لطفا خودت را دوست داشته باش!

0 43

چگونه خود را دوست داشته باشیم

وقتی بخشش صورت گیرد و به بدی ها اجازه دور شدن از بدن داده شود، علاوه براینکه بار سنگینی از دوش
ما برداشته میشود درهای دوستی و محبت به خود نیز گشوده خواهند شد.
می خواهم برای آنهائیکه در مبحث عشق به خود فعالیت داشته اند، همچنین برای آن گروهی که تازه کارهستند راه هایی را برای فراگیری بهتر این موضوع مطرح کنم.

بسیاری از نداشتن اعتماد به نفس کافی رنج می برند به همین دلیل
برای بسیاری از ما سخت می نماید که خود را دوست داشته باشیم زیرا در درونمان به آفاتی مبتال شده ایم که مانع می شوند تا آنگونه که هستیم خود را ببینیم و دوست داشته باشیم. معموالا ما عشق به خود را با قید و شرط خاصی در نظر میگیریم و سپس در ارتباطات اجتماعی نیز دوست داشتن دیگران را مشروط می کنیم.
همه می دانیم که پیش از اینکه خودمان را دوست داشته باشیم و در درونمان عشق جوشش کند نمی توانیم دیگران را دوست بداریم

روش هایی مطمئن برای دوست داشتن خود

۱_مهمترین نکته دست برداشتن از انتقاد جوئی از خود و دیگران است

اگر بدون توجه به اینکه چه روی داده به خود بگوئیم همه چیز مرتب است به سادگی خواهیم توانست در زندگی تحول ایجاد نمائیم اما همه ما در حال تغییر هستیم هر روز برایمان روز جدیدی است و کارها را به شکلی تقریبا متفاوت با روز قبل انجام می دهیم یادمان باشد توانایی ما در کنار آمدن و همسو شدن بافرآیند زندگی است.

آنهائی که در خانواده های ناآرام و نامتعادل رشد یافته اند معمولا تعریف خاصی فراتر از مسئولیت پذیری دارند که سبب قضاوت های نادرست و نامعقول درباره ی خودشان می گردد. آنها در میان ترس و نگرانی ازآینده و فشار های روحی و جسمی بسیار رشد یافته اند. برداشت آنها از این نوع تربیت آن است که باید مشکلی در من وجود داشته باشد. شما نیز لحظه ای درباره ی کلماتی که خود را با آنها مؤاخذه می کنید فکر کنید. ازجمله صفاتی که بعضی مردم خود را با آن توصیف می کنند می توان نادان، دختر بد، پسر بد، بی فایده، بی توجه، احمق، زشت، بی ارزش، کثیف و … نام برد. آیا اینها کلماتی هستند که شما برای توصیف خود ازآنها استفاده می کنید؟

همواره باید به ارزش و مالک انسانی خود احترام بگذاریم، چرا که اگر تصور کنیم به اندازه کافی خوب نیستیم راه را برای نابودی و بیچارگی خویش گشوده ایم و بیماری و درد را به بدنمان راه داده ایم. با این کارسودهایی را که باید بدست می آوردیم به تاخیر انداخته و در عوض با غذا خوردن بیش از اندازه، مصرف مواد مخدر، الکل و خیلی چیزهای دیگر از بدنمان سوءاستفاده می کنیم.
همه ی ما به دلیل نوع خلقت خود، یعنی انسان بودن، هیچگاه آرامش و امنیت کامل نخواهیم داشت. بیائیددیگر ادعای کامل بودن نکنیم. دعوی تکامل عامل ایجاد فشاری مضاعف است که مانع از نگاه صحیح ما بهتغییر نقاط مورد نیاز می گردد.به جای چنین برخوردهایی می توانیم افق های سازنده ی درون و شخصیت منحصربه فرد مان را کشف کنیم
و خود را به سبب دارا بودن توانائیهایی که ما را از دیگران جدا می سازد تحسین نمائیم.

