فلسفه دوستی و دوست یابی چیست؟

0 443

فلسفه دوستی و دوست یابی چیست؟ وظایف و مسئولیت ما در مقابل دوستان چیست؟

پاسخ:

در همه جوامع بشری و در طول قرون و اعصار متمادی این چنین بوده که انسان در زندگی خود جهت معاشرت و انس با دیگران و یا به منظور تأمین نیازهای درونی روز مرّه شخصی و جمعی، دوستانی را برای خویش برگزیده است. یعنی این گزینش هم به لحاظ تأمین نیازهای روحی و روانی و هم به عنوان بر طرف کردن احتیاجات مادّی در دو بعد فردی و اجتماعی بوده است.
دوستی علاوه بر این که در دنیا به انسان فایده می رساند یک مسأله دینی و در پیوند با آن است.

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می فرمایند: «هیچ بنده ای برای خدا و در راه او برادری به دست نیاورد مگر آن که خداوند درجه ای در بهشت برای او قرار داده».(۱)
بر این اساس، دوستی نیاز روحی و معنوی انسان است و خداوند آن را عبادت به شمار آورده و پاداش به دست آوردن هر دوستی را درجه ای در بهشت قرار داده است و نیاز هر یک از قشرهای اجتماع به رفیق، دوست، همدل و همراه یک امر بدیهی و روشن است. به همین دلیل گفته اند. الرّفیق ثم الطریق. «نخست یار نیکویی بجوی، آنگاه پای در راه بگذار».

چه بسا بخاطر همین نیاز مبرم روحی انسان و کسب موفقیت های مختلف او در جامعه که در گرو انتخاب دوستان شایسته است در حدیث شریف آمده. «التودّد نصف العقل».(۲) یعنی «جلب دوستی نیمی از عقل است».(۳)

فلسفه دوستی از قدیم گفته اند. هزار دوست کم است و یک دشمن بسیار. دوست، همدم تنهایی های انسان، شریک غم ها و شادی ها، بازوی یاری رسان در نیازمندی ها، تکیه گاه انسان در مشکلات و گرفتاری ها و مشاور خیرخواه در لحظات تردید و ابهام است. اسلام تأکید فراوان بر الفت، محبت، صداقت و دوستی دارد. تا جایی که امیر مؤمنان ـ حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرمایند: «من لا صدیق له لا ذخرله».(۴) یعنی «کسی که دوست ندارد اندوخته ای ندارد و باز رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نقش دوست و اهمیت دوستی را چنین یاد آور شده است: «المؤمن ألف مألوف و لا خیر فی من لا یألف و لایؤلف».(۵) یعنی «مؤمن چنان است که با دیگران انس و الفت گرفته و دیگران با او انس دارند و کسی که نه الفت پذیر است و نه الفت می گیرد در او خیری نیست».

از طرف دیگر اسلام بر معاشرت و دوستی با انسان های مؤمن و شایسته ای که موجب صلاح و رستگاری خواهد شد تأکید بسیار نموده است. حضرت امام زین العابدین ـ علیه السلام ـ می فرمایند: «مجالسه الصالحین داعیه الی الصلاح».(۶) یعنی «همنشینی با نیکان و صالحان، به خودی خود، آدمی را به نیکی و صلاح فرا می خواند».

این مطلب که انسان از هر گروه و صاحب هر ایده ای که باشد، به واسطه دوستی و معاشرت با دیگران، از آن ها رنگ و بو گرفته و شبیه آنان خواهد شد. چیزی است که همگان کم و بیش از آن آگاهند و چه بسا که نمونه های عینی آن نیز در اطراف خویش سراغ داریم بنابراین دوست خوب می تواند سکوی پرتاب و بال انسان به سوی کمال باشد، مؤیّد گفتار ما روایتی است که در کتاب شریف بحارالأنوار آمده است که فرمود. «و قال الحواریون لعیسی ـ علیه السلام ـ من مجالس؟ فقال من یذکرکم الله رؤیته و یزید فی علمکم منطقه و یرغبکم فی الاخره عمله».(۷) «حواریون از حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ سؤال کردند با که مجالست کنیم؟ آن حضرت فرمودند: با کسانی که نگاه کردن به آن ها شما را به یاد خدا بینداز دو سخن گفتن آن ها دانش شما را بیفزاید و کردار آن ها رغبت شما را به آخرت زیادتر کند.

