نقش دوست در اصلاح فرد و جامعه چیست؟

0 166

نقش دوست در اصلاح فرد و جامعه چیست؟ لطفاً چند منبع جهت تحقیق بیشتر معرفی نمایید؟

پاسخ:

در قرآن کریم و روایات ائمه اطهار که برای هدایت بشر می باشند، بسته به اینکه یک موضوع به چه میزان در سرنوشت آدمی و سعادت یا شقاوت او تأثیر داشته باشد، به همان میزان بر آن موضوع تأکید شده است و اگر تحقیقی در آیات و روایات به عمل آید روشن خواهد شد که درباره دوستی مطالب بسیاری بیان شده است که حکایت از نقش بسیار حساس آن در سعادت یا شقاوت انسان دارد.
تا وقتی که دو نفر هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند، هیچ تأثیر و تأثّری هم از یکدیگر نمی پذیرند لکن وقتی که بین دو نفر ارتباط دوستی برقرار شد طبق یک مکانیزم پیچیده که به قسمتی از آن اشاره خواهد شد، تمام افکار و عقاید و ارزش ها و حساسیت ها و معلومات، بین آن دو تبادل می شود، تا آنجا که هر دو هم شکل و یک رنگ می کردند. و در جایی که این تبادل صورت نپذیرد نشانگر ناخالصی در دوستی است چرا که دو دوست کارهای یکدیگر را در سطح عالی ارزیابی می کنند و همین امر باعث عشق ورزی هر یک نسبت به دیگری می شود و در نتیجه هر یک سعی می کنند مشابه کاری که از دیگری سر می زند، انجام دهد.
حضرت پیامبر می فرماید: «المرء علی دین خلیله فلینظر احدکم من یخالل»(۱) یعنی انسان بر دین و آئین دوست خود می باشد، پس هر یک از شما دقت کند، ببیند با چه کسی دوستی می کند. پس دوستی باطن افراد را چنان به یکدیگر پیوند می دهد که گویی مجموعه دوستان یک روحند و تنها بدن های آنها جداست. پس آدمی باید بنگرد که با چه کسی می خواهد یکی شود و پیوند روحی پیدا نماید با اولیاء الهی که در نتیجه خود نیز از اولیاء الله گردد یا با افراد منافق و فاسق که در زمره ظالمین قرار گیرد. قرآن کریم دوستی با غیر مسلمان را روا نمی داند و می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَی أَوْلِیَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنکمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ(۲). ای کسانی که ایمان آورده اید ای یهود و نصاری را به عنوان دوست نگیرید، آنها بعضی دوست بعض دیگرند و هر کس از مؤمنین آنها را دوست بدارد در حقیقت از آنها خواهد بود».
آثار دوستی نه تنها در دنیا نمایان است بلکه در آخرت هم به خوبی ظاهر می گردد. حضرت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می فرماید: «المرء مع من احب» آدمی در قیامت با کسی است که او را دوست دارد. و جریان این فرمایش رسول خدا از این قرار است که روزی قبل از اقامه نماز یکی از اعراب بادیه نشین خدمت رسول خدا رسید و عرض کرد که یا رسول الله قیامت چه وقت برپا می شود آن حضرت نماز را اقامه کردند و بعد از نماز فرمودند چه کسی از قیامت سؤال کرد، اعرابی برخاست و خود را معرفی کرد آن حضرت فرمود آیا چیزی برای آن روز آماده کرده ای؟ اعرابی عرض کرد: قسم به خدا عمل زیادی از نماز و روزه آماده نکردم الا اینکه خدا و رسولش را دوست دارم. آن حضرت فرمود: «المرء مع من احب».(۳)
پس دامنه تأثیر دوستی دنیا و آخرت هر فرد را پوشش داده و سرنوشت او را مشخص می کند. دوستی لوازمی چون همنشینی و مجالست و مصاحب و همراهی دارد که در روایات به بعضی از همنشینی ها و مصاحبت ها توصیه شده و تأثیرات مثبت آن نیز بیان شده و از بعضی نهی شده و اثرات نامطلوب آن گوشزد شده که به پاره ای از آنها می پردازیم.