هر کدام از ما برای زندگی در این کره خاکی اصول مشخصی دارد، اما زمانیکه خود را مورد سرزنش قرار دهیم در واقع آن اصول را به بیراهه کشانده ایم

 

۲_باید از ترساندن خویش دوری کنیم

بسیاری از ما خود را با افکار دلهره آور مجازات می کنیم. اما بدین ترتیب تنها باعث نامساعدتر شدن شرایط شده و مشکلی کوچک را به مساله ای غیر قابل حل تبدیل می کنیم. این شیوه ای بسیار تاسف آور است که همواره در پی یافتن خطا و اشتباهی در زندگی باشیم

چه تعداد از شما در حالی که از یک اشتباه کوچک، داستان وحشت آوری در ذهن خود ساخته اید به رختخواب می روید؟ مثال این افراد مانند کودکی است که در تاریکی اتاقش تصور می کند اژدهای وحشتناکی در زیر تخت پنهان شده و می خواهد او را بخورد. پس واضح است که با وجود این افکار نمی تواند به راحتی بخوابد. شما نیز به عنوان یک کودک به پدر ومادر خود نیاز دارید تا آرامتان کنند، ولی هم اکنون از منظر شخصی بالغ میدانید که خود قادر به آرام کردن اعصاب و روان خویش هستید.

افراد بیمار از این روش بسیار استفاده می کنند. اکثرا به آخرین مرحله ی بیمارستان و حتی مراسم تدفین خود فکر می کنند. آنها تمام قدرت و نیروی فکری خود را صرف فکر به نظرات دیگران در مورد بیمارستان میکنند.حتی گاهی از طریق رادیو، تلویزیون و روزنامه در مورد آن بیماری اطلاعات جمع می کنند. گاهی اوقات تا جائی پیش میروند که نام خود را در لیست قربانیان بیماری جستجو می کنند

شاید این روش در روابط اجتماعی نیز بکار گرفته شود. دوستی که قرار بود فلان ساعت تماس بگیرد به علتی تماس نمی گیرد و شما بلافاصله نتیجه می گیرید که وی شما را دوست ندارد و در برقراری روابط اجتماعی مایوس و نا امید میشوید. بدین سبب گوشه گیر شده و دیگران را پس میزنید.

نظیر این موارد در مسائل کاری اشخاص نیز روی می دهد. شخصی درباره شغل دیگری نظری می دهد اما نفر دوم سعی دارد قضیه را منفی تلقی نموده و به خود بقبولاند که آن شخص قصد تضعیف یا خرد کردنش را داشته است. همواره توجه داشته باشید اینها نوعی تلقین منفی است که همانند یک دور باطل اثر مخرب دارد

پس چه بهتر در همان ابتدا با این نوع تفکرات به مبارزه برخیزید. اگر می بینید همواره عادات، افکار و موقعیت های منفی را در ذهنتان مرور میکنید، بدنبال تصویری ذهنی که بیانگر فکر یا حادثه ای مثبت است باشید وآن را جایگزین افکار منفی نمائید. تصاویر مثبت ذهنی می توانند منظره ای زیبا ، غروب خورشید، گلها، ورزش و به طورکلی هر آن چیزی که دوست دارید باشند. این تصورات را به عنوان دریچه نجات از تفکرات منفی و ناراحت کننده در نظر بگیرید و در زمان مورد نیاز خود را به کمک آنها از افکار مزاحم رهایی بخشید

به خود بگویید “نه! دیگر نمی خواهم به آن موضوعات فکر کنم، می خواهم به غروب خورشید و … فکر کنم.” اگر به استفاده ازین روش ادامه دهید سرانجام عادات نادرست را فراموش خواهید کرد. اما همیشه به یاد داشته باشید که این کار نیاز به تمرین فراوان دارد

۳ -با خود مهربانانه، صبورانه و بزرگوارانه برخورد کنید.

صبر ابزار بسیار قدرتمندی است. اغلب ما از انتظارات نادرست و برآورده نشدن سریع آرزو، آمال و خواسته هایمان رنج می بریم. می گوییم “من حالا می خواهمش” زیرا انتظار و صبر لازم برای بدست آوردنش را نداریم.
در صف بودن یا پشت ترافیک گیرکردن به سرعت ما را آزرده می کند. می خواهیم همین خوبی ها و جواب تمام سواالتمان را در یک لحظه به دست آوریم. حتی بسیاری مواقع ناآگاهانه به دلیل نداشتن صبر و استقامت برای اطرافیان نیز مشکل ایجاد می کنیم. بی صبری عامل منفی و مانع یاد گیری است. می خواهیم جواب مسائل و سوالات را بدون درک و فهم کافی بدست آوریم و یا بدون گذراندن مراحل ضروری ترقی آگاه ترین فرد شویم