از آنجا که بهروزی و سعادت آدمی در سایه تدبیر و اندیشه است، دین مبین اسلام یکی از شرائط رفاقت و دوستی را مسئله عقل و خرد دانسته و تأکید نموده که با صاحبان عقل و اندیشمندان با وفا همنشینی و دوستی داشته باشید. امام رضا ـ علیه السلام ـ فرمودند: «سعی کن با انسان عاقل دوستی نمایی تا اگر از کرم و بخشش آن نتوانی استفاده کنی از عقلش بهره ببری».(۸) و باز حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرمایند: صحبه الولّی اللبیب حیاه الرّوح».(۹) یعنی هم نشینی با دوست دانا سبب زنده بودن روح است.

اسلام و دوستی

در هیچ مکتبی به اندازه اسلام به دوستی و محبت و صلح و صفا در زندگی و داشتن جامعه ای همراه با موّدت و برادری سفارش نشده است این تنها مکتب انسان ساز اسلام است که پایه و استوانه دین و دینداری را محبت و مؤدّت قرار داده است.(۱۰) و دوستی و ارادت را یک ضرورت اجتماعی دانسته به گونه ای که در حدیث آمده است. «غریب کسی است که دوستان شایسته ای نداشته باشد».(۱۱) و باز علی ـ علیه السلام ـ در حدیث دیگری می فرماید: «أعجز الناس من عجز من إکتساب الإخوان و أعجزمنه من ضیع من ظفربه منهم» یعنی عاجزترین مردم کسی است که از به دست آوردن دوست عاجز باشد و از او عاجزتر کسی است که دوستان به دست آورده را از دست بدهد».(۱۲)
اکنون که با نظر اسلام در رابطه با دوستی آشنا شدید به یکی از عوامل مهم ضروری دوستی و دوست یابی به عنوان نقش دوست در زندگی اشاره می گردد.

بدون شک عوامل مختلفی در ساختن شخصیت انسان مؤثر هستند که از مهم ترین آنها مسئله هم نشینی و دوستی و معاشرت است . این عامل از چنان اهمیتی برخوردار است که اسلام فرمود: المرء علی دین خلیله فلینظره أحدکم من یخالل» یعنی (آدمی بر دین و روش همنشین خود است پس باید ببیند که با چه کسی دوست می شود».(۱۳)

روشن است که انسان خواه نا خواه از دیگران تأثیر می پذیرد و بخش مهمی از افکار و صفات اخلاقی خود را از طریق دوستانش کسب می کند. این مطلب هم از نظر عقل و هم از طریق تجربه به اثبات رسیده است. ما به وسیله مشاهدات حسی خود و نیز با بازنگری به تاریخ در می یابیم که چه بسیار افرادی که از راه دوست به سعادت ابدی و یا شقاوت ابدی رسیده اند و شاعر در این مقام خوش گفته است تو اول بگو با کیان زیستی پس آنکه بگویم که تو کیستی.
آری انسان در سایه دوستان وفادار و صمیمی است که می تواند پلکان ترقی و تعالی را یکی پس از دیگری طی نماید و گاه تا اوج افتخار و عظمت رهنمون او می شود و منشأ خیرات و برکات اجتماعی می گردد. هم چنین در سایه همزیستی و همدلی است که استعدادها شکوفا شده و بشر می تواند اختراعات و اکتشافات و آثار ماندگار از خود بر جای بگذارد که جامعه انسان ها سود ببرد.(۱۴)

وظایف و حقوق دوستانبرای تقویت هر نوع پدیده اجتماعی و یا اخلاقی باید مجموعه ای از عوامل را ایجاد نمود. اصولا کلیه روابط اجتماعی با شرایط خاص خود باقی و پایدار می مانند در مساله دوستی نیز، همان گونه که دین مبین اسلام نقش دوست در زندگی و ویژگی ها و شرایط آن را بیان نموده، در پایداری و ادامه آن هم شیوه ها و دستور العمل هایی را به عنوان حقوق و آداب دوستی پیشنهاد کرده که پایبندی به آنها ضمن آن که وظیفه دوستان شمرده شده، می تواند سبب بقای دوستی باشد همان طور که بی اعتنایی نسبت به آن، دوستی ها و برادری ها را از بین می برد. امام صادق ـ علیه السلام ـ در مورد ادای این حقوق می فرماید: «خداوند به چیزی برتر از ادای حق مؤمن عبادت نمی شود».(۱۵)

