دهند، تا مردم خیال کنند اینها انسان های بدی هستند و یا مانند ضعف گراها که آن قدر قدرت خود را تضعیف می کنند که گویا کمال انسان را در ضعف می دانند. همچون شاعر که گفته است: {Sنه آن مورم که در پایم بمالند# نه زنبورم که از نیشم بنالند}

چگونه شکر این نعمت گزارم که زور مردم آزاری ندارم

اسلام می فرماید اعتدال را رعایت کنید (خیر الامور اوسطها) و در مقابل دشمنان، عزت خود را حفظ کنید و در میان دوستان تواضع داشته باشید. حق این است که انسان نه مورچه باشد، که زیر پایش بمالند، و نه زنبور باشد که دیگران از نیشش بنالند. لذا خوب بود سعدی چنین می گفت: {Sمن آن مورم که در پایم بمالند# نه زنبورم که از نیشم بنالند}

چگونه شکر این نعمت گزارم # که دارم زور و آزاری ندارم

برای رسیدن به ارزش های انسانی خصلت های بد را باید از درون خود بیرون کرد، تا هم فرد و هم اجتماع از خطرات آن محفوظ بماند. اگر عرفاً از مذمت نفس و ترک نفس و انانیت سخن می گویند، مرادشان این است که انسان در مقابل خالق خود و در عرض اراده خدا، اراده ای نداشته باشد و خواسته هایش غیر از خواسته خدا نباشد. وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَی اَلنَّفْسَ عَنِ اَلْهَوی فَإِنَّ اَلْجَنَّهَ هِیَ اَلْمَأْوی {آن که از پروردگار خود بترسد و نفس را از هوا دور کند، بهشت جایگاه اوست M}». با مفاسد اخلاقی باید مبارزه کرد، زیرا خواست نفس اماره است که انسان را از ارزش ها ساقط کند. باید در تحصیل ارزش های اخلاقی و انسانی کوشید، تا انسان به سوی ملائکه، بلکه بالاتر از ملائکه برسد.

دلا غافل ز سبحانی، چه حاصل؟!اسیر نفس و شیطانی، چه حاصل؟ود قدر تو افزون از ملائک تو قدر خود نمی دانی، چه حاصل؟

از دیدگاه تربیت اسلامی ذلیل بار آوردن افراد کاری ناپسند است. عزت و سربلندی از آن خدا و رسولش و مؤمنان است. اگر مؤمن تواضع دارد، در برابر مؤمن و جامعه خود است، و این بهترین صفت است، ولی همین مؤمنِ متواضع، أَشِدَّاءُ عَلَی اَلْکُفَّارِ و عزت خود را به هیچ چیز نمی فروشد.

مؤمن هرگز به خاطر دنیا و متاع آن خود را در برابر کسی ذلیل نمی کند، بلکه او فقط در برابر خداوند خود را کوچک می داند وانگهی با تکیه بر او بسیار مطمئن و محکم گام برمی دارد. اسلام تربیتی آزاد منشانه و اخلاقی متعادل ارائه می کند؛ نه مانند برخی اقوام که در برابر همه کس تواضع می کنند و نه مانند برخی غربی ها – که شما مثال زده اید – مغرورند. اسلام راهی متعادل را توصیه می کند که هم زندگی در پرتو آن شیرین باشد و هم عزت محفوظ باشد.

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.