در مورد آیه تطهیر داریم انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس … و شیعه معتقد است که اراده در این آیه اراده تکوینی است و در سوره یس می خوانیم اذا اراد الله بشیء ان یقول له کن فیکون و مراد از اراده در سوره یس اراده تکوینی است آیا در مورد عصمت اهل بیت در آیه تطهیر جبر پیش نمی آید کن فیکون؟

0 219

در پاسخ به سؤال خوبتان عرض می شود اراده تکوینی که به معنای خلقت و آفرینش است در اینجا به معنی مقتضی است نه علت تامه، تا موجب جبر و سلب اختیار گردد.

توضیح اینکه: مقام عصمت به معنی یک حالت تقوی الهی است که به امداد پروردگار در پیامبران و امامان ایجاد می شود اما با وجود این حالت، چنان نیست که آنان نتوانند گناه کنند، بلکه قدرت این کار را دارند، و با اختیار خود از گناه چشم می پوشند. (۱)

همچنین منظور از معصوم بودن پیامبران یا بعضی دیگر از انسانها تنها عدم ارتکاب گناه نیست، زیرا ممکن است یک فرد عادی هم مرتکب گناهی نشود مخصوصاً اگر عمرش کوتاه باشد.

بلکه منظور این است که شخص، دارای ملکه نفسانی نیرومندی باشد که در سخت ترین شرایط هم او را از ارتکاب گناه باز دارد، ملکه ای که از آگاهی کامل و دائم به زشتی گناه و اراده قوی بر مهار کردن تمایلات نفسانی حاصل می گردد.

و چون چنین ملکه ای با عنایت خاص الهی، تحقق می یابد، فاعلیت آن، به خدای متعال نسبت داده می شود و گرنه چنان نیست که خدای متعال انسان معصوم را جبراً از گناه باز دارد و اختیار را از او سلب کند. (۲)

درست همانند یک طبیب بسیار آگاه که هرگز یک ماده بسیار سمی را که خطرات جدی آن را می داند هرگز نمی خورد با اینکه قدرت بر این کار دارد، اما آگاهیها و مبادی فکری و روحی او سبب میشود که با میل و اراده خود از این کار چشم بپوشد.

این نکته نیز لازم به یادآوری است که این تقوای الهی موهبت ویژه ای است که به پیغمبران داده شده نه دیگران، ولی باید توجه داشت که خداوند این امتیاز را به خاطر مسئولیت سنگین رهبری به آنها داده بنابراین امتیازی است که بهره آن عاید همگان می شود و این عین عدالت است، درست مانند امتیاز خاصی که خداوند به پرده های ظریف و بسیار حساس چشم داده که تمام بدن از آن بهره میگیرند.

از آن گذشته به همان نسبت که پیامبران امتیاز دارند و مشمول مواهب الهی هستند مسؤلیتشان نیز سنگین است و یک ترک اولای آنها معادل یک گناه بزرگ افراد عادی است، و این مشخص کننده خط عدالت است.

نتیجه اینکه: این اراده یک اراده تکوینی است در سر حد یک مقتضی نه علت تامه و در عین حال موجب جبر است و نه سلب مزیت و افتخار.

منابع و مآخذ:

۱ـ تفسیر نمونه، زیر نظر استاد محقق ناصر مکارم شیرازی، ج۱۷، ص۳۰۴

۲ـ آموزش عقاید، (۱ـ۲) مصباح یزدی، ص۲۳۷ـ۲۳۸

۳ـ تفسیر نمونه، زیر نظر استاد محقق ناصر مکارم شیرازی، ج۱۷، ص۳۰۴ـ۳۰۵

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.