تصورکنید ذهن شما یک باغ کوچک است که در ابتدا پوشیده از کثافات و عوامل مزاحم در رشد گیاه است در این باغچه خارهای تنفر از خود و کوه هایی از ناامیدی، خشم و ناراحتی وجود دارد. درخت قدیمی ترس،باید حرس شود. وقتی این عامل مزاحم حذف و وضعیت خاک روحتان برای کشت مناسب شد، می توانید دانه های امید و اعتماد را بکارید خورشید به آنها خواهد تابید و شما هم با عشق و محبت آن را سیراب خواهید نمود.
در ابتدا به نظر اتفاق قابل توجهی رخ نمی دهد ولی نباید دست از کار بکشید، بلکه باید همچنان به مراقبت از آن ادامه دهید. اگر صبور باشید گیاهان رشد کرده و به بار خواهند نشست دقیقاا مشابه همین وضعیت برای
ذهنتان روی می دهد افکار و عقاید مورد پسندتان را برگزینید آنها همراه صبر رشد می کنند و سرانجام باغی انبوه از تجربیات مورد نظرتان را خواهید داشت.

همه ی ما اشتباه میکنیم
اشتباه حین فراگیری امری عادی است. همانطوری که گفتم بسیاری از ما به قصد تعلیم و یادگیری پیش میرویم ولی متاسفانه به خود شانس یادگیری نمی دهیم. زیرا اگر مطلب را در همان چند دقیقه ی اول به خوبی فرا نگیریم بالفاصله نتیجه گیری می کنیم که قابلیت یادگیری نداریم.
یادگیری مستلزم زمان است. هنگامیکه قصد شروع فعالیتی دارید ممکن است در ابتدا احساس کنید در کارتان مشکلی وجود دارد. برای درک بهتر موضوع لحظه ای دستهایتان را در یکدیگر قفل کنید. خواهید دید که در
این تمرین یک راه بیشتر وجود ندارد. وقتی دست های خود را در هم قفل کردید دقت کنید کدامین شست بالای دیگری است. حالا دستهایتان را بازکرده به صورتیکه شست دیگر بالای شست اولی باشد و آنها را ببندید، به نظرکمی عجیب می آید. حتی ممکن است فکرکنید اشتباه انجام داده اید. ولی این حرکت را چندبار تکرار کنید، حال چه احساسی دارید؟ دیگر به نظر زیاد عجیب نیست چون به آن عادت کرده اید. این دقیقا همان حسی است که برای یادگیری مطالب جدید روی می دهد. در ابتدا ممکن است عجیب و تا حدودی متفاوت باشد، اما متاسفانه ما سریعا نسبت به آن قضاوت می کنیم. در حالیکه فقط با مقدار کمی تمرین برایمان طبیعی خواهد شد

ما قصد نداریم یک روزه عاشق واقعی خود شویم بلکه هر روز میزان بیشتری از عشق را برای خود تعریف می کنیم تا اینکه سرانجام در طی دو یا سه ماه پیشرفت کنیم. در حقیقت خطاها و اشتباهات، پله های پیشرفت هستند آنها نقش یک معلم را برای ما دارند و از این جهت بسیار با ارزش خواهند بود. خود را به سبب یک اشتباه سرزنش و مواخذه نکنید. اگر امیدوار و آرزومند به پیشرفت باشید می توانید از خطاها درس گرفته و از آنها به عنوان سکوی پرتاب و ترقی سود بجوئید

بعضی ها پس از مدت زیادی تمرین، متعجب می شوند چرا هنوز افکاری که نباید به ذهنشان خطورکند به فکرشان می آید. موفقیت نیازمند یادآوری های مکرر و زیاد است نه اینکه کنار کشیده و دست روی دست گذاشته و بگوییم “فایده این کارها چیست؟”. همزمان با یادگیری روش های جدید باید با خود با احترام و مهربانی برخورد کنیم. مثال ذهن به عنوان یک درختچه را همیشه بیاد داشته باشید. زمانی که علف های هرز
یعنی افکار منفی در کنار آن رشد کرد باید با سرعت هر چه تمامتر آنها را وجین کنید.

