آیا فرزندان در دعوای والدین حق دخالت دارند؟

0 66

پدر و مادری که دعوا و جر و بحث می کنند آیا فرزندان آنها حق دخالت دارند؟ چون گاهی اوقات دخالت بچه ها باعث تمام شدن دعوا می شود این کار درست است یا خیر؟

پاسخ:

بخشی از مشاجرت در بین اعضای خانواده طبیعی است و با اندکی زیرکی و ملایمت و مدارا جای خود را به مهربانی و صفا خواهد داد. اما بخشی از نزاعها بنیان خانواده را تهدید می کند و موجب سلب ثبات و امنیت می شوند. آن طور که پیداست دغدغه سئوال به این بخش باز می گردد و به نوعی وجدان را به راه حل فرا می خواند.

حق دخالت فرزندان

اول از حق دخالت بگوییم آن هم در سازمان خانواده. آنچه قرآن می فرماید و عقل هم اذعان دارد این است که نمی توان بی اعتنا اطراف را نگریست و نسبت به مسائل پیرامون خصوصاً مسائل خانوادگی نظر نداشت چون خانواده مبدأ و سرنوشت زندگی یک انسان است. و سرآغاز خودسازی و دیگرسازی. در دیگر سازی مهم ترین گام ساختن خانواده است. یا أیها الَّذینَ آمَنوا قوا انفسَکم و اهلیکم ناراً(۱) ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده خویش را از آتش دوزخ نگاهدارید. وقتی پیامبر اکرم _صلّی الله علیه و آله و سلم_ به رسالت مبعوث شد فرمان یافت که خویشاوندان خود را از خدا بترساند: و أنذِر عَشیرتَک الأقربینَ(۲) ای پیغمبر خویشاوندان خود را از خدا بترسان. علاوه بر این آشتی و اصلاح روابط بین مؤمنان دستور اکید اسلام است و به تبع، آیه: إنَّما المؤمنونَ إخوهٌ فاصلحوا بین أخَوَیکم در سوره حجرات و روایات بسیاری از اهل بیت _علیهم السلام_ دراین رابطه به ما رسیده است. مثل داستانِ خانواده و اجتماع، مثل داستان آن عده است که در کشتی سوارند و یکی جای خود را سوراخ می کرد و می گفت که من کاری به دیگران ندارم سهم خودم است و خود می دانم. در چنین محیط‌هایی آرامش با رعایت همه افراد حفظ می شود و همه باید کمک کنند تا آرامش و نشاط به جمع بازگردد.

عوامل اختلاف در خانواده

فرزندان چگونه می توانند در اصلاح رفتار پدر و مادر نقش بیافریند.
در ابتدا باید به سرچشمه اختلاف ها پی برد یعنی با بررسی های عالمانه و موشکافانه دانست که عمده اختلاف پدر با مادر از کجا آب می خورد آن وقت آن را از سرچشمه مهار کرد. چون عوامل اختلاف طبق شرایط اجتماعی و فرهنگی و موقعیتی خانواده ها مختلف است ما به چند عامل کلی اشاره کرده و شما را به مطالعه کتاب‌ها و تتبع بیشتر در زندگی تان دعوت می کنیم بلکه راحت تر به منشأ مشاجرات دست بیابید. برخی از این عوامل عبارتند از:

۱. نشناختن و به کار نبستن عوامل فردی ثبات خانواده : که نتیجه‌اش بروز تزلزل در بدنه خانواده خواهد بود مثلاً اگر تقوی و رعایت ادب و حفظ عفت موجب ثبات است قهراً بی‌تقوایی، بی ادبی و بی عفتی خانواده ها را ناپایدار می کند.
چند عامل از این عوامل عبارتند از : الف: پاکی و رعایت تقوی ب: رعایت حقوق یکدیگر ج:حفظ عفت د: همدلی و هم آوایی اعضای خانواده در غم و شادی و سختی و گشایش زندگی و: پاسخ مثبت به تمناهای مشروع ه‍: وجود فرزند ی: محدود ساختن توقعات و تحمل و گذشت.