اینک به بیان حقوق دوستی می پردازیم:

۱. حق در مال و نفس:

یکی از حقوقی که دوستان با ایمان نسبت به یکدیگر دارند آن است که از وضع معیشت و زندگی دوست خود اطلاع کافی داشته و در حد توان نیازهای او را بر آورده نمایند. زیرا دوستی و برادری یعنی این که هر دو در راه رسیدن به مقصد واحد همراه و رفیق یکدیگر باشند و وقتی چنین بود باید در مشکلات یار و مددکار هم باشند پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمودند: مثل برادری مثل دو دستی است که یکی دیگری را می شوید».(۱۶) تشبیه دو دوست به دست نشان دهنده ضرورت کمک و یاری به همدیگر در نیل به هدف واحد می باشد.

۲. سکوت و سخن:

نسبت به دوستان، سکوت و سخن یکی از حقوق دوستی بشمار می رود، هر کدام از سکوت و سخن را از دو جهت باید مورد بحث و توجه قرار داد:

الف) سکوت از ذکر عیوب: دوست یک رنگ، عیب دوستان را عیب خود دانسته و از هر گونه بیان و آشکار نمودن ضعف های رفقای خود خصوصا در غیاب آن ها پرهیز می کند. رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در این مورد فرمودند: «کسی که عیب برادر خود را بپوشاند، خداوند در دنیا و آخرت عیوب او را می پوشاند.(۱۷)

ب) سکوت، از تجسس و تفتیش. متأسفانه بسیاری از ما بر خلاف آنچه مقتضای دوستی است عمل می کنم می دانیم که هر فردی در زندگی، آراء و عقاید و برنامه های فردی یا خانوادگی دارد و مقیّد است که دیگران حتی عزیزترین و یا نزدیک ترین افراد به خود ـ از آنها بی اطلاع باشند. لازم نیست از مسائل درونی افراد مطلع شویم و درعقاید آنان تجسس نمائیم. زیرا پس از آن که با در نظر گرفتن شرایط انتخاب، دوستانی با دین و عقل برگزیدیم. دیگر این گونه تجسس ها و تفتیش عقائد مفهومی ندارد چرا که این کار ها فقط می توان به رفاقت و دوستی ضرر برساند و آن را دستخوش تزلزل سازد مؤید این سخن این روایت شریف می باشد که می فرماید: «لا تجسسوا و لا تقاطعوا و لا تدابروا و کونوا عبادالله إخوانا».(۱۸) یعنی «تجسس نکنید و در پی کسب خبرهای خصوصی دیگران برنیایید، قطع رابطه نکنید و روی گردان نباشید، همه با هم برادر و بندگان خدا باشید.

و امّا در مورد «سخن گفتن» که ویژگی های خاصّ خود را دارد و از حقوق دوستان محسوب می شود. انسان باید به موقع و در جای خود سخن بگوید و با سخن است که می تواند دوست خود را مدد برساند. البته سخنی خالی از هر گونه تملّق و چاپلوسی و برخاسته از دل باشد، انسان می تواند با زبان و سخن خویش در حق دوستش دو نقش اساسی ایفاء کند: الف: ابراز محبت: سهم زیادی از ارادت و دوستی و اظهار محبت به وسیله زبان انجام می پذیرد. فرد مسلمان باید به صورت روزه مره دوست خود را مورد تفقّد و دلجویی و مهربانی قرار دهد ضمن این که باید در حدّ توان موجبات خوشحالی و مسرت وی را فراهم کند. پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: من سرّ مؤمنا فقد سرّنی».(۱۹) هر کسی مؤمنی را شاد کند مرا شاد کرده است.

ج) پشتیبانی و حمایت: یک دوست همان گونه که در زمان حضور دوستش اظهار دوستی و ارادت می کند، در زمان غیبت او هم در مواقعی که احیانا کسانی به او بدبین هستند باید از نصرت و حمایت خود نسبت به او کم نگذارد حضرت علی ـ علیه السلام ـ فرمود. دوست از عهده دوستی بر نیاید تا برادر خود را در سه چیز یاری کند: هنگامی که به بلا گرفتارشود، هنگامی که حاضر نباشد، هنگامی که درگذرد (وفات کند).(۲۰)

۳. عفو و بخشش

یعنی این که در مقابل لغزش ها و خطاهایی که احیانا از جانب دوست می بینیم از خود گذشت. نشان دهیم قرآن کریم می فرمایند: …وَالْکاظِمِینَ الْغَیْظَ…(۲۱). یعنی مؤمنان خشم خود را فرو می برند و در حدیث است که: «زین المصاحبه الاحتمال».(۲۲) یعنی تحمل لغزش های دوست، زینت دوستی است.