۴_بیاموزیم با افکار و ذهنمان مهربان باشیم

باید از زیر سوال بردن خود به سبب افکار منفی پرهیز کنیم. به افکار باید از جهت سازنده و عاملی برای سربلندی بنگریم نه اینکه تنها به افکار مخرب و خرد کننده خود توجه کنیم. نباید خود را به سبب کسب تجربیات منفی سرزنش کرد، بلکه می توان از آنها درس عبرت گرفت. مهربانی با خود یعنی کنار گذاشتن تمام سرزنش ها، تقصیرکاری ها، مجازات ها و دردهای پنهانی.
برای دست یافتن به قدرت درون آرامش ضروری است. زیرا اگر عصبی و هراسان باشید انرژی بدن تلف شده و از حرکت سودمند آن جلوگیری می شود. چند دقیقه در روز برای کسب آرامش فکر و ذهن کافی است
هر لحظه که بخواهید می توانید، چند نفس عمیق کشیده، چشمهایتان را بسته و ناراحتی ها و عوامل مزاحم را از ذهنتان دور سازید. همزمان با بازدم، حواستان را جمع کنید و به آرامی بگویید “من تو را دوست دارم، همه چی مرتب است”. حتما متوجه خواهید شد که چقدر آرامتر می شوید زیرا به خود فهمانده اید که دیگر لازم نیست به زندگی از دریچه ی ترس و ابهام نگاه کرد.

۵ -قدم بعدی این است که از خود تعریف کنید

انتقاد سبب نابودی روح می شود در حالیکه تشویق و تحسین آن را شکل می دهد قدر نیروهایتان که در اصل خدای درونتان هستند را بدانید. همه ی ما محصول شعوری بی کران هستیم. زمانی که خود را سرزنش می کنید، در اصل سبب کوچک جلوه دادن قدرت خالقتان شده اید. برای آغاز باید از موضوعات کوچک شروع کرد. مثالا به خود بگوئید فوق العاده هستید و آن را بدون وقفه حتی روزی یک دقیقه تکرارکنید. اگر وقفه ای درآن بیافتد هیچ اثری نخواهد داشت. باور داشته باشید پس از چندی بسیار آسانتر خواهد شد

دفعه بعد که خواستید کار تازه و متفاوتی بکنید، یا چیزی که تا به حال تنها آن ر ا به صورت تئوری یاد گرفته اید آغاز نمائید، ابتدا خود را به قدرت هستی مرتبط کرده، از او کمک بخواهید و سپس فعالیت خود را آغاز کنید.
یادتان نرود که بی توجه به لیاقت یا عدم لیاقت تان، همیشه خواستار خوبی ها هستید. قبلا یادآور شدم که فکر عدم لیاقت حتی اگر به مرحله عمل نیز نرسند بر ضمیر ناخودآگاه اثر گذاشته و باعث می گردد دریافت خوبی به سادگی امکان پذیر نشود. این معضل همان است که مانع دست یابی ما به خواسته هایمان می شود

چگونه امکان دارد در حالیکه فکر می کنیم لیاقت خوبی را نداریم در زندگی موفق بوده و نسبت به خود مثبت نگر باشیم.در زمینه قانون لیاقت که شکلی از قانون بازگشت است فکر کنید. آیا احساس می کنید به اندازه کافی خوب،باهوش و زیبا هستید؟ چرا در این دنیا زندگی می کنید؟
همه ما می دانیم که بنا به دلایل معینی در این دنیا زندگی می کنیم که نمیتواند صرفا خرید خانه، ماشین، ویلا و از این قبیل کارها باشد. برای اینکه خود را راضی کنید چه کرده اید؟ آیا به انجام تلقین و تخیل اعتقاد دارید؟ آیا به بخشش اعتقاد دارید؟ چه مقدار انرژی نیاز دارید تا خود را تغییر داده و زندگی را به آن صورتیکه دوست دارید شکل دهید؟

۶_عشق به خود یعنی حمایت از خود

به دوستانتان مراجعه کرده و از آنها تقاضای کمک کنید. طبق قوانین اخلاقی وقتی انسانی به کمک نیاز دارد و این کار صورت گیرد در واقع از خود حمایت کرده است. در صورتیکه بسیاری از مردم به کمک دیگران و حمایت آنها تمایل ندارند، چون نوعی اعتماد به نفس کاذب دارند. آنها نمی توانند از دیگران تقاضای یاری بخواهند زیرا نفس مطمئنه به آنان اجازه این عمل را نمی دهد. به جای اینکه همه کارها را خودتان انجام دهید و بعد به سبب ناموفق بودن نسبت به خود خشمگین شوید، سعی کنید از دیگران کمک بخواهید.
گروه های حمایتی در شهرها و مکان های مختلف وجود دارند. تقریباا برای هر مشکلی یک برنامه ی دوازده مرحله ای وجود دارد و در برخی نواحی انجمن ها و سازمان های شفادهنده ی وابسته به مراکز مذهبی نیز یافت میشوند اگر نتوانستید گروه مرتبط به مشکل خود را بیابید می توانید شخصا اقدام به تشکیل یک گروه خودیاری نمائید. این کار چندان هم دلهره آور نیست. دو یا سه نفر دوست هم عقیده که مشکلی واحد دارند دور هم جمع می شوند، یک دستورالعمل تدوین نموده و از آن استفاده می کنند.