تأثیرات دوستان خوب۱ـ ایجاد انگیزه برای اصلاح نفس
انسان وقتی با افراد صالح نشست و برخاست کند، میل به انجام فرایش و دوری از محرمات و فعل خیرات در او افزایش می یابد. امام زین العابدین ـ علیه السلام ـ در این زمینه می فرمایند: «مجالسه الصالحین داعیه الی الصلاح. همنشینی با افراد صالح انگیزه اصلاح و خودسازی ایجاد می کند».(۴) حضرت پیامبر ـ علیه السلام ـ فرمودند حواریون به حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ گفتند: یا روح الله من نجالس. با چه کسی همنشین شویم؟ ایشان فرمودند: «من یذکرکم الله رؤیته و یزید فی علمکم منطقه و یرغبکم فی الآخره عمله».(۵)
کسی که دیدن او شما را به یاد خدا بیندازد و منطق و گفتار او بر علم شما بیفزاید و عمل او شما را بر انگیزد نسبت به انجام کارهایی که برای شما نفع اخروی داشته باشد در بعضی از افراد اگر ببینند که تعداد زیادی از همراهان او یک عمل را انجام می دهند در او ایجاد انگیزه می شود نسبت به انجام آن عمل. و حضرت علی ـ علیه السلام ـ در این باره می فرماید: «عجبت لمن یرغب فی التکثر من الاصحاب کیف لایصحب العلماء الازکیاء و الاتقیاء الذین یغنم فضائلهم و تهدیه علومهم و تزینه صحبتهم.»(۶) تعجب می کنم از کسی که زیادی همراهان او را به عمل وا می دارد چرا با علمای خردمند با تقوی همراه نمی شود که فضایل و خوبی آنها را غنیمت گیرد و علوم آنها او را تهذیب کند و همراهی آنها او را زینت بخشد.
۲ـ زنده شدن عقل و دلجاهل و غافل به مردگان می مانند چرا که جسم بی جان قدرت تمییز خیر از شر و زشت از زیبا و خوب از بد را ندارد و در نظر او آهن گداخته و زر ناب یکسان است و مشک و عنبر معطر با مزبله متعفن در دیدگاه او تفاوتی ندارد و جاهل و غافل نیز به همین ترتیبند یعنی قدرت تمییز ندارند و این توانایی در سایه همنشینی و مصاحبت با عالمان وارسته برای جاهل حاصل می گردد. در همین راستا است که لقمان حکیم به فرزندش می فرماید: «یابنی جالس العلماء و زاحمهم برکبتیک فان الله عزوجل یحیی القلوب به نور الحکمه کما یحیی الارض بوابل السماء. فرزند دلبندم با علماء همنشینی کن و به آنها نزدیک شود آنچنان که با زانوانت آنها را به زحمت اندازی چرا که خدا قلب ها را به نور حکمت زنده می کند آنچنان که زمین را با قطرات آسمان زنده می گرداند».(۷) و حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «مجالسه الحکماء حیاه العقول و شفاء النفوس. همنشینی با حکیمان باعث زنده شدن عقل ها و شفا جان ها است».(۸)
۳ـ تجلیل و تکریمتشویق هر عمل باعث تقویت آن عمل می گردد. یعنی وقتی عمل خوبی از فرد سر بزند و توسط دوستان آن عمل مورد تشویق قرار گیرد، آن عمل تقویت شده و زمینه تثبیت و تداوم آن فراهم می گردد. دوستان نابهنجار بر عکس عمل می کنند یعنی کارهای بد فرد را تشویق نموده و نسبت به کارهای خوب فرد بی تفاوت بوده یا حتی آن را تقبیح می کنند در نتیجه زمینه تقویت اعمال ناپسند و خاموشی اعمال پسندیده را فراهم می سازند.
حضرت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می فرماید: «جالس الابرار فانک ان فعلت خیراً حمدوک و ان اخطأت لم یعنفوک» با پاکان بنشین که اگر کار خوبی کردی تو را ستایش می کنند و اگر خطائی از تو سر زد تو را تحقیر و سرزنش کنند.(۹) مشاهدات نشان می دهد که بسیاری از افراد مذهبی و نمازخوان بعد از دوست شدن با کسانی که اهل نماز نبوده و افکار انحرافی داشته اند، نسبت به نماز و دیگر اعمال مذهبی سست شده بلکه از دشمنان اسلام گشته اند. و چه افرادی که اهل کشیدن سیگار هم نبوده اند ولی بواسطه دوستان معتاد به مواد مخدر روی آورده و از رانده شدگان جامعه شده اند. و این نیست مگر به خاطر تشویق اعمال خلاف و تقبیح افعال صحیح توسط دوستان.