۴. دعا در حق دوست

برای پی بردن به این امر مهم یک حدیث از احادیث بسیاری که وجود دارد خدمتتان تقدیم می شود. پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می فرمایند: زمانی که برادر مؤمن برای دوست و برادر خود دعا کند خداوند می فرمایند: این دعا را اوّل در حق تو استجابت می کنم و بعد در حق دوستت.(۲۳)

۵. وفاداری در دوستی

منظور از وفاداری، ثبات در محبت و ارادت است امام مجتبی ـ علیه السلام ـ می فرماید «خیر مفاتیح الامور الصدق و خیر خواتیمها الوفاء».(۲۴) یعنی بهترین آغاز برای کارها راستگویی و بهترین پایان آنها وفاداری است.
خواجه شیراز چه خوش سروده است:
هر آنکه جانب اهل وفا نگه دارد خداش در همه حال از بلا نگه دارد

۶. کم توقعی و مشورت

داشتن توقعات بیش از حدّ و تکلف آمیز از دوستان باعث کاهش درجه دوستی و کم کم از دست رفتن و گسیختگی آن می شود چنان که در حدیث آمده است: «شرّ الإخوان من تکلّف له».(۲۵) یعنی بدترین دوستان کسانی هستند که موجب زحمت و مشقت بشوند و در مورد مشورت باید گفت، اصولا مردمی که کارهای خود را با مشورت و صلاح اندیشی یکدیگر انجام می دهند کمتر گرفتار لغزش می شوند خداوند نیز پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را در قرآن به انجام مشورت توصیه می کنند.(۲۶):(۲۷)

۷. همدلی و همدردی و دیدار با دوستان

که از اهمیت ویژه ای در آیین دوستی برخوردار است از خداوند مسئلت داریم که دوستی خودش و اولیائش را نصیب همه ما بگرداند و بمنه و کرمه.

 

__________________

پاورقی:

۱. میزان الحکمه، ج۱، ص۴۲.
۲. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج۷۴، ص۱۶۸.
۳. اقتباس از مدرسی، سید هادی دوستی و دوستان، و آیین دوستی، غلام رضا بهرامی.
۴. غررالحکم، ص۴۱۴.
۵. المحجه البیضاء، ج۳، ص۲۹۱.
۶. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج۱، ص۱۴۱.
۷. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج۷۴، ص۱۸۸.
۸. مستدرک الوسائل، ج۸، ص۳۲۴.
۹. میزان الحکمه، ج۵، ص۳۰۱.
۱۰. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج۶۸، ص۶۳، هل الدّین لا الحب و البغض.
۱۱. نهج البلاغه، کلمات قصار ۶۵، فقد الاحبّه غربه.
۱۲. نهج البلاغه، حکمت۱۲.
۱۳. مجلسی، محمد باقر ، بحارالأنوار، ج۷۴، ص۱۹۲.
۱۴. بهرامی، غلام رضا آیین دوستی،.
۱۵. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۷۴، ص۲۳۲.
۱۶. المحجه البیضاء، ج۳، ص۳۲۱.
۱۷. همان، ج۳، ص۳۲۷.
۱۸. المحجه البیضاء، ج۳، ص۳۲۵.
۱۹. میزان الحکمه، ج۱، ص۴۲.
۲۰. ارشاد القلوب، ج۱ ، ص۱۹۴.
۲۱. آل عمران : ۱۳۴.
۲۲. غررالحکم، ص۴۲۶.
۲۳. المحجه البیضاء، ج۳، ص۳۴۰.
۲۴. اعلام الدین، ج۱، ص۳۰۰.
۲۵. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج۷۴، ص۱۶۳.
۲۶. آل عمران : ۱۵۹.
۲۷. بهرامی، غلام رضا آیین دوستی،.
منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

روز جهانی دوستی

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.