تفکرات حال خراب کن!

چه تفکراتی باعث میشود حالتان خراب شود؟!

0 108

چه تفکرات اشتباهی باعث می‌شود حال ما خراب شود؟

ذهن‌خوانی mind reading

فکر می‌کنید، بدون شواهد کافی می‌دانید که دیگران به چه چیزی فکر می‌کنند.
مثل: «جواب سلامم را نداد، پس حتماً از دست من ناراحت است».

پیش‌گویی furtune telling

پیش‌بینی می‌کنید که حوادث آینده، بد از آب در می‌آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می‌کند.
مثل: «در امتحان شکست می‌خورم» یا «کاری گیر من نخواهد آمد».

فاجعه‌سازی catastrophizing

معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است.
مثل: «افتضاح می‌شود اگر در دانشگاه قبول نشوم».

برچسب_زدن labling

به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت می‌دهید.
مثل: «من آدم بدبختی هستم» یا من آدم بی‌ارزشی هستم».

نادیده_گرفتن_جنبه‌های_مثبت discounting positives

مدعی هستید که کارهای مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند.
مثل: «این کار از عهده همه بر می‌آید» یا «قبول شدن در کنکور که کار مهمی نیست»

فیلتر منفی negative filter

تقریباً همیشه جنبه‌های منفی را می‌بینید و به جنبه‌های مثبت توجه نمی‌کنید.
مثل: «هیچ کس مرا دوست ندارد».

تعمیم افراطی overgeneralizing

بر پایه یک حادثه، الگوهای کلی منفی را استنباط می‌کنید.
مثل: «این اتفاق همیشه برای من رخ می‌دهد» یا «در همه کارها شکست می‌خورم».

تفکر دوقطبی dichotomus thinking

به وقایع پیرامون و انسان‌های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می‌کنید.
مثل: «همه مرا طرد می کنند» یا «همه وقتم تلف شد».

باید اندیشی should

به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید، بیشتر آن‌ها را بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می‌کنید.
مثل: «باید کارم را خوب انجام بدهم» یا «باید در کنکور قبول شوم».

شخصی‌سازی personalizing

علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می‌دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می‌گیرید.
مثل: «ازدواجم به هم خورد، چون من مقصر بودم».

سرزنش‌گری blaming

دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می‌دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می‌کنید.
مثل: «دیگران باعث عصبانیت من می‌شوند» یا «والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند».

مقایسه‌های ناعادلانه unfair comparisons

حوادث را طبق معیارهای ناعادلانه تفسیر می‌کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می‌کنید که از شما برترند و به این نتیجه می‌رسید که آدم حقیری هستید.
مثل: «او خیلی موفق‌تر از من است» یا «شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد»

تاسف‌گرایی regret orientation(کشکول ای کاش)

به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می‌آید، بیشتر به این مسئله می‌اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می‌کردید.
مثل: «اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می‌کردم» یا «ای کاش این حرف را نمی‌زدم».

چی می‌شد اگر what if

دائم از خودتان سؤال می‌کنید چی می‌شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی‌شوید .
مثل: «حرف شما درست است، اما چی می‌شود اگر مضطرب شوم؟» یا «چی می‌شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟»

استدلال هیجانی emotional reasoning

از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می‌کنید. مثل : «چون دلم شور می‌زند، پس اتفاق ناگواری می‌افتد»

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.