اگر این حرکت را با خلوص نیت آغاز کنید گروه شما بزودی افراد بسیاری را جذب خواهد کرد اگر تعداد اعضاء افزوده شد و با مشکل کمبود جا مواجه شدید به هیچ وجه نگران نباشید. جهان همواره شما را حمایت خواهد کرد.
کار مشترک و تلاش گروهی می تواند بسیار سودمند باشد، زیرا نقش آغازگری آن ازاهمیت بالایی برخوردار است

پیشنهاد میشود افرادی که دارای عقاید یکسان هستند اوقات بیشتری را با هم سپری کنند.هنگامیکه عده ای برای هدف مشترکی با هم فعالیت می کنند تمام نامالایمات، دردها، عصبانیت ها و مشکلات خود را با هم در میان می گذارند تا بتوانند در جهت حل آن و ترقی یکدیگر قدم بردارند. بدین ترتیب علاوه بر دست یافتن به نتایج مورد نظر، از بیان مشکلاتشان با دیگران و جدال و شکایت بی مورد اجتناب می کنند

به بیان دیگر با وجوداینکه هرکس به تنهایی قادر به پیشرفت و ترقی است اما همگام بودن با افرادی که دارای طرز فکر یکسانی هستند، شرایط پیشرفت را مساعدتر و قدم ها را استوارتر می سازد در واقع هر نفر در یک
گروه همانند یک استاد عمل می نماید. بنابراین پیشنهاد می کنم اگر در موضوعی نیاز به فعالیت و تلاش بیشتر دارید، دسته جمعی فعالیت کنید.

۷_مراقب بدنتان باشید

تصور کنید بدن یک خانه بسیار زیبا و دوست داشتنی است که برای مدتی در آن سکنی خواهید گزید. قاعدتا از خانه خود مراقبت نموده و همواره آن را تمیز و مرتب می کنید، غیر از این است؟ پس دقت کنید در این خانه چه چیزهایی قرار می دهید. مواد مخدر و الکل دو روش بسیار فراگیر جهت تخریب این خانه هستند. این دو راه حل های شایعی برای فرار از واقعیات زندگی می باشند. مصرف مواد مخدر بدین معنی نیست که شخص بسیار ناموجه و ناجور است بلکه نشان می دهد او هنوز راه حل منطقی و درست تامین نیازهای خود را نیافته است

ماده مخدر با لحنی فریبنده به ما میگوید “بیا با من بازی کن تا ساعات خوبی را باهم بگذرانیم” درست است چند لحظه ای به شما لذت می دهد ولی سبب دوری از واقعیات خواهد شد و از آنجا که این موضوع در ابتدا مشخص نیست در نهایت باید برای آن هزینه گزاف و وحشتناکی پرداخت. با مصرف مواد مخدر، سلامتی روحی و روانی شما به شدت به خطر می افتد، و به همین دلیل اکثر اوقات احساس نارضایتی میکنید. ماده ی مخدر بر سیستم دفاعی بدن تاثیر می گذارد و حتی می تواند سبب بروز تعداد بی شماری بیماری گردد

معموالا پس از چند بار مصرف به آن عادت کرده و محتاج خواهید شد و آنگاه تازه تعجب می کنید که علت آغاز مصرفش چه دلیل احمقانه ای میتوانست باشد. استرس ها و فشارهای عصبی شدید ممکن است علت شروع مصرف ماده ی مخدر باشد ولی ادامه مصرف، داستان متفاوتی است.

سرگرمی هایی را برگزینید که برایتان جالب باشند. نسبت به سرگرمی ها و تمرینات مورد علاقه تان افکار و برداشت های مثبت ایجاد کنید. البته اغلب ممکن است به سبب تحریکات دیگران موانعی بر سر راه قرار گیرد اگرخواهان تغییر هستید باید مانند گذشته خود را بخشیده و از انباشت خشم و انزجار در درونتان جلوگیری کنید. بکار بردن تلقین و تائید به همراه تمرین و تفریح، نسخه بسیار مناسبی برای بازنویسی افکار منفی است.

