میخواهید چه کسی باشید؟!

0 166

اغلب افراد هنگام برنامه ریزی برای تعیین اهداف بزرگ از خود میپرسند که بسیارخوب هدفم مشخص است،اکنون چه چیزی برای کسب آن نیازدارم؟ این سوال بد نیست اما اولین سوالی نیست که نیاز به تمرکز داشته باشد.پرسشی که ماباید از خودمان بپرسیم این است:((میخواهم چه کسی باشم؟))
احتمالا شما افرادی را میشناسید که ظاهرا همه ی کارها را به درستی انجام میدهند اما هنوز به ان نتایجی که میخواهند نرسیده اند،درست است؟ چیزی که جیم ران میگوید این است:اگر میخواهی بیشتر داشته باشی باید بیش از اینها باشی.موفقیت دنبال کردنی نیست،آن چه را که دنبال میکنی از تو اجتناب میکند.(مانند دنبال کردن یک پروانه)موفقیت توسط شخصی که میخواهی باشی جذب میشود.
وقتی بااین منطق آشنا شوید کار تمام میشود!میتوانید زندگی و رشد شخصیتیتان را متحول سازید.دارن هاردی میگوید: زمانی که مجرد بودم و تصمیم ب ازدواج گرفتم،فهرست بلندی از صفاتی که در همسر مورد علاقه ام میخواستم تهیه کردم.چهل صفحه ی کامل پر کردم او را با جزئیات کامل توصیف میکردم.شخصیت،سرشت،صفات کلیدی،نگرش ها،نوع تفکر در مورد زندگی،حتی این که از چه خانواده ای باشد،فرهنگ،آراستگی ظاهری،نوع موها و…در مورد این که زندگی مشترکمان چگونه باشد و در کنارهم چه کارهایی را میبایست انجام دهیم،تمام و کمال نوشتم.بعداز خودم پرسیدم اکنون برای پیدا کردن همسر مورد علاقه ام چه کارهایی را باید انجام دهم؟(مانند این بود که در تعقیب آن پروانه هستم).به فهرست نگاه میکردم و با خود میگفتم که آیا خودِمن هم آن خصوصیات را دارم؟آیا آن صفاتی را که در او خواستارم در خود به وجود آورده ام؟برای داشتن چنین زنی چگونه مردی باید باشم؟برای جذب زنی با چنین خصوصیاتی،نیاز داشتم چگونه مردی باشم؟
بیش از چهل صفحه برای توصیف تمامی نشانه ها،کیفیت ها،رفتارها،نگرش ها و صفات شخصیتی که نیاز بود خودم آن گونه باشم نوشتم.سپس دست به کار شدم تا آن کیفیت هارا کسب کنم و آن گونه باشم.چه حدس میزنید؟؟آری موثر بود.گویی همسرم دقیقا از میان همان صفحاتی که پر کرده بودم،پوست انداخت و در برابرم ظاهر شد.او دقیقا آن چه میخواستم و توصیف کردم بود.کلید در این بود که دقیقا مشخص کردم باید چگونه مردی باشم تا بتوانم زنی باآن خصوصیات را جذب کنم و سپس با تلاش به آن رسیدم

رفتارخود را بهبود ببخشید

بسیار خوب،بیاییم از فرآیند کسب اهدافی که تصمیم به دستیافتنشان دارید نقشه ای طرح کنیم.این فرآیند انجام دادن یک کار و یا در بعضی موارد توقف کاری دیگر است.
آنچه در بین شما و هدفتان قرار گرفته است رفتار شماست
چه عادت ها و رفتارهایی را نیاز دارید تا از زندگی خود کسر و یا به آن اضافه کنید؟
درک و شناخت نوع رفتاری هایی که مسیر رسیدن به اهدافتان را مسدود کرده و یا عملکرد هایی که به شما در کسب اهدافتان کمک میکند ضروری است.
ممکن است گمان کنید راه کنترل کردن عادات بد خود را میدانید،اما اشتباه میکنید!برای همین پیگیری کردن در زندگی بسیار موثر و مفید است.صادقانه بگویید واقعا چند ساعت در روز تلویزیون تماشا میکنید؟چند ساعت از روز را صرف تماشای کانال های تکراری خبر میکنید؟؟چند ساعت برای کارهای غیر ضروری پای کامپیوتر مینشینید؟
پس بهتر است که از چگونگی انجام رفتار خود آگاه شوید چراکه یک تغییر کوچک و ساده در عادت و رفتار،یک پرش عظیم در تعادل و حاصلخیزی به همراه دارد.
عادتها و رفتار ها هرگز دروغ نمیگویند.اگر در آنچه را که میگویید با آنچه را که انجام میدهید تناقض وجود دارد،پس باید آنچه را که شما انجام میدهید باور کرد.اگر میگویید میخواهید فرد سالمی باشید اما دست هایتان خبر از خوردن چیپس میدهد،پس باید چیپس را باور کرد.اگر میگویید خودسازی را در اولویت قرار داده اید اما بیشتر زمان را در حال گذراندن با “ایکس باکس” هستید،پس باید ایکس باکس را باور کرد.
شما میگویید خانواده برایتان از اولویت برخوردار است اما اگر آن ها در تقویم کار و برنامه ی شما جایی ندارند،پس آن ها واقعا در اولویت نیستند.
به فهرست کارها و عادات بد نگاه کنید،این همان حقیقت شمااست.اکنون تصمیم بگیرید که آیا همین کارهارا میخواهید و یا تصمیم دارید آن ها را تغییر دهید؟
بیاییم عادت های ناپسند آسیب رسان را از ریشه در آوریم و به جای آن عادات جدید و مثبت و مطمئن بکاریم

دارن هاردی/اثرمرکب

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.