۴ـ تعلیم و تزکیهوقتی که انسان با عالمان وارسته دوست شود، آنها راه های کمال را به انسان می نمایانند و بسان مادری که قدم به قدم راه رفتن را به کودک می آموزد، دست او را می گیرند و پا به پا می برند تا راه و رسم ترقی و کمال را به او بیاموزند. و خطاهای او را به طور غیرمستقیم گوشزد می کنند در نتیجه علم فرد افزون گشته و بدی های او از بین می رود و عقل او کامل می گردد.
حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «جالس العلما یزدد علمک و یحسن ادبک و تزکو نفسک»(۱۰) با علما همنشین باش تا علمت افزون شود و ادبت نیکو گردد و نفست تزکیه شود. و نیز فرمود: «جالس العلماء یکمل عقلک تشرف نفسک و ینتف عنک جهلک»(۱۱) با عالمان همنشین شو تا عقل تو کامل گردد و نفست شرافت یابد و جهلت رخت بربندد. و نیز می فرماید «جالس اهل الورع و الحکمه و اکثر مناقشتهم فانک ان کنت جاهلا علموک و ان کنت عالما ازدادت علماً»(۱۲) با افرادی که اهل پرهیزکاری و حکمت هستند همنشینی کن و بسیار خود را با آن درگیر ساز که اگر جاهل باشی ترا می آموزند و اگر عالم باشی علمت زیاد می گردد.
۵ـ ایجاد روحیه شکرگزاری و بردباریافراد تجمل گرا و متنعم مادی نگر همیشه از مشکلات می نالند و تحمل کوچکترین سختی را ندارند و مدام به افرادی که از نظر مادی از آنها بالاترند و می نگرند و همواره در حسرت چیزهایی که ندارند می باشند و هیچ گاه به فکر شکرگزاری در برابر نعمت هایی که دارند نیستند. اگر انسان با چنین افرادی دوست شود خلق و خوی آنها را می پذیرد و فرد متوقع و کفور می گردد. ولی افراد فقیر قدر نعمت را می شناسند و شکرگزار منعم خویشند و همیشه دست نیاز به سوی خدای بی نیاز دراز می کنند و دوستی با این افراد باعث پدید آمدن این روحیات در انسان می گردد. به علاوه قدر نعمت هایی که خود دارد ولی آن فقیر ندارد احساس کرده و بر شکرگزاری او افزوده می شود. حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرمایند: «جالس الفقراء تزدد شکراً»(۱۳) با فقرا همنشین شو تا بر شکر تو افزوده شود.
اگر انسان با افراد صبور و متین همنشینی کند و سعی کند که شبیه آنان عمل کند، آرام آرام این صفت پسندیده در آن ان نیز بوجود می آید. حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «جالس الحلماء تزدد حلماً»(۱۴) با بردباران همنشینی کن تا بر حلم و بردباری تو افزوده شود. و نیز می فرماید: «ان لم تکن حلیماً فتحلم فانه قلّ من تشبه بقوم الااوشک ان یکون منهم»(۱۵) اگر بردبار نیستی خود را به بردباری بزن، به راستی که کم اتفاق می افتد که شخص خود را به قومی شبیه سازد مگر اینکه امید است از آنان گردد.
گِلـــی خوشبوی در حمام روزی رسید از دست محبوبی به دستم
بــه او گفتم که مشکی یا عبیری کـــه از بوی دل آویز تو مستم
بــــگفتا مــن گِلی نـاچیز بودم و لیـکن مــــدتی با گل نشستم
کمـــال همنشین در من اثر کرد و گرنه من همان خاکم که هستم
تأثیر دوستان بد
۱ـ ضرر رساندنحضرت علی ـ علیه السلام ـ در وصیت خود به امام حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «یا بنی ایاک و مصادقه الاحمق فانه یرید ان ینفعک فیضرک. فرزندم بر حذر باش از اینکه با احمق دوست شوی چرا که او می خواهد به تو نفع برساند به تو زیان می زند (چرا که او سود و زیان را تمییز نمی دهد)».(۱۶)
امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: «ایاک و صحبه الاحمق الکذاب فانه یرید نفعک فیضرک و یقرب منک البعید، یبعد منک القریب ان ائتمنته خانک و ان ائتمنک اهانک و ان حدثک کذبک و ان حدثته کذّبک و انت منه بمنزله السراب الذی یحسبه الظلمأن ماء حتی اذا جاءه لم یجده شیأ. بر حذر باش از همنشینی با نادان و دروغگو چرا که می خواهد نفعی به تو برساند به تو ضرر می زند و دور را به تو نزدیک می نمایاند و نزدیک را برای تو دور جلوه می دهد، اگر امینش قرار دهی به تو خیانت کند و اگر ترا بر کاری امین قرار دهد به تو اهانت کند، اگر به تو سخنی بگوید دروغ می گوید و اگر سخنی به او بگویی ترا دروغگو پندارد، نسبت تو به او نسبت تشنه ای است که سراب را آب پندارد و چون به آن نزدیک شود آن را چیزی نمی یابد».(۱۷)
بنابراین دوستان نادان انسان را همواره به زحمت می اندازند که علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «صحبه الاحمق عذاب الروح» و امام رضا ـ علیه السلام ـ فرمود: «صدیق الجاهل فی تعب» و حق و باطل را بر انسان مشتبه می کنند.