۸_استفاده از آینه می تواند در یافتن دلایل ناتوانی ما در دوست داشتن خود، بخصوص عشق به خود موثر باشد

چندین راه برای تمرین با آینه وجود دارد. دوست دارم هر روز مقابل آینه بروید و به خود بگویید “دوستت دارم!
امروز چه کاری می توانم برایت انجام دهم؟ چگونه می توانم خوشحالت کنم؟” سپس جواب صدای درونتان را گوش دهید و پاسخ های داده شده را اجرا کنید. ممکن است در مراحل اولیه جوابی دریافت نکنید. زیرا تاکنون
عادت داشته اید همواره با خود نامهربان و خشن برخورد کنید و هنوز نمی دانید در جواب به مهربانی و عاطفه چه باید گفت.
تمرین بخشش در مقابل آینه از زیباترین تمرینات است. خود و دیگران را عفو کنید. علاوه بر این در شرایطی که اوضاع برای صحبت مستقیم با دیگران نامساعد است می توانید با آنها در مقابل آینه سخن بگوئید.کدورت
های قدیمی را با مردم، پدر و مادر، رئیس، دوستان و غیره برطرف نمائید. می توانید هر نوع عقیده و فکری را بدون ترس از کسی یا چیزی در مقابل آینه بیان کنید و حتماا به یاد داشته باشید که در پایان آرزوی خوشبختی و عشق نمائید زیرا هدف اصلی این تمرین چیزی نیست مگر عشق و محبت.

آنهایی که در دوست داشتن خود دچار مشکل هستند اکثرا همانهایی هستند که هیچگاه قادر به بخشش خود و دیگران نیستند عدم بخشش، راه عشق را مسدود خواهد نمود زمانی که کسی یا چیزی را می بخشیم و به آن اجازه می دهیم تا با عشق و علاقه از ما دور شود، نه تنها بار سنگینی از دوشمان برداشته ایم بلکه درهای خویشتن دوستی و محبت را نیز بر روی خودگشوده ایم. آنگاه خواهیم گفت ” آخی، عجب باری از دوشم برداشته
شد”البته که این طور شده، زیرا باری را حمل می کردیم که در صورت عدم تلاشمان باید آن را تا پایان عمر به دوش می کشیدیم

دکتر جان هریسون عقیده دارد بخشش خود، والدین و دیگران توام با التیام بخشیدن و آرام کردن دردها و مشکلات گذشته اثر شفابخش بسیار بیشتری از انواع آنتی بیوتیک ها دارد.
مثلا برای آنکه کودکان را از دوست داشتن پدر و مادرشان بازداریم زمان زیادی لازم است ولی زمانی که موفق شدیم، باز مدت بیشتری نیاز است تا آنها را متقاعد به بخشیدن پدرو مادرشان کنیم. وقتی که نبخشیم و اجازه دور شدن افکار مزاحم و پوچ را ندهیم، خود رادر گذشته محدود کرده ایم زمانیکه در گذشته گرفتار شویم، نخواهیم توانست در حال زندگی کنیم و اگر در حال نباشیم، در این صورت چگونه می توانیم آینده ای روشن خلق کنیم؟

تجربیات و افکار بی فایده و بیهوده گذشته صرفا سبب خلق تجربیات و افکار بی فایده تر و بیهوده تری در آینده می شوند.
تلقین مثبت در مقابل آینه خصوصیات بارز بسیاری دارد زیرا بدین شکل بهتر می توان حقایق حیات را آموخت.
وقتی این تمرین را انجام می دهید شاید بلافاصله پاسخ بشنوید که “با کی داری شوخی می کنی، برو بابا تو که لایق اینجور چیزا نیستی!” باور داشته باشید که این پاسخ درست نیست. همواره به یاد داشته باشید که قادر به انجام تغییر نخواهید بود مگر زمانیکه دقت کنید چه چیزی مانع حرکت
به سوی هدفتان است.کشف موانع پیشرفت به منزله دست یابی به کلید آزادی است باید آن جواب منفی را به یک تلقین مثبت تبدیل کنید مثلا بگوئید “می دانم شایستگی تمام خوبی ها را دارم و به تجربیات و لحظات مفید اجازه می دهم تا زندگی مرا در برگیرند” چنین سخنی را آنقدر تکرار کنید تا در ذهنتان به عنوان روش جدید زندگی ثبت شود

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.