۲. علت اجتماعی : مداخله و تحریکات مخرب فامیل، دوستان و اطرافیان در زندگی که گاهی آگاهانه و با است باشد و گاهی نا آگاهانه. مثلاً عده ای به بهانه اصلاح و دلسوزی، سبب بحث برانگیزی در خانواده دیگران می شوند یا بعضی از سر محبت بیش از اندازه و حمایت های بی مورد از زن یا مرد، ناآگاهانه زندگی آنان را متزلزل می کنند.

۳. مسایل سیاسی: به معنای طرفداری افراطی از احزاب، گروهها و عقیده‌های سیاسی.

۴. علت فرهنگی: اختلاف در سبک زندگی، فکر، تربیت خانوادگی، سطح سواد و معلومات کم از موارد عامل فرهنگی اند.

۵. علت اقتصادی: فقر و محرومیت و توانایی اندک مالی و اختلاف در توزیع هزینه های زندگی، فشار مضاعفی را بر زن و شوهر وارد می کند و آرامش روانی آنان را تبدیل به بازخوردهای رفتاری و روانی با همدیگر می کند. هم چنین مشغول بودن مرد به فعالیت های اقتصادی و توجه نداشتن به امور خانواده، در بروز این گونه رفتارها تأثیر دارند.

۶. علت زیستی و غریزی: ممکن است یکی از اعضاء به خاطر مسائل فیزیولوژیکی با مشکل مواجه باشد که حساس و زودرنج باشد و یا مسائل را به مشکل نگاه و تفسیر کند.

۷. علت روانی و عاطفی: مثل بدبینی، بی اعتمادی و بدگمانی یا حسادت و بدخواهی و امثال آنها.(۳)
علت اختلاف و دعوا در خانواده، هر چه باشد، مهم این است که در این گونه موارد چه راهکاری را باید در پیش گیریم و اساساً وظیفه ما چیست؟
وظیفه ماگاهی پدر و مادر در حرارت جدال و نزاعند که اینجا خیلی نمی‌شود به مداخله پرداخت و نصیحت معمولاً نتیجه مثبتی در پی‌ندارد. گاهی پدر و مادر از حالت نزاع خارجند اما هم چنان ظرفیت مجادله را دارند که فرزندان به شیوه های زیرکانه و عالمانه می توانند بر پدر و مادر تأثیر مثبت و سازنده ای بگذارند و زمینه ایجاد کشمکش را از ریشه بخشکانند.

۱. اساسی ترین راه برای کم شدن پرخاشگری در وجود خود یا دیگران رشد فکری، معنوی و علمی است. سعی کنیم با رشد کمالات خود از روش های سازنده تری در رفتار دیگران استفاده بریم.

۲. برای برخورد منطقی با اینگونه ناملایمات لازم است به جای اتکا به توانایی های خود، به خدای دانا و توانا تکیه کنیم. انسان عاقل بهتر است بداند و اطمینان داشته که خود نمی‌تواند از عهده محاسبه و کنترل همه عوامل برآید. دو سوره مهم قرآن (فلق و ناس) به طور کلی به ضرورت پناه بردن به خداوند از انواع شرهایی که در کمین انسان اند تأکید می کند.

۳. شجاعت: انسان باید ضمن حفظ حقوق و حرمت اشخاص خصوصاً پدر و مادر با استواری و شجاعت و البته با ادب و احترام، کارهای آنان را نقد کند. امر به معروف و نهی از منکر در درجه اول شجاعت انسان را می پرورد و مانع اصلی این مسئله هم ترس یا شرمی است که شخص از افراد دیگر دارد.
نوشتن نامه، گفت و گوی خصوصی جداگانه و صمیمی، هدیه دادن، متوجه ساختن ضررها و پیامدهای اختلاف و شمردن آثار مثبت سازگاری، حذف مداخله گرها، غربال کردن تعابیر و سوء برداشت ها و …، مشورت با گروه مشاوران خانواده و کمک از آنان، از جمله راه هایی است که در اصلاح رفتار دیگران تأثیر می گذارد.(۴)

پاورقی:

۱. تحریم:۶.
۲. شعراء:۲۱۴.
۳. طاهری، حبیب الله، سیری در مسائل خانواده، شرکت چاپ و نشر بین الملل، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص ۱۱۳ تا۱۲۰.
۴. جمعی از نویسندگان، پرسش های امروز جوانان، تهران، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، دفتر انتشارات کمک آموزشی، ۱۳۸۱، ج ۲.
منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.