۲ـ اکتساب شرهمچنان که اگر آهن سردی را در مجاورت آتش سوزان قرار دهند گداخته و سوزان می گردد و قطعه یخ در برابر نور خورشید آب میشود، انسان از صحبت اشرار متأثر گشته و به بدی رهنمون می گردد. حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «صحبه الاشرار تکسب الشر کالریح اذا مرّت بالنتن حملت نتنأ. همنشینی با افراد شرور موجب کسب شر می شود، همچنان که باد با گذشتن از مکان متعفن، مملو از بوی بد می شود».(۱۸)
پس فردی که اخلاق فاسد و صفات مذموم دارد و باطنش پر از تعفن گناه است سزاوار همنیشینی نیست و همنشینی با او موجب سرایت رذائل به انسان می گردد.
همنشینی با افرادی که نقل مجلس شان عیب جویی از دیگران است و یا سخنانی می گویند که موجب هیجان شهوت است و به راحتی از گناهانی که مرتکب شده اند تعریف می کنند و از پرده دری های خود نسبت به ناموس دیگران به عنوان یک افتخار یاد می کنند و مرتکب جنایت، سرقت، اعتیاد و… هستند، قطعاً مؤثر بوده خواه ناخواه افراد در دام این آلودگی ها افتاده و از صراط مستقیم فاصله می گیرند و وقتی به خود می آیند که کارشان از کار گذشته، عزت آنها از بین رفته، آبرویشان لکه دار شده و دین و دنیا را از دست داده اند و اینها هستند که به جای انگشت فردای قیامت دست حسرت را به دندان می گیرند: «و یوم یعض الظالم علی یدیه و یقول یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا یا ویلتا لیتنی لم اتخذ فلاناً خلیلا لقد اضلنی عن الذکر بعد اذ جاءنی و کان الشیطان للانسان خذولا. و روزی که ظلم دست حسرت به دندان گرفته گوید، ای کاش من «در دنیا» با رسول خدا دوستی و طاعت پیشه می گرفتم. وای بر من ای کاش که فلان «مرد کافر و رفیق فاسق» را دوست نمی گرفتم که رفاقت او مرا از پیروی قرآن و رسول حق محروم ساخت و گمراه گردانید. آری دوستی شیطان «جنی و انسی» برای انسان مایه خذلان و گمراهی است».(۱۹) (داد از رفیق بد)
۳ـ از بین رفتن دین و ضعف یقیندر روایات از دوستی با افرادی که دنیا در نظرشان جلوه کرده و به همه چیز به چشم مادی می نگرند منع شده است. امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: بر حذر باشید از مجالست با پادشاهان و فرزندان دنیا (زده) که آن موجب از بین رفتن دینتان می گردد، در پی آن نفاق دامنگیر شما می شود و آن مرضی است که چنان شما را بیمار کند که دیگر شفاء نداشته باشد و موجب قساوت و قلبتان شده و خشوع را از شما می گیرد. حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «خلطه ابناء الدنیا تشین الدین و تضعف الیقین. مخلوط شدن با فرزندان دنیا (آنان که تمام هم و غمشان دنیاست) موجب زشتی دین و ضعف یقین می گردد».(۲۰)
قرآن هم صریحاً از دوستی با دنیا زدگان بی دین منع می فرماید: یا ایها الذین آمنوا لاتتخذوا الذین اتخذوا دینکم هزوا و لعبا من الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و الکفار اولیاء(۲۱). «ای کسانی که ایمان آورده اید کسانی را که دین شما را به مسخره و بازی می گیرند از اهل کتاب و کفار به دوستی می گیرند».
پس کسانی که دست دوستی به سوی دشمنان دین دراز کرده و واژه ها و اصطلاحات آنان را نشخوار می کنند با کتاب الهی مخالفت نموده و عاقبت سویی در انتظار آنان است و از نظر قرآن در زمره کفار محسوب می شوند چرا که من یتولهم منکم فانه منهم(۲۲).
۴ـ مرگ دلقال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ : «ثلاث مجالستهم تمیت القلب مجالسه الانزال و مجالسه الاغنیاء و الحدیث مع النساء. حضرت پیامبر فرمود: سه نفر هستند که همنشینی با آنها قلب را می میراند ۱ـ همنشینی با افراد پست و فرو مایه. ۲ـ همنشینی با اغنیا. ۳ـ سخن گفتن با زنان».(۲۳)
۵ـ فراموشی ایمان و حضور شیطانحضرت علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «… مجالسه اهل الهوی منساه للایمان و محضره الشیطان. همنشینی با اهل هوی (و هوس) موجب فراموشی ایمان و باعث حضور شیطان است. چرا که اهل هوی و هوس همواره با عمل و بیان انسان را از یاد خدا غافل کرده و به گناه می خوانند و بدینسان زمینه حضور شیطان را فراهم می سازند».(۲۴)
صدها تأثیر منفی دیگر در مجالست با گناهکاران و فساق و جهال وجود دارد که اطناب بیشتر از حوصله نوشتار ما خارج است. تمام دوستی هایی که ملاک آن خدا نیست، فردای قیامت به دشمنی مبدل می گردد. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «بنگر، به هر کسی که فایده ای به دین شما نمی رساند، اعتنا مکن و علاقه ای به هم صحبتی با او نداشته باشی چرا که همه چیز غیر از خدا نابود می گردد و عاقبت بدی دارد.» (۲۵)
و در قرآن کریم آمده است که: الاخلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقین(۲۶).
در آن روز دوستان همه با یکدیگر دشمنند به جز پرهیزکاران (که دوستی آنان با هم در دنیا و آخرت پایدار است).
در رابطه بانقش دوست در اصلاح جامعه باید به عرض برسانیم که هر فرد به نسبت شخصیت و استعداد و توانایی هایی که دارد، در جامعه مؤثر است و هر چه انسان از توانایی شخصیتی و استعداد بالایی برخوردار باشد بیشتر می تواند در اصلاح جامعه نقش داشته باشند.
انسان با استعدادها و توانایی های مختلفی که دارند، باید در اصلاح جامعه حرکت کنند و برای پاکی و صلاح جامعه خود قدمی بردارند.

پاورقی:

۱. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۹۲.
۲. مائده : ۵۱.
۳. بحارالانوار، همان، ج۱۷، ص۱۳. محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج۲، ص۲۴۲.
۴. بحارالانوار، همان، ج۷۸، ص۱۴۱.
۵. همان، ج۷۷، ص۱۴۷.
۶. آمدی، غرر الحکم، ص ۴۶۱ .
۷. بحارالانوار، همان، ج۱، ص۲۰۴.
۸. غرر الحکم، ص ۴۳۰.
۹. تنبیه الخواطر، ص۳۶۲.
۱۰. غرر الحکم. میزان الحکم، همان، ج۲، ص۶۱.
۱۱. غرر الحکم.
۱۲. همان.
۱۳. همان.
۱۴. همان.
۱۵. نهج البلاغه، قصار الحکم، ۲۰۷.
۱۶. بحارالانوار، همان، ج۷۴، ص۱۹۸. نهج البلاغه.
۱۷. بحارالانوار، همان، ج۷۴، ص۱۹۳.
۱۸. غرر الحکم.
۱۹. فرقان : ۲۷ـ۲۹.
۲۰. غرر الحکم.
۲۱. مائده : ۵۷.
۲۲. مائده : ۵۱.
۲۳. بحارالانوار، همان، ج۷۷، ص۴۶.
۲۴. شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۳۵۴.
۲۵. بحارالانوار، همان، ج۷۴، ص۱۹۱، انظر کل من لایفید منفعه فی دینک فلا تعتدن به ولا ترغبن فی صحبته فان کل ما سوی الله مضمحل وخیم عاقبته.
۲۶. زخرف : ۶۷.
منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.