خاطرات سرکوب شده یا تخیلات ساختگی؟

تفاوت خاطرات سرکوب شده با خاطرات کاذب

0 24

آیا خاطرات سرکوب شده اعتبار دارند؟

در سرزمینی که علم آن را دگرگون ساخته هم،باورهای شبه علمی وجود دارد.آنچه بر سر نادین کول،کمک پرستار ۴۴ ساله در اپلتون ویسکانسین آمد حاصل مجموعه ای از باورهای وحشیانه،جنون آمیز و خطرناک بود.
نادین در اواخر سال۱۹۸۶ برای آنکه بتواند رویداد فاجعه آمیزی را که برای دخترش رخ داده بود حل و فصل کند خواستار درمان شد.
روانپزشک برای درمان از هیپنوتیسم و دیگر روش ها استفاده میکرد تاخاطرات سوءاستفاده ی دفن شده در ذهن او را بیرون بکشد

در طی این فرایند بیمار مجاب شد که خاطراتی گوناگون از گذشته ی خود را سرکوب کرده است:
خاطراتی درباره ی عضویت در فرقه یی شیطان پرست،خوردن نوزاد ها،موردتجاوز واقع شدن،رابطه داشتن با حیوانات و تماشای اجباری قتل وحشتناک دوست هشت ساله اش.
او به این باور رسید که دارای بیش از ۱۲۰ شخصیت گوناگون است شامل:کودک،بزرگسال،فرشته و حتی اردک و همه این ها به این خاطر بود که به او گفته بودند در کودکی تجربه های جنسی و سوءرفتار شدید با او داشته اند.

روانپزشک علاوه بر هیپنوتیسم و دیگر فنون تلفیقی،برنامه های جن گیری نیز در مورد او اجرا کرد که یکی از آن ها پنج ساعت طول کشید شامل پاشیدن آب مقدس بر روی او و فریاد کشیدن بر سر شیطان به منظور اینکه از جسم نادین بیرون برود.
وقتی نادین متوجه شد که این خاطرات کاذب در ذهن او کاشته شده بود،درمانگر خود را به اتهام سوء درمان تحت تعقیب قرار داد و ادعای ۲/۴ میلیون دلار خسارت کرد.این پرونده در ۱۹۹۷ در اواسط رسیدگی های قانونی بود.

چگونه میتوان پی برد که خاطرات مربوط به سوءرفتار واقعی نیستند و به یاد آوردن آن هم غیرواقعی است؟

یکی از سرنخ ها این است که این قبیل زنان گاهی از خاطراتی سخن میگویند که از نظر روانشناختی یا زیست شناختی محال است مثل خاطرات مفصلی درباره سوء رفتار در سن ۳ ماهگیِ آنان،یا خاطراتی درباره سقط جنین اجباری به وسیله رخت آویز؛درحالیکه شواهد پزشکی حاکی از دخترانگی آنهاست.

چگونه ممکن است در مردم خاطرات کاذبی با چنین تفضیل و قاطعیت شکل پیدا کند؟

در اوایل دهه۱۹۷۰ وقتی بررسی درباره((اثراطلاعات غلط))آغاز شد.نشان داده شد که وقتی مردم شاهد رویدادی باشند و سپس در معرض اطلاعات تازه و گمراه کننده یی درباره ی آن رویداد قرار بگیرند،غالبا یادآوری های بعدیِ آن ها دستخوش تحریف میشود.اطلاعات غلط به علت اینکه تاثیر آن ها را وارسی نمیکنیم همانند اسب تروآ(اسب چوبی بزرگی که یونانی ها سربازان خود را در شکم آن مخفی کردند و بوسیله ی آن وارد شهر تروآ شدند و آن را تسخیر کردند)به ما هجوم می آورد.

تحقیقات بعدی نشان داد که اطلاعات تلقینی نه تنها میتواند جزییات تجربه های تازه را تغییر دهد بلکه میتواند باورها و خاطرات کاملا غلطی را در ذهن افراد ایجاد کند(لافتوس و پیکرل۱۹۹۵؛هایمن و همکاران۱۹۹۵؛پورتر۱۹۹۸)


دربعضی از این تحقیقات در ذهن نیمی از افرادی که تحت مصاحبه های تلقینی قرار گرفتند،خاطرات کاذب کامل یا ناقصی از دوران کودکی به وجود آمد.
بویژه تدابیر هیپنوتیسمی روش بسیار موفقی برای ارائه مطالب تلقینی و پذیراندن آن مطالب بوده است.

واداشتن مردم به تجسم اینکه چیزی در کودکی آن ها رخ داده است،میتواند باور به رویداد واقعیِ چیزی مشابه با تجربه تجسمی را در زندگی خودشان افزایش دهد(گری،منینگ،لافتوس،شرمن۱۹۹۶)
انسان وسوسه میشود که اینگونه بررسی ها را به این علت که با دنیای درمانگری شباهتی ندارند نادیده بگذارد.اما در برخی بررسی های تازه تلاش زیادی به کار رفته تا فضای درمانی عینا بازسازی شود
در این پژوهش آزمودنی ها تجربه های دوران اولیه کودکی خود را در دو نوبت جداگانه گزارش میدادند در فاصله ی بین این دو گزارش،برای برخی از آزمودنی ها یک روانشناس بالینی دست به تعبیر رویا می زد‌.

صرفنظر از محتوای رویای هر آزمودنی،روانشناس همواره رویای آن ها را به صورتی تلقینی چنین تعبیر می کرد که آن ها قبل از سن ۳ سالگی تجربه ی خاصی داشته اند(مثلا در یک مکان عمومی به مدت طولانی گم شده بوده اند یا زندگیشان دستخوش خطری جدی بوده است)
هفته ها بعد وقتی از این آزمودنی ها درباره کودکی آن ها سوال شد بیشتر آن ها اطمینان داشتند که در کودکی گم شده اند یا باخطر مواجه شده اند‌.اطمینان آنها گاهی بسیار زیاد بود،حتی با اینکه در نوبت اول داشتن چنین تجربه ای را انکار کرده بودندو در حالی که به طور کلی تقریبا امکان نداشت که حتی اگر در آن سنین اولیه زندگی آن تجربه هارا داشتند اوصولا بتوانند چنان خاطرات ملموس و مفصل و مقطعی را در ذهن نگهداشته باشند.

البته اگر میتوانیم خاطرات کاذبی از دوران کودکی در ذهن افراد ایجاد کنیم،یه هیچ عنوان به این معنا نیست که سراسر خاطرات ایجاد شده پس از تلقین یا تخیل یا تعبیر رویا الزاما بی اساس اند.
علاوه بر آن، این مطلب به هیچ وجه تجربه های هزاران آدمی را که در واقع با آن ها سوءرفتار شده و بعدها آن تجربه ها را به یاد می آورند،بی اعتبار نمیکند.اما باید به خاطر داشت که بدون به اثبات رسیدن،حتی با تجربه ترین ارزیابان هم نمیتوانند خاطرات واقعی را از خاطرات تلقین شده تمییز دهند.

صرف نظر از مجادله برسرخاطرات سرکوب شده که جامعه را دربر گرفته،تحقیقات نوین شیوه های عمده ی انعطاف پذیری خاطرات را آشکار ساخته و درباره ی پرده ی نازکی که گاهی خاطرات را از تخیلات جدا میکند،چیزهای زیادی را روشن کرده